مددکاری اجتماعی..::..Social Work

عکس های سلفی؛ پدیده ای نو ظهور یا آسیب روانی و اجتماعی جدید؟!

چهره جهان و نوع زندگی مردم ماه به ماه در حال تغییر است و انگار که این تغییر پر شتاب بخش انکار ناپذیر زندگی است : در حیطه های پزشکی، فنی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، نجوم، فیزیک و شیمی تغییرات لحظه به لحظه بر زندگی مردم تأثیر می گذارد. این تغییرات چون بر اساس اندیشه و علم صورت می گیرد، لاجرم کاروان تمدن و زندگی را به جلو هدایت می کند. بشریت از تبعات مثبت این حرکت و تغییر برای بهتر زیستن و استفاده از امکانات استفاده می کند. سبک تغذیه، سلامتی جسم و روان، راحتی زندگی، طول عمر بیشتر، تفریحات مفرّح تر، پول در آوردن بیشتر، همه و همه برزایند این تغییرات در چهره جهان و در زندگی آدمیان است.

اما این جنبه مثبت، یک روی سکه است. تغییر و تحول و گذر از پیچ و خم های زندگی حتماً و حتماً هزینه ها و چالش هایی خواهد داشت. اضطراب و خشم بهایی است که آدمیان برای این قافله تمدن می پردازند ! بیماری های مختلف جسمانی و روانی، تضاد طبقاتی و تشکیل ژن های برتر در برابر ژن های حقیرتر!!! افزایش آسیب های اجتماعی، جنگ حکومت ها با یکدیگر همه و همه این روی سکه است ! و هزینه ای که برای تغییر چهره جهانی مجبور به پرداخت آن هستیم. در این میان شبکه های اجتماعی، دنیای مجازی و اینترنت هم داستان زشت و زیبای خود را دارد ! از زیبایی ها و آثار مثبت آن بسیار می دانیم  و نیاز چندانی به تکرار آن نیست که دست بر روی هر ساختاری از سیستم جامعه بگذاریم، ردپای ماهواره و اینترنت و شبکه های اجتماعی را خواهیم دید. تحولات در صنعت و کشاورزی و اقتصاد و سیاست و اخلاق و روابط اجتماعی و فرهنگی همه مدیون این فن آوری است.

اما یکی از چهره های زشت این بخش آسیب جدید و نوپای سلفی یا عکس از خود است. سلفتیس! Selfitis .

از سال ۲۰۱۲ ستاره های هالیوود شروع به گرفتن عکس از خود و پخش آن در فضای مجازی کردند و این رویه چنان سرعت و شتاب گرفت که در سال ۲۰۱۳ لغت سلفی بعنوان لغت سال وارد دیکشنری آکسفورد گردید. همینطور مونوپاد بعنوان ابزاری برای عکس سلفی برترین اختراع سال ۲۰۱۴ شد.  افراد حریصانه و مشتاقانه در موقعیت های خاص و ویژه از خود عکس می گیرند و در دنیای مجازی پخش می کنند : آن زمانی که پلاسکو در حریق آتش زبانه می کشدو مردم در درون آن گرفتار شده اند، افرادی با دهان باز از خنده در پس زمینه آتش و و درد سلفی می گیرند!!! تصادف هولناکی رخ داده است و مصدومان در خون خود غلتیده اند، فرد موبایل به دست در پس زمینه خون و ناله سلفی می گیرد!!! حتی سلفی گرفتن با جسد، با بیمار در حال احتضار، با فردی که در حال اقدام به خودکشی است و در بسیاری از این شرایط بحرانی.

البته همیشه شرایط بحرانی نیست. در موقعیت هایی ما در کنار گل و بلبل و طبیعت و دریا و هوا و فضا کلیک کلیک می کنیم و از خود عکس می گیریم و سخاوتمندانه آنرا با دیگران به اشتراک می گذاریم و یا پروفایل های مان را غنی می کنیم. آیا این یک اتفاق طبیعی است یا نشان از یک اختلال جدی؟!!

می گویند گرفتن بیش از ۳ یا ۴ عکس و به اشتراک گذاشتن آن در طول روز یا هفته نشانه یک اختلال است. این عکس ها فاقد هر گونه محتوایی هستند و ساعت ها برای تهیه آن وقت به هدر می رود! آنجایی که عکس های خاصی در محیط و زمان و مکان خاص (خاص از نوع جسد یا زخمی تصادفی) مثلاً در حال چتر بازی یا ورزش و یا طبیعت بکر گرفته می شود نه تنها اختلال نیست، بلکه نشانه همدلی ونوع دوستی است و دعوت از دیگران برای لذت بردن از این شرایط خاص. می گویند سلفی ها افراد خودشیفنه و نمایشگری هستند که به عقده های فرو خورده خود پاسخ می دهند! خود محور و خودخواه و خودبین هستند.

سلفتیس یا اختلال روانی ناشی از تمایل به عکس گرفتن برای نشان دادن به دیگران  یک بیماری است، چرا که ریشه در کمبود اعتماد به نفس و فقدان صمیمیت دارد. با عالم و آدم فاصله می گیریم و بر خود تمرکز می شویم. سلفیتیس یک اختلال روانی است چرا که کننده آن با بی توجهی به پس زمینه عکس خود (فردی که در حال خودکشی است) یک شخصیت ضد اجتماع و فاقد عواطف انسانی و مسئولیت اجتماعی است. او در واقع دچار  “اثر تماشایی” است. یعنی اینکه مسئولیتی برای خود در قبال دیگران احساس نمی کند و دیگران را موظف به حل مشکل و کمک می بیند!

و البته که این اختلال در سه سطح مرزی، حاد و مزمن قابل تقسیم بندی است و نیازمند درمان. در آینده نزدیک تأسیس درمانگاههای سلفی غیر قابل اجتناب خواهد بود.

نیازمند آنیم که آموزش هایی برای پیشگیری اتفاق بیفتد : نیاز به دیده شدن و نیاز به خودنمایی که با مهارت خود شناسی توأم شده است  و اگر با افزایش مهارت های ابراز وجود همراه گردد، چه نیازی به سلفی خواهد بود؟!! کودکان و فرزندان و جوانان باید راههای درست معرفی خود و نشان دادن ویژگی های جذابشان را یاد بگیرند و صرفا بر جسم خود متمرکز نشوند.

و شاید که همچون کشور فرانسه می بایست قوانینی مجازاتگرانه را به تصویب برسانیم برای افرادی که در موقعیت های بحرانی از کمک کردن دریغ می کنند.

نویسنده: دکتر احمدعلی جبارزاده؛ مددکار اجتماعی و روانشناس
پایگاه اطلاع رسانی مددکاران اجتماعی ایران

   + ; ۸:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٦/٥/۱٢
comment نظرات ()

کافه رسانه مددکاری اجتماعی ایران | معرفی کانال کافه رسانه مددکاری

کانال کافه رسانه مددکاری اجتماعی ایران در شبکه اجتماعی تلگرام در مورخ ۹۵/۱۰/۱۰ راه اندازی شد و شروع به کار کرد.
کافه رسانه مددکاری اجتماعی تلاش دارد به موازات سایر کانالهای معتبر و فعال مددکاری اجتماعی در فضای مجازی تلگرام، به اطلاع رسانی در حوزه های مختلف اجتماعی با محوریت مددکاری اجتماعی به گونه ای متفاوت بپردازد.
کافه رسانه مددکاری اجتماعی ایران در تلگرام زیر نظر مجموعه تخصصی مددکاران اجتماعی ایرانیان فعالیت دارد.

محورهای اصلی فعالیت این کانال به شرح ذیل می باشد:
– ارائه اخبار و اطلاعات مهم و روز اجتماعی ایران همزمان با انتشارشان در خبرگزاری ها و رسانه های مختلف
– اطلاع رسانی در خصوص اخبار و اطلاعات تخصصی مددکاری اجتماعی ایران و جهان
– اطلاع رسانی در خصوص فراخوان های استخدام مددکاران اجتماعی
– معرفی رسانه های به روز، پرمخاطب و مرجع مددکاری اجتماعی ایران و جهان
– معرفی مراکز مددکاری اجتماعی استانها با هدف آشنایی جامعه مددکاران اجتماعی ایران با این مراکز تخصصی
– معرفی مقالات تخصصی روز و کُتب جدید انتشار یافته در حوزه مددکاری اجتماعی ایران و جهان
– مصاحبه با فرهیختگان و پیشکسوتان مددکاری اجتماعی سازمانها و نهادهای مختلف استانها
جهت عضویت در این کانال کافه رسانه مددکاری اجتماعی ایران و استفاده از مطالب آن از اینجااقدام نمایید.

در کافه رسانه مددکاری اجتماعی ایران با ما همراه باشید.

https://t.me/Cafemadadkari
Cafemadadkari@

   + ; ٩:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٦/٥/۱٠
comment نظرات ()

گذری کوتاه بر اهمیت مددکاری اجتماعی انتقادی (Critical Social work)

مددکاری اجتماعی به عنوان یک حرفه و رشته علمی با مسائل اجتماعی در ارتباط است و مسائل اجتماعی اغلب پیچیده، چند بعدی و دارای ماهیت دشوار هستند و این ویژگی­ها ارزیابی و مداخله در این حرفه را دشوار می­ سازد. مددکاران اجتماعی در تحلیل مسائل اجتماعی به طریقی آموزش داده می­شوند که عوامل قانونی، سازمانی، اجتماعی، فرهنگی و روانی را بررسی نمایند. بسیاری از منابعی که در مددکاری اجتماعی استفاده می­شود شامل نظریه­ ها، رویکردها و روش­های مختلف و اغلب متناقض است.

به طور کلی مددکاران اجتماعی تشویق می­ شوند که با رویکردی خلاق و التقاطی به تحلیل مسائل بپردازند. با این حال در مددکاری اجتماعی نیاز به گسترش توجه از دیدگاه ساختاری و اجتماعی، به دیدگاه روانشناختی و درمانی نیز وجود دارد. بنابراین داشتن رویکرد روانی- اجتماعی یک نوع فعالیت ضروری و حیاتی در حرفه مددکاری اجتماعی محسوب می­ شود. بسیاری از منابع بین المللی تأکید بر تفکر و نظریه­ انتقادی دارند. اما ابهام قابل توجهی در مورد آنچه که رویکرد، نظریه انتقادی و تفکر انتقادی نامیده می­شود، وجود دارد. نظریه پردازان فمینیست و پست مدرن، انتقاد برجسته­ای را در مورد غفلت دیدگاه­های انتقادی نسبت به وضعیت قدرت، قومیت و وضعیت اجتماعی مهاجران و سایر گروه­های آسیب­ پذیر عنوان کرده­ اند. امروزه مطالعات علمی بسیاری در این زمینه وجود دارد که نشان می­ دهد اقدامات مددکاری اجتماعی اغلب متأثر از دیدگاه­های کلیشه­ ای بر مبنای جنسیت و قدرت است.

در بسیاری از موارد به نظر می­ آید که اقدام مددکاری اجتماعی بر مبنای رویکرد روانی- اجتماعی قرار ندارد تا امکان برخورد با مسائل پیچیده قدرت، موقعیت­های مختلف اجتماعی و مسائل مربوط به سبک زندگی معاصر را داشته باشد. مددکاران اجتماعی به طور فزاینده توجه خود را صرفاً به روانشناسی و روش­ها و دیدگاه­های روانشناسی معطوف ساخته­ اند. بسیاری از روش­های مورد استفاده در مددکاری اجتماعی مانند مشاوره از روانشناسی و روان­ درمانی گرفته شده است که پیامدهای مختلفی برای اقدام مددکاری اجتماعی به دنبال دارد. در ادبیات مشاوره در مددکاری اجتماعی به ندرت تعارض آشکار بین رویکرد درمانی در مقابل رویکرد انتقادی وجود دارد در صورتی که پین (payne) 2006، بین سه رویکرد درمانی، نظم اجتماعی و تغییر در مددکاری اجتماعی تمایز می­ گذارد.

امروزه تأثیر فقدان چارچوب نظری قابل فهم در مددکاری اجتماعی بیشتر در توزیع، گسترش و شیوع آزمون­ها و روش­های مختلف روانشناسی از سوی مددکاران اجتماعی مشاهده می­ گردد. به عنوان مثال در اروپای شمالی رویکرد مبتنی بر شواهد که در مددکاری اجتماعی اهمیت بسیاری دارد، با دیدگاه­های مثبت­ گرا، روانشناختی و محدود ارزیابی می­ شود. همچنین مشاهده می­ شود که چگونه دیدگاه درمانی بر نحوه ارزیابی مددکاران اجتماعی و کار با مددجویان تأثیر گذاشته است. این نوع رویکرد باعث تقلیل مسائل اجتماعی به اقدام روانشناختی و روانپزشکی می­ گردد و مددکاران اجتماعی را از پرداختن به ساختار اجتماعی و مسائلی که ناشی از این ساختار است، غافل می­سازد.

REFERENCE

Herz, M. Johansson, TH (2011).

Home / Critical Social Work / Archive Volumes / 2011 Volume 12 No. 1 / Critical Social Work – Considerations and Suggestions

کبری واعظی، کارشناس ارشد مددکاری اجتماعی
پایگاه اطلاع رسانی مددکاران اجتماعی ایران

   + ; ٩:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٦/٥/٩
comment نظرات ()

انتقاد از عملکرد سازمان بهزیستی در خصوص احداث ۲۲ خانه­ امن ویژه زنان

بنا به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران «ایسنا»، رئیس سازمان بهزیستی کشور از احداث ۲۲ خانه امن ویژه بانوان در کشور خبر داد که از این تعداد ۱۵ مرکز در اختیار بخش خصوصی و ۷ مرکز در اختیار بخش دولتی قرار گرفته است.

این خبر از چند منظر در جایگاه نقد جدی قرار دارد که در زیر بدان پرداخته می­شود.

  • کمیت خانه­ های امن در سراسر کشور تنها ۲۲ خانه است!

این خانه­ ها در کدام استان­ها یا شهرها تشکیل شده است؟ تعداد کل استان­های ایران حدود ۳۱ استان است، در حالی که بهزیستی تنها ۲۲ خانه امن آن هم در ۱۸ استان کشور دارد این یعنی حدود ۱۳ استان در کشور از ساخت خانه­ های امن برای زنان محروم مانده است. آیا با توجه به ساختار فعلی جامعه ایران که «مرد سالار» است و اندیشه­ های نابرابر و جنسیت محور در جای جای روابط بین فردی و اجتماعی در سیلان است، زنان در ۱۳ استان کشور در امنیت کامل زیست می­ کنند و هیچ نوع خشونتی را در هیچ بعدی از زندگی خود تجربه نمی­کنند؟ پاسخ این سوال بدون تردید و با توجه به شرایط آسیب ­زده ایران منفی است. ۲۲ خانه امن نه تنها کافی نیست بلکه لازم است در تمام استان­ها و تمام شهرهای ایران مراکز فوق در حمایت از ازنان خشونت دیده احداث شود.

  • اهمیت دسترسی به خانه­ های امن

۲۲ خانه امن اغلب در مراکز استان­ها احداث شده است و این بدان معنی است که زنان ساکن در شهرستان­ها از نظر دسترسی به خانه­ های امن و استفاده از خدمات آن با شرایط دشواری رو به رو هستند. یکی از مزایای ارائه خدمات اجتماعی به زنان خشونت دیده با توجه به میزان فشار و تنش ­هایی که در زندگی خود تجربه می­کنند، دسترسی قریب­ الوقوع به خدمات است و چه بسا در غیر این صورت تحمل درد و رنج خشونت بر پیمودن مسیر طولانی و دسترسی به دریافت خدمات از سوی خانه­ های امن سلطه می­ یابد. در صورتی که زنان به صورت مستقیم و خود مراجع به خانه­ های امن مراجعه نمایند هزینه سفر به مرکز استان، همراهی فرزند/ فرزندان با خود در طول سفر و مشکلات ناشی از آن، ترس و نگرانی از یافتن مراکز امن و پذیرش در آن و بسیاری مسائل دیگر در این مسیر با زنان خشونت دیده همراه خواهد بود و مجموعه این موارد دسترسی به خدمات اجتماعی را دشوار خواهد ساخت.

  • کیفیت ارائه خدمات در خانه ­های امن

حفظ سلامت جسمی و روانی زنان و کودکان در معرض خشونت در خانه­ های امن باید در اولویت قرار گیرد. این زنان اغلب به دلیل خشونت­های مداوم و پایدار از سلامت جسمانی و روانی مناسبی برخوردار نیستند. درگیری­های فیزیکی، ضرب دیدگی اعضای مختلف بدن، استرس مداوم، احساس یأس و رهاشدگی، افسردگی، وجود افکار خودکشی، قتل و … به شدت سلامت جسم و روان آنان را تحت تأثیر قرار داده است؛  این در حالی است که اغلب فرزندان چنین زنانی یا در معرض خشونت قرار گرفته­ اند و یا شاهد صحنه­ های خشونت­ بار بوده ­اند و این نیاز را ایجاد می­ سازد تا به کودکان در معرض خشونت خدمات مددکاری اجتماعی و روانشناسی مناسب ارائه گردد. با توجه به پیامدهایی که خشونت برجای می­ گذارد، تشکیل تیم تخصصی شامل پزشک، روانپزشک، روانشناس، مددکار اجتماعی، پزشک اطفال، روانپزشک کودکان، روانشناس کودک و نوجوان و وکیل در خانه­ های امن جهت درمان، حمایت روانی- اجتماعی و بهبودیافتگی و بازگشت به اجتماع بیش از پیش ضرورت راسخ می­ یابد.

افزایش تعداد خانه­ های امن، کیفیت خدمات ارائه شده، دسترسی آسان و سریع برای پذیرش زنان در خانه­ های امن و بسیاری موارد دیگر نیازمند شناسایی و توجه خاص است و غفلت از آن ناتوانی در ریشه­ کنی و کنترل پدیده آسیب­ زای خشونت را به همراه خواهد داشت و پیامدهای ناگواری را برای سلامت قشر وسیعی از زنان جامعه به بار می­ آورد. از این رو شایسته است سازمان بهزیستی کشور به عنوان متولی سلامت اقشار آسیب­پذیر به طور عام و در اینجا زنان در معرض خشونت به طور خاص، خدماتی فراگیر و بهینه را به گروه هدف خود ارائه نماید.

نویسنده: کبری واعظی، کارشناس ارشد مددکاری اجتماعی؛ تابستان ۹۶

 

   + ; ٦:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٦/٥/٦
comment نظرات ()

چرا تمایل به مصرف مشروبات الکلی بالا رفته است؟!

در پرداختن به چرایی آسیب های اجتماعی، توصیف و تحلیل را هر دو لازم داریم. توصیف برای آنچه که هست و تحلیل برای چرایی آنچه که هست. هر تحلیل و ارزیابی مستلزم یک توصیف واقع بینانه از واقعیت است. مصرف مشروبات الکلی هم  بعنوان یک آسیب اجتماعی در کنار سایر آسیب ها هم، متأسفانه از نظر توصیفی و آماری با ابهامات و تناقضات فراوانی روبروست.

آمار رسمی وجود ندارد و جسته و گریخته گفته ها و شنیده هایی وجود دارد:  ۶ درصد جمعیت کشور سابقه مصرف الکل را داشته اند و ۱ درصد الکلی و وابسته به سوء مصرف. در بین استانها البرز، تهران، اصفهان، لرستان و کرمانشاه بیشترین مصرف را دارند و نزدیک به ۷۰۰ میلیارد تومان چرخش مالی و خرید و فروش الکل در کشور است. به دلایل متعددی از نظر مصرف جهانی در مقایسه با سایر کشورها رتبه پایینی را داریم. اما بررسی ها نشانگر مصرف رو به افزایش الکل در سال های اخیر است و این ضرباهنگ آژیر خطر را کشیده است …

علیرغم به گوش رسیدن صدای این آژیر، حرکت جدی برای رویارویی با آن دیده نمی شود و این خود خطر مضاعف و آسیب مضاعف است. اما چرا؟ چه اتفاقی می افتد که یک انسان بطور اعم و یک جوان بطور اخص به سراغ مصرفی می رود که نتیجه آن تخریب جسم و روان است؟

طبیعتاً از زوایای مختلف جامعه شناختی، روانشناختی، مردم شناسی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و پزشکی می توان به این چرایی پرداخت. اجازه بدهید با دیدی روانشناختی – اجتماعی به تحلیل بپردازیم. بررسی ها نشان می دهد که یکی از عوامل مهم مصرف الکل، جستجو و به دنبال نشاط و شادی بودن است. شادی، این مائده آسمانی و الهی که چند دهه ای است در این سرزمین مظلوم واقع شده است و پرداختن به آن بسیار غریب! شادی نیاز انسانی است و اگر اهمیت آن بیشتر از خوراک برای وجود انسانی نباشد، کمتر هم برای جسم و روح نیست. شادی انرژی حیات است و موتور محرکه انسان در زندگی.

در مسیر زندگی آنجائیکه فراز و نشیب ها آدمی را به تلاطم می کشاند و نفس کشیدن را سخت و بودن را پر هزینه! شادی انرژی مضاعفی را تزریق می کند تا با بالا رفتن تاب آوری و ظرفیت های جسمی و روحی به رویارویی با مشکل پرداخت. انسان شاد، انسان قوی است. شادی امید می آفریند. و نشاط خود یک سرمایه ارزشمندی است در پرداختن به سختی ها. بیماران با نشاط زودتر بهبودی پیدا می کنند و آدمهای شاد کمتر مریض می شوند. افراد شاد در تجارت هم موفق ترند. در علم پیشروترند. در کمک کردن به دیگران داوطلب ترند و در هر حرکت دیگر در مقایسه با افراد ناشادتر قوی تر عمل می نمایند.

شادی به دو شکل فردی است و جمعی و شادی های جمعی در مقایسه با شادی های انفرادی از قدرت بیشتری برخوردارند. این همه را گفتیم تا نتیجه بگیریم که اهمیت این نیاز در انسان در این حد است و اگر به آن بی توجهی شود و بدان پرداخته نشود و بخواهیم که آنرا برای جامعه محدود بکنیم و هزینه استفاده از آنرا بالا ببریم، جامعه به سمت پرداختن به آن بطور پنهانی و ارزان می کند و شادی های پنهان و زیر زمینی و خیلی ارزان خطرناک است …

و مشروب در کنار بسیاری دیگر از آسیب ها نوعی واکنش برای بدست آوردن شادی لحظه ای و ارزان است که مردمان به سمت آن میل پیدا می کنند … این شادی اگر چه موقت است و زودگذر اما نتیجه آن تخریب فرد است و جامعه.

یکی دیگر از علل گرایش مردم به مصرف الکل، استفاده از آن بعنوان یک مهارت حل مسأله است، مهارت حل مسأله ای که خود سر منشاء آسیب می گردد. انسانها در تلاطم زندگی ناچار به حل مشکلات هستند و آدمی بر اساس سواد، تجربه و مهارت، تربیت، اخلاق و فرهنگ خود به رویارویی با مشکلات می پردازد. متأسفانه به دلیل ضعف در مهارتهای دهگانه زندگی برخی افراد، آنان فاقد توانمندی لازم و مهارت های سالم حل مسأله هستند. بنابراین دچار استرس و اضطراب و خشم شده و بنوعی برلای فرار از مشکل با خوردن مشروب برای ساعتی از آن فارغ می گردند که طبیعتاً بدترین و مهلک ترین روش حل مسأله است.

پیشنهاد می گردد برای کم کردن گرایش به مصرف مشروبات الکلی سازمان ها  و نهادهای مسئول دیدی مثبت تر به شادی داشته و زمینه های پرداختن به آنرا برای همگان فراهم کنند. شادی در دین ما هم مطلوب است و هم سفارش شده و مخالفت با آن قطعا که منافات با دین دارد.

نیز در خصوص باید به  آموزش مهارت های زندگی برای قشرهای مختلف جامعه پرداخت. برگزاری کارگاههای آموزشی و همایش ها در این وادی بسیار پیشگیرانه خواهد بود.

نویسنده: دکتر احمدعلی جبارزاده؛ روانشناس و مددکار اجتماعی
پایگاه اطلاع رسانی مددکاران اجتماعی ایران

   + ; ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٦/٥/٦
comment نظرات ()

ضرورت گنجاندن کُتب با محتوای پیشگیرانه از بحران اعتیاد در برنامه های آموزشی مدار

جای خالی کتاب درسی با محتوای پیشگیرانه از بحران اعتیاد در مدارس
اعتیاد یک بیماری جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی است. اعتیاد به مواد مخدر، یکی از چهار بحران جهانی هزاره سوم و در صدر تهدیدها و آسیب‌های اجتماعی و از غم انگیزترین معضلات جوامع امروزی است که اکثر جوامع مختلف به ویژه جامعه ما را به چالش کشانده است و تأثیر آن در ظهور سایر آسیب‌های اجتماعی نمود عینی دارد.اعتیاد یک ناهنجاری با نشانه‌های بالینی، رفتاری و شناختی است که در ایجاد آن، عوامل اجتماعی و روانشناختی از یک طرف و عوامل زیست شناختی و داروشناختی از طرف دیگر نقش دارند. عوامل اجتماعی بیشتر در شروع مصرف و عوامل زیست شناختی در ادامه وابستگی مطرح هستند. با توجه به پژوهش مختلف انجام شده در دهه های اخیر در کشور ما با سه مسئله اساسی در زمینه اعتیاد از جمله کاهش سن شروع مصرف مواد، رشد جمعیت مصرف کنندگان مواد مخدر و بالاخره رشد مصرف مواد مخدر در بین زنان روبرو هستیم. از علل مؤثر گرایش افراد به سوء مصرف مواد به سه دسته عوامل شامل؛ عوامل فردی (کسب لذت، کنجکاوی، مشکلات روانی و فردی، ترک تحصیل)، عوامل خانوادگی (وجود فرد مصرف کننده در خانواده، رفاه اقتصادی خانواده، اختلافات والدین) و عوامل اجتماعی (در دسترس بودن مواد، بیکاری، نابرابری اقتصادی و …) میتوان اشاره کرد. اعتیاد به مواد مخدر یکی از بلایایی است که همه انسان‌ها به ویژه نوجوانان و جوانان را تهدید می‌کند، بطوری که طبق پژوهشها بیش از ۹۰ درصد مصرف کنندگان موادمخدر، در دوره نوجوانی و جوانی شروع به مصرف مواد مخدر می‌کنند. مثلت “فقر، جهل و اعتیاد” پویایی، بالندگی، نشاط و خلاقیت را از بعضی نوجوانان و جوانان گرفته و از آن ها انسان‌هایی بیمار و سربار جامعه و خانواده ساخته است. اعتیاد برای هر جامعه توأم با خساراتی است که جنبه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و انسانی را در برمی‌گیرند.
به طور کلی در حال حاضر سه راهبرد برای محدود کردن سوء مصرف مواد در اغلب کشورهای جهان وجود دارد: راهبرد قانونی، راهبرد درمانی و راهبرد تربیتی- آموزشی.

راهبردهای قانونی شامل راههای قانونی جلوگیری از پخش یا استفاده از مواد است. راهبردهای درمانی نیز بعد از معتاد شدن افراد برای بازگرداندن به حالت طبیعی و ترک اعتیاد مورد استفاده قرار می‌گیرد. اما راهبردهای تربیتی- آموزشی یک روش پیشگیرانه است. راهبردهای تربیتی در حال حاضر در بین متخصص و پژوهشگران حوزه اعتیاد از جایگاه بسیار بالایی برخوردار است.از مهمترین فعالیتها در این زمینه آگاهی دادن به افراد مختلف جامعه در مورد علل روی آوردن به مواد، تأثیر داروها، خطرات بدنی و روانی- اجتماعی استفاده از مواد است. در حال حاضر بهترین مکان برای انجام چنین فعالیتهای پیشگیرانه مراکز آموزشی مانند مدارس است. با توجه به هرم جمعیتی کشور ما (جوان بودن جمعیت) و موقعیت جغرافیایی کشور، همسایگی با کشورهای تولید کننده مواد و قرار گرفتن در مسیر ترانزیت مواد مخدر و از طرفی کم هزینه تر و موثر تر بودن برنامه‌های پیشگیرانه از مصرف مواد، اجرای برنامه های آگاهسازی جوانان و نوجوانان در جامعه و علی الخصوص مدارس الزامی است و در همین راستا توصیه می‌شود که در واحدهای درسی مدارس، واحد درسی با عنوان پیشگیری از آسیب های اجتماعی با تأکید بر پیشگیری از اعتیاد در نظر گرفته شود که در آن مطالبی مانند علل مصرف مواد، آشنایی با اثرات سوء مصرف مواد، راههای مقابله با فشار همسالان برای مصرف مواد، راههای ارتقاء عزت نفس و اعتماد به نفس، آموزش مهارت‌های همچون تفکر انتقادی و حل مسئله، آموزش شیوه‌های اصولی تحمل و مقابله با فشارها و تنش های زندگی بجای مصرف مواد در چنین موقعیت های،انواع سبک های زندگی و انتخاب سبک زندگی سالم، نحوه دوستیابی سالم، برنامه‌ریزی مناسب متناسب با امکانات فرد برای استفاده بهینه از اوقات فراغت و … به دانش آموزان آموزش داده شود. که در این زمینه باید به دو مسئله توجه کافی شود: اول اینکه کمیته تخصصی تدوین کتاب از تجارب مددکاران اجتماعی و مشاوران و روانشناسان با تجربه و متخصص حوزه اعتیاد و اطلاعات به روز دنیا در تدوین کتاب استفاده کنند و دوم اینکه برای آموزش مطالب کتاب علاوه بر انتخاب با تجربه ترین مددکاران اجتماعی فعال در حوزه اعتیاد و پیشگیری از آسیب های اجتماعی از روشهای تدریس به روز دنیا مانند آموزشهای عملی، بحث های گروهی و اردوهای علمی و بازدید از مراکز مرتبط با اهداف و محتوای درسی بهره گرفته شود، تا بتوان با آموزش اصولی محتوای درسی نگرش مناسب نسبت به مصرف مواد در نوجوانان ایجاد کرد و آنان را برای زندگی در جامعه و مدیریت زندگی خود تا حدودی آماده کرد.

نویسنده: پروانه خفتان؛ کارشناس ارشد مددکاری اجتماعی
پایگاه اطلاع رسانی مددکاران اجتماعی ایران

   + ; ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٦/٥/٥
comment نظرات ()

جامعه و آسیب های اجتماعی

پدیده ی آسیب اجتماعی از جمله مشکلات عمده بشری در قرن حاضر و گذشته بوده و میلیون ها انسان را درگیر خود نموده است. روند رشد آن رو به گسترش بوده و بر خلاف انتظار روشهای مداخله ای نیز تأثیر قابل ملاحظه ای در آن نداشته است.

در تعریف آسیب اجتماعی میتوان گفت آسیب های اجتماعی نظم جامعه را برهم می زنند و هنجارهای آن را مورد تعرض قرار میدهند. افزایش ناهنجاری نشانه ای از وجود بحران است و نظم اجتماعی را تهدید میکند.روند رو به رشد آسیب های اجتماعی,ضرورت  مداخله اصولی و به هنگام و تفکری جامع و عزم همگانی برای پیشگیری را می طلبد.

در تعریف دیگری از آسیب اجتماعی میتوان گفت هر رفتاری که به طریقی با انتظارهای مشترک اعضا جامعه سازگاری ندارد و بیشتر افراد آن را نادرست و ناپسند می دانند یک نوع آسیب اجتماعی است.

همچنین هر نوع عمل فردی یا جمعی که در چارچوب اصول اخلاقی قرار نگیرد و یا منع قانونی و قبح اخلاقی داشته باشد به نوعی یا یک نوع آسیب اجتماعی تلقی شده یا ریشه و منشاء آسیب اجتماعی شناخته میشود.

آسیب های اجتماعی مسایل، شرایط یا مواردی هستند که جامعه آنها را به منزله خطری برای راه و رسم زندگی یا آسایش خود میداند لذا ضرورتاً باید در جهت کاهش آن برنامه ریزی و اقدام گردد.

تغییرات متعدد ناشی از عوامل مختلف، عدم تطابق و رشد ناهماهنگ غیر مادی و تضادهای فرهنگی و اجتماعی در سازگاری اجتماعی مشکلاتی ایجاد خواهد کرد. متأسفانه مطابق آمارهای موجود هر ساله بیش از ۱۵ درصد آسیب های اجتماعی رشد داشته اند.

باتوجه به اینکه آسیبهای اجتماعی پدیده های متغییر و نسبی هستند ممکن است برحسب زمان و مکان تغییر یابند. بهرحال از عمده ترین آسیبهای اجتماعی رایج در جامعه ما می توان به پرخاشگری، خودکشی، اعتیاد، قاچاق مواد مخدر، سرقت و جرایم مالی و روسپیگری و فرار دختران از خانه اشاره کرد. آنچه امروز در یک جامعه آسیب یا کجروی نامیده می شود، ممکن است در یک جامعه یا زمان دیگر به عنوان آسیب تلقی نگردد.

مشکل وقتی جنبه فردی دارد ممکن است برای حل آن همکاری روانشناسان و مشاورین حوزه ضروری به نظر برسد اما در خصوص آسیب ها و مشکلات اجتماعی با توجه به تفاوت زمینه ها، انگیزه ها، ابعاد و علل آسیب نیازمند بررسی دقیق و مطالعه ریشه های ایجاد آسیب و انحرافات در جوامع هستیم بطورکلی جوامعی که آسیب اجتماعی در آنها بالاست چندین ویژگی عمده دارند:

۱٫ فاصله طبقاتی در آنها محسوس است.

۲٫ در معرض تغییرات سریع فرهنگی هستند.

۳٫ در زمینه ارتباطات تغییرات قابل ملاحظه ای دارند.

در بررسی های انجام شده مهمترین زمینه ها و عوارض ایجاد انحرافات به شرح ذیل می باشند:

۱٫ نابرابری اقتصادی و اجتماعی

گاهاً فرد در موقعیت خود نقش های اجتماعی مناسب را نمی یابد. عدم تعهد به معیارها و تردید در اصالت آن، عدم پایبندی به قوانین و سرانجام کشش به سوی انحرافات اجتماعی ایجاد خواهد شد. همچنین مسایل فرهنگی حاکم بر محلات فقیر نشین شاید منشا بسیاری از انحرافات باشد.

۲٫ عدم تجانس افراد و ازدیاد جمعیت خصوصاً در شهرهای بزرگ می تواند در ابعاد انحرافات موثر واقع گردد.

۳٫ کثرت کار به دلیل زیاده طلبی  ناشی از چشم و هم چشمی اغلب موجب تضعیف روابط عاطفی و انسانی خانواده ها شده و این عامل نیز می تواند زمینه مساعدی برای کشش به سوی انحرافات باشد.

۴٫ فشارهای متعدد ناشی از فقر مالی و عدم بینش ناشی از محرومیت تحصیلات والدین، ناآگاهی والدین و محیط های ناامن خانوادگی و نزاع و ستیز والدین موجبات ایجاد فضای متشنج خانواده شده که منشاء اغلب انحرافات خصوصاً در قشر جوان و پدیده فرار دختران از خانواده شده است.

۵٫ در برخی موارد مشکلات جسمی و روانی افراد نیز ممکن است زمینه ساز ایجاد آسیب های اجتماعی شده و می تواند این موضوع یکی از دلایل ایجاد آسیب در جامعه محسوب گردد.

صاحب نظران در کاهش آسیب دو راه حل پیشنهاد میکنند:

  • کوتاه مدت: سطحی وسخت افزاری شامل جریمه، زندان و محرومیت که تجربه ثابت کرده اثرات آن مقطعی بوده و تاثیر مطلوبی در جامعه نداشته است.
  • بلند مدت: ریشه ای و نرم افزاری شامل فرهنگ سازی، درونی نمودن ارزش ها و هنجار ها، همچنین آموزش مهارتهای اجتماعی در سنین کودکی و نوجوانی

عوامل بسیاری دخیل در ایجاد آسیب ها در جامعه بوده اما بهرحال بهترین راه حل ها در پیشگیری از آسیب های اجتماعی استفاده از توان و ظرفیت مردم در چهارچوب قانون برای این امر مهم است.

افزایش سطح آگاهی های عمومی به هر طریق مقدور شامل برگزاری جلسات سخنرانی، نمایشگاهها، تهیه و نصب بنر، توزیع بروشور می تواند سهم بسزایی در کاهش آسیب ها داشته باشد. آنچه مسلم است هزینه پیشگیری قطعاً از هزینه های درمان کمتر و انجام آن انسانی تر و معقول تر است.

نویسنده: شهین ثقفی؛ مددکار اجتماعی و مدیر کلینیک مددکاری اجتماعی تلاش (سنندج، کردستان)
پایگاه اطلاع رسانی مددکاران اجتماعی ایران

 

   + ; ٩:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٦/٥/٤
comment نظرات ()
← صفحه بعد
Get our toolbar!

.: Powered by Iranian Social Workers :.