مددکاری اجتماعی

اهمیت مناسب سازی شهری برای توانخواهان؛ از قانون تا عمل؟

رشد و توسعه هر جامعه متناسب با بکارگیری تواناییی های موجود در آن جامعه بوده که یکی از راه‌های تحقق آن، تأمین بستر کالبدی مناسب برای حضور فعال افراد و ایجاد فرصت‌های مساوی برای اقشار مختلف در جابجایی و دسترسی به ساختمان‌های عمومی و فضاهای شهری است. بر اساس آمار، در حال حاضر ۱۰ تا ۱۲ درصد از جمعیت کشور را توانخواهان و نزدیک به ۳میلیون نفر از شهروندان را کم‌توانان جسمی تشکیل می‌دهند؛ افرادی که حق دارند همانند سایرین از حقوق شهروندی بهره‌مند شوند اما به دلیل نامناسب‌ بودن فضاها و محیط‌ های شهری، حتی از کمترین حقوق خود بی‌بهره‌اند.

اهمیت این حق انسانی به حدی بوده است که کشور های جهان به آن در دو کنوانسیون بین المللی صراحتاً اشاره کرده اند:

 ۱) کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت : ماده ۴ بند ج و چ – و نیز مواد ۵ و ۹

  • دولت‌های عضو متعهد می‌گردند برای تواناسازی افراد دارای معلولیت جهت مستقل زندگی نمودن و مشارکت کامل در تمامی جنبه‌های زندگی، تدابیر مناسبی را جهت تضمین دسترسی افراد دارای معلولیت بر مبنای برابر با سایرین به محیط فیزیکی، ترابری، اطلاعات و ارتباطات از جمله نظام و فناوری اطلاعات و ارتباطات و سایر تسهیلات و خدمات ارائـه یا فراهـم‌گردیده جهت عمـوم در مناطق شهـری و روستـایی اتخاذ خواهند نمود.

 

۲) کنوانسیون حقوق کودک : ماده ۲۳، بند اول

  • کشورهای طرف کنوانسیون اذعان دارند کودکی که ذهناً یا جسماً دچار نقص است باید در شرایطی که متضمن منزلت و افزایش اتکاء به نفس باشد و شرکت فعال کودک در جامعه را تسهیل نماید، رشد یافته و از یک زندگی آبرومند و کامل برخوردار گردد.

این چنین نیست که در قوانین داخلی این مسئله نادیده گرفته شده باشد بلکه در قوانین داخلی جمهوری اسلامی ایران از سیاست های کلی نظام تا ایین نامه های داخلی دستگاه های مرتبط  به آن اشاره شده است:

۱) سیاست‌های کلی نظام : بند ۱۱ بخش شهرسازی و بند ۹ بخش ایثارگران

رعایت نیاز و آسایش جانبازان و توانخواهان در طراحی فضای شهری و اماکن عمومی.

مناسب‌سازی بناها و مراکز خدمات عمومی، معابر شهری، مراکز اداری، تفریحی و ورزشی و وسائط نقلیه عمومی با وضعیت جسمی جانبازان و ناتوانان جسمی و حرکتی، منطبق بر معیارهای مطلوب.

۲) تصویب‌نامه در خصوص تشکیل ستاد هماهنگی مناسب سازی کشور:  مواد دو و سه

دستگاه­‌های متولی صدور مجوز مربوط مکلفند با رعایت قوانین و مقررات مربوط، ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای افراد دارای معلولیت و استانداردهای مناسب­ سازی را در شرایط و الزامات صدور مجوز لحاظ نمایند.

وزارت راه و شهرسازی موظف است در کلیه طرح­های آماده­‌سازی و اجرای مجتمع­‌های مسکونی به صورت انبوه و نیز طراحی و اجرای شهرهای جدید، ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای افراد دارای معلولیت را رعایت نماید.

۳) قانون جامع حمایت از حقوق معلولان: ماده ۲ و چهار تبصره آن – و نیز تبصره ماده ۴

کلیه وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و مؤسسات و شرکت‌های دولتی و نهـــادهای عمومی و انقلابی موظفند جهت در طراحی، تولید و احداث ساختمان‌ها و اماکــن عمومی و معابر و وسایل خدماتی به نحوی عمل نمایند که امـکان دسترسی و بهره‌مندی معلولان همچون افراد عادی فراهم گردد.

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تربیت بدنی و شهرداری‌ها موظفند کتابخانه، اماکن ورزشی، پارک و اماکن تفریحی خود را به نحوی احداث و تجهیز نمایند که امکان بهره‌مندی توانخواهان فراهم گردد.

۴) آیین‌نامه اجرایی ماده دوم قانون جامع حمایت از معلولان:

دستگاه‌ها موظفند در طی یک برنامه سه ساله از زمان تصویب و ابلاغ این آیین‌نامه هر سال حداقل سی درصد از ساختمان‌های عمومی وابسته را برای استفاده توانخواهان ، مناسب‌سازی نمایند.

۵) ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای افراد معلول جسمی – حرکتی

در کلیه طرح‌های آتی و در دست تهیه شهرسازی، شهرک‌سازی و مجتمع‌های مسکونی و ساختمانی سراسر کشور اعم از اینکه توسط دستگاه‌های دولتی و وابسته به دولت و شهرداری‌ها و یا بخش خصوصی تهیه گردند، رعایت ضوابط برنامه‌ریزی و طراحی برای تسهیل حرکت توانخواهان در سطح شهر است الزامی بوده و کلیه مراجع مسئول تهیه بررسی و تصویب و اجرای طرح‌های توسعه شهری، شهرک‌سازی و مجتمع‌های ساختمانی و مسکونی موظفند در مراحل مختلف تصویب و صدور پروانه و نظارت ضوابط مذکور را رعایت نمایند.

۶) قانون برنامه پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران : بند ب ماده ۱۶۹

شورای عالی شهرسازی و معماری موظف است طرح‌های مناسب‌سازی ساختمان‌ها و فضاهای شهری و روستایی برای توانخواهان جسمی و حرکتی را بررسی، تهیه و تدوین نماید. شهرداری‌ها و دهیاری‌ها موظفند بر اساس ضوابط و طرح‌های موضوع این بند، نسبت به مناسب‌سازی معابر و فضاهای عمومی شهری و روستایی اقدام نمایند.

۷) قانون برنامه چهارم توسعه جمهوری اسلامی ایران : ماده ۳۰، بند دوم

دولت موظف به مناسب‌سازی فضاهای شهری و روستایی برای جانبازان و افراد کم توان جسمی ـ حرکتی و اعمال این ضوابط در اماکن و ساختمان‌های عمومی و دولتی تا پایان برنامه‌چهارم بود.

۸) قانون برنامه سوم توسعه جمهوری اسلامی ایران: بند ج ماده ۱۹۳

به‌منظور ارتقاء سطح کیفی و کمی خدمات توانبخشی و دسترسی آحاد مردم به این خدمات با هدف تساوی فرصت‌ها و مشارکت توانخواهان درجامعه، مناسب‌سازی اماکن عمومی (خصوصی و دولتی) در طول برنامه سوم صورت می‌گیرد.

۹) لایحه حمایت از سامانه حمل و نقل ریلی شهری و حومه: تبصره ماده ۲

اتخاذ تدابیر خاص به منظور حمل و نقل آسان افراد ناتوان و توانخواهان در معابر، شبکه حمل و نقل و محیط‌های شهری در شهرهای بالای پانصد هزار نفر جمعیت در چارچوب این طرح‌ها منظور می‌گردد.

۱۰) دستورالعمل نحوه واگذاری اتوبوس از وزارت‌کشور به اتوبوسرانی شهرها و بهره‌برداری آن: ماده ۹ بند سوم

شهرداری‌های شهرهای دارای سامانه اتوبوسرانی موظف به استفاده از اتوبوس کم‌ارتفاع یا قابل استفاده توانخواهان و سایر روش‌های نوین یا بهینه بهره‌برداری هستند.

۱۱) دستورالعمل اجرایی اصلاح ساختار سامانه‌های حمل و نقل عمومی و ساماندهی حمل و نقل درون‌شهری: ماده ۴، تدابیر بخش الف، بند ۲۶

شهرداری‌ها موظفند تدابیر زیر را انجام و گزارش آن را هر سه ماه یکبار به شورایعالی و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان ارایه نمایند: ساماندهی معابر برای تردد عابر پیاده و افراد کم‌توان به ویژه توانخواهان

اما فاصله از نوشته ها تا عمل چقدر است؟ اگرچه بنابر تمامی قوانین فوق که بیش از ۳۵ ماه از تصویب آنان می‌گذرد، کلیه دستگاه‌های اجرایی موظف به رعایت و اجرای مناسب‌سازی معابر و  فضاهای شهری شده‌اند و ۱۶ دستگاه مختلف در کشور نیز بر اجرای کامل این قانون دخالت دارند، ولی متأسفانه به دلیل عدم هماهنگی‌های لازم از ضمانت اجرایی برخوردار نیست. و همچون دیگر قوانین بدون متولی کشور سرگردان مانده است .علاوه بر این اگرچه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مفاهیم بسیاری در اصول ۲۱، ۲۸ و ۲۹ قانون، قابل تعمیم به حقوق انسانی و اسلامی توانخواهان و جانبازان است، با این وجود  توانخواهان ایرانی همچنان مورد کم‌توجهی سازمان‌های مختلف نسبت به حقوق خود و تبعیض‌های متعدد در سطح جامعه قرارمی‌گیرند. همچنین ایران از لحاظ اجرای قوانین مربوط به توانخواهان با فاصله خیلی زیاد در رتبه‌های انتهایی نسبت به کشورهای دیگر قرار دارد

اما در تهران با وجود دستور تأکیدی آقای قالیباف در بخش نامه ای مبنی بر انجام مناسب سازی در دو فاز تا پایان سال ۸۵ اکنون در آغاز نیمه دوم سال ۹۵ با چند درصد فضای شهری مناسب سازی شده رو به رو هستیم؟

با وجود بند مستقل در آیین نامه اتوبوسرانی کشور چند درصد از وسائط نقلیه عمومی مناسب سازی شده و یا چند دستگاه وسیله نقلیه عمومی ویژه عبور و مرور افراد کم توان وجود دارد؟

با ایجاد این دیدگاه که مناسب سازی راهی به سوی ایجاد فرصت های برابر در جامعه و حفظ حقوق انسانی شهروندان است به اهمیت این مسئله پی خواهیم برد و جای خواهد داشت تا نگاه مطالبه گرانه تری به مسئولین ذی ربط داشته باشیم تا نه تنها فضا های شهری را در راستای استفاده افراد کم توان بلکه در درجه بالاتر برای استفاده برابر زنان کودکان و سالمندان آماده سازند.

هدی فرح پور | مددکار اورژانس اجتماعی و کارشناس کرسی صلح دموکراسی حقوق بشر دانشگاه شهید بهشتی
پایگاه اطلاع رسانی مددکاران اجتماعی ایران

   + ; ٥:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٩/۱٤
comment نظرات ()

ضرورت تغییر ساختار و اصلاح نگاه جامعه نسبت به معلولین

در جوامع نخستین، کودکان معلول غالباً به دلیل ناتوانیشان در مقاومت در برابر سختیهای زندگی بشر اولیه در سنین پایین از بین می رفتند. در بسیاری از تمدن های باستان، رسم بر این بود که در سالهای قحطی، تعدادی از افراد معلول را قربانی می کردند؛ زیرا این گونه افراد را وابسته به شیطان می دانستند، فلسفه بشر دوستانه ای که در دوره رنسانس شکوفا شد، بی شک، نگرش عمومی را نسبت به معلولین ملایم تر کرد. این مسائل تا آن حد پیش نرفت که درمان، مراقبت، آموزش و پرورش این افراد را در برگیرد. با بالا رفتن رشد جمعیت، پیشرفت جوامع به سوی صنعتی شدن، وقوع سواغ و تصادفات، هر روز بر تعداد معلولین در جهان افزوده میشد. پدید آمدن جنگ های اول و دوم و نیز وجود اپیدمی فلج اطفال، باعث شد دو پرتو رسیدگی به معلولین جنگی و کودکان مبتلا به فلج اطفال ، به تدریج نسبت به مراقبت از معلولین عادی شهرها نیز توجه گردد و اقداماتی در زمینه درمان و نگهداری آنها در آسایشگاهها به عمل آمد.

امروزه در سطح بین المللی ما به سه واژه که معمولاً بطور یکسان بکار برده میشود، و در عین حال از نظر مفهوم متفاوت اند، برخورد می کنیم این سه واژه عبارتند از: نقص، ناتوانی و معلولیت. مفهوم نقص که از آن تحت عنوان اختلال هم نام برده میشود، مرتبط است با غیر عادی بودن ساختار، نمود ظاهری بدن، کارکرد اُرگانیسم و سیستم بدن که می تواند ناشی از هر دلیلی باشد به عبارت دیگر هر گونه فقدان یا ناهنجاری در زمینه جسمانی، روانی، عملکردی یا آناتومی انسان نقص نامیده می شود. ناتوانی منعکس کننده پیامدهای نقص (اختلال) در عملکرد فعالیت فرد است به عبارت دیگر هر گونه محدودیت یا فقدان در توانایی انجام فعالیتهایی که در سطح طبیعی، از هر انسانی انتظار می رود، ناتوانی نامیده می شود معلولیت مرتبط است با محدودیتهایی که فرد به عنوان نتیجه نقص (اختلال) و ناتوانی تجربه میکند؛ به عبارت دیگر معلولیت عبارت است از فقدان یا کاهش فرصتها برای سهیم شدن در زندگی اجتماعی، در سطحی برابر با دیگران.

افراد مبتلا به ناتوانیهای جسمی به دو علت در زندگی مبارزه می کنند یکی به خاطر چیرگی به محدودیت جسمانی و دیگری به جهت اینکه مورد پذیرش دیگران قرار گیرند. از نظر تحصیلی به قدری این افراد متفاوت هستند که امکان اینکه بتوان نظریه خاصی را ابراز داشت وجود ندارد. بعضی از این افراد به علت ویزیت پزشکان، بستری شدن در بیمارستانها، احتیاج به استراحت طولانی در منزل و نظایر آن نمی توانند در مدرسه حضور مرتب داشته باشند و عده ای برعکس بدون هیچگونه کمکی مانند افراد عادی یادگیری دارند. گروهی احتیاج به آموزشهای خاص به علت عقب ماندگی ذهنی، عوارض عصبی و نورولوژیک، اختلالات حواس و سر در گمی توام با ناتوانی جسمانی دارند. بعضی اگر چه از نظر بهره هوشی با افراد عادی فرقی ندارند ولی باز هم نمی توانند پیشرفت یکسانی با افراد عادی داشته و اکثرا عقب می مانند و بالاخره افرادی که از نظر بهره هوشی بالاتر هستند با وجود ناتوانیهای جسمانی و داشتن انگیزه های بالا برای یادگیری، داشتن والدین و آموزگاران فهمیده که تمام وسایل را برای پیشرفت آنها تهیه می کنند در سطوح بالاتری از جامعه کارهای بسیار حساس را انجام می دهند. طبق گزارشات تعداد افراد مبتلا به اختلالات و ناتوانیهای جسمانی شخصیت خاصی نداشته و تفاوتی با سایر هم قطاران ندارند و واکنش آنها نسبت به نوع ناتوانی بستگی به واکنش اطرافیان، والدین، اولیاء مدرسه، رفقاء، همکاران و افراد در اجتماع دارد. این کودکان اگر چه مراحل سختی را به علت ناتوانی می گذرانند ولی باید به آنها آموزش داد که چطور مسئله را قبول کرده و با آن کنار بیایند بدون اینکه واکنش های شدید افسردگی ،تمایلات به خودکشی، پرخاشگری، حالت انتقام گیری و خرابکاری در آنها بوجود آید.

کودکانی که به علل ناتوانیهای مختلف مجبورند در بیمارستان بستری شوند و یا در منزل استراحت نمایند باید معلم در منزل داشته و یا از طرف مدرسه به آنها کمک های لازم بشود تا پس از بهبودی کودک از همکلاسان خود عقب نمانند.

چالش ها و موانع اساسی :

۱- نگرش منفی به معلولین: از اهم چالش های معلولین، نگرش منفی آحاد مختلف جامعه و گروههای مختلف معلولین است که بیشتر از زمینه فرهنگی داشته و به جای تاکید بر توانمندی و نقاط قوت معلولین و پرورش استعدادها بیشتر به نقاط ضعف آنان توجه می گردد به طوری که مسئولین در سطح کشور در برنامه ریزی های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کمتر به مسائل و مشکلات این قشر از جامعه توجه داشته و جایگاهی در برنامه ریزی برای آنان در نظر نمی گیرند. کارفرمایان بخش خصوصی با توجه به نگرش منفی که به معلولین دارند کمتر به کارایی آنان توجه کرده و اگر هم کاری به این قشر واگذار گردد از نظر ترحم و دلسوزی می باشد.

قشرهای مختلف مردم جامعه حتی طبقات تحصیل کرده از توانمندیهای بالقوه و الفعل معلولین آگاهی نداشته و آنان را افرادی ناتوان می پندارند که قادر به کار نبوده و بیشتر نیاز به کمک های مادی و حمایت مستمر دارند.

۲- رشد جمعیت: با توجه به رشد جمعیت جوان در هرم سنی ایران هر ساله به جمعیت معلولین ایران اضافه می گردد. اگرچه سازمانهای بین المللی به شعار تساوی و برابری فرصت ها برای معلولین تاکید داشته و از دولتها می خواهند این شعار را در برنامه ریزی های خود سرلوحه کار قرار دهند اما عملا مشاهده می شود که آنان بعنوان شهروند درجه ۲ قرار گرفته و قادر به رقابت و مشارکت در فعالیتهای اجتماعی، و اقتصادی و فرهنگی همانند افراد سالم نمی باشند.

۳- اشتغال معلولین: مهم ترین و اساسی ترین عامل در زندگی معلولین، خودکفایی و استقلال فردی معلول است زیرا تمام هزینه هایی که در فرآیند توانبخشی انجام می گیرد در نهایت در برنامه توانبخشی حرفه ای متبلور گشته به طوری که معلول را قادر می سازد در فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی جامعه مشارکت داشته باشد. اما با توجه به شرایط نامناسب بازار کار که باید هر ساله یک میلیون و دویست هزار فرصت شغلی ایجاد گردد و تعداد کثیر فارغ التحصیلان دانشگاهی با توقعات بالا عملا، معلولین خصوصا افرادی که مهارت کمتری داشته قادر به پیدا کردن کاری مناسب نخواهند بود در هر حال با توجه به بررسی های انجام گرفته حتی در کشورهای صنعتی نرخ بیکاری آنان حداقل ۲ الی ۳ برابر افراد عادی می باشد. در این راستا، شغل تنها هدف نمی باشد بلکه باید زمینه ای اشتغال مواد و پایدار برای آنان در نظر گرفته شود.

۴- عدم نگرش علمی و سیستمی به مسائل معلولین: عدم نگرش علمی و سیستمی به مسائل معلولین و ابعاد مختلف فعالیت جهت توانمندسازی آنان بیشتر مسئولین که پزشک و یا پیراپزشک هستند از بعد مسائل درمانی به آنان می پردازند تا مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی . نگرش سیستمی یعنی همه با هم به فکر این قشر باشیم . نه فقط یک نهاد یا یک ارگان .همه ی سازمانها و نهادها می بایست برنامه ریز و پاسخگو باشند و خود را ملزم به ارائه خدمات به این قشر بدانند .

۵- اتوماسیون در سیستم ها: اتوماسیون تدریجی کارها و استفاده از تکنولوژی اطلاعات و سیستم های کامپیوتری در سازمانها و بنگاههای اقتصادی باعث گردیده که بیشتر مشاغل در رابطه با معلولین توسط افراد سالم اشغال شوند زیرا گروههای مختلف معلولین به علت مشکلات فردی و موانع فیزیکی و فرهنگی در جامعه که با آنان مواجه هستند قادر به رقابت با افراد سالم نبوده و از طرفی نیاز به تکنولوژی کاربر خصوصا در مناطق محروم و روستاها برای معلولین باید مورد توجه مسئولین قرار گیرد.

۶ – مهاجرت و معلولین: سیر مهاجرت روستاییان به شهرها و مراکز استانها و در نهایت به تهران بزرگ و حاشیه نشینی باعث گردیده که اولا گروههایی از معلولین مانند عقب ماندگان ذهنی، ناشنوایان که در روستاها به آسانی می توانند به انجام کارهای مرتبط به کشاورزی بپردازند و جذب جامعه محلی شوند، عملا به یک معضل اجتماعی در شهرها تبدیل می شوند.ثانیا گروههای مختلف معلولین در این جهت بیشتر در معرض آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد، بزهکاری، قاچاق و… قرار گیرند و ثالثا با توجه به از بین بردن هسته خانوادگی معلولین که در جامعه محلی مورد حمایت والدین و معتمدین محل هستند از دست داده و رها شوند.

موانع فیزیکی و فرهنگی

علاوه بر موانع فیزیکی و مناسب سازی محیط کشور از نظر دسترسی معلولین به ساختمانها، حمل و نقل و معابر که با وجود تاکید زیاد قانون جامع حمایت از معلولین اگر چه در این جهت کارهای زیادی انجام گرفته اما این اقدامات بسیار اندک بوده و پاسخگوی نیاز معلولین نمی باشد. مشاهده معلول که با تحمل و رنج فراوان کاری به دست آورده اما به علت موانع فیزیکی قادر به انجام ایاب و ذهاب نمی باشد، بسیار غم انگیز است. علاوه بر موانع فیزیکی معلولین با موانع فرهنگی بسیاری در جامعه روبرو هستند از جمله در مدرسه، مراکز آموزشی، فرهنگی و محل زندگی.

برنامه مشارکت مردمی: در برنامه مشارکت مردمی که سازمانهای ارائه دهنده خدمات معلولین بر آن تاکید دارند متاسفانه بیشتر جنبه مادی و خیریه ای داشته و ارائه برنامه ای که بتواند زمینه مشارکت مردم و نهادهای دولتی و خصوصی و مراکز علمی و آموزشی را در جهت توانمندسازی معلولین داشته باشد وجود ندارد.

یارانه ها و معلولین: با توجه به تصمیم دولت مبنی بر علاقمند کردن یارانه ها نیاز است با بررسی های کارشناسانه نسبت به پرداخت یارانه ها به معلولین که در رابطه با معلولیت هزینه بیشتری دارند توجه گردد.

بیمه و معلولین: ارائه خدمات بیمه به معلولین در حال حاضر همانند افراد سالم بوده در صورتی که معلولین با توجه به معلولیتی که دارند هزینه بیشتری را در ارتباط با ارتز و پروتز، حمل و نقل دارا می باشند لذا نیاز به تجدید نظر در امور بیمه معلولین توسط کارشناسان ضروری به نظر میرسد.

فقر و معلولیت: با توجه به بررسی های انجام شده و نظر کارشناسان همواره بین فقر و معلولیت رابطه مستقیمی وجود دارد بطوری که اکثر معلولین خصوصا در مناطق محروم و روستاها زیر خط فقر زندگی می کنند و هر ساله به تعداد آنان اضافه می شود. زندگی افرادی که هم زیر خط فقر بوده و هم دارای معلولیت هستند و روی به تکدی گری می آورند بسیار غم انگیز است.

NGOها و معلولین: خوشبختانه در سالهای اخیر با توجه به افزایش تعداد NGO سازمانهای غیر دولتی تا حدودی توانسته اند بعنوان (Voice)عمل کرده و مسائل و مشکلات معلولین را به مسئولین ارائه دهنده خدمات به معلولین، نمایندگان محترم مجلس منتقل نماید تلاش NGOها در رابطه با تهیه و تدوین قانون جامع حمایت از معلولین والحق ایران به کنوانسیون جهانی حقوق معلولین قابل توجه بوده اما در مقابل سازمانهای ارائه دهنده خدمات متاسفانه با ارائه اعتبارات اندک در این مورد بسنده نموده و کمتر از طرحها و برنامه هایی که سازمانهای غیر دولتی ارائه می دهند استفاده می گردد.

نتیجه گیری

دیدگاههای غلط درباره معلولیت: یک فرد معلول مانند دیگر افراد جامعه با اولین واحد اجتماعی ارتباط برقرار می کند و به نظر می رسد این خانواده است که باید با آگاهی و مهارت لازم در زمینه محدودیت ها و توانمندی های فرد معلول، گام های اساسی برای کاهش مشکلات وی بردارد. با کمال تأسف باید گفت دو دیدگاه غلط در گذشته در خانواده های افراد معلول موجب افزایش معضلات اجتماعی معلولان شده است. دیدگاه اول که لازم است در آن بیشتر تأمل شود انکار وجود فرد معلول در خانواده است. برخی از خانواده ها که با مشکل معلولیت فرزند خود رو به رو می شوند بی آنکه آینده وی را در نظر بگیرند از بیم آنکه مبادا اطرافیان به این فرد طوری بنگرند که مایه سرافکندگی خانواده شود سعی می کنند وجود چنین کودکی را در خانواده انکار کنند، یا به عبارت دیگر او را از دید سایرین پنهان کنند. به نظر میرسد این نگرش نه تنها مشکلی از آن فرد معلول و خانواده اش کم نمی کند، بلکه در آینده موجب ایجاد مشکلات عدیده ای مانند انزوا طلبی فرد معلول می شود. اگر این دیدگاه جای خود را به پذیرش واقعیت و نگاه به توانمندی های فرد معلول دهد میتوان با ایجاد فرصت و امکانات برای وی از او به جای یک فرد منزوی و نیازمند، یک انسان توانمند و موفق ساخت. دیدگاه دیگری که جا دارد به آن پرداخته شود «نگاه ترحم آمیز» در برخورد با فرد معلول است که متأسفانه هم در خانواده و هم در جامعه موجب ایجاد مشکلات بی شمار روحی و اجتماعی برای فرد معلول می شود. همچنین برخی از مردم در برخورد با یک معلول بی آنکه به توانمندی وی بنگرند وی را فردی ناتوان و بیچاره می بینند و از روی ترحم و دلسوزی فکر می کنند با دادن مقداری پول می توانند کمکی به او کنند یا سعی دارند با به زبان آوردن بعضی جملات ترحم آمیز نسبت به فرد معلول ابراز همدردی کنند، عوامل مختلفی در ایجاد چنین نگرشهایی نسبت به این گونه افراد موثر است که به آنها اشاره می شود: یکی از این عوامل را باید عدم آشنایی جامعه نسبت به توانمندی های افراد دارای معلولیت دانست. عامل دوم را باید پخش فیلم ها و سریال های تلوزیونی دانست که در آنها یا فرد معلول را به عنوان یک انسان ناتوان و بیچاره نشان می دهند یا از شخصیت معلول به عنوان یک سوژه طنز آمیز و خنده آور بهره می گیرند و عامل سوم را باید در حرکات و رفتارهای غیر منطقی و غیر مسئولانه برخی معلولان ناآگاه دانست که بی آنکه به توانمندیهای خود توجه کنند برای آنکه بتوانند کمک ناچیزی از دیگران دریافت کنند به کارهای غیر معقول مانند تکدی گری می پردازند، برای تفسیر این نگرشها باید از راهکارهایی بهره گرفت مانند نشان دادن توانمندی های افراد معلول به جامعه با معرفی معلولان موفق به جامعه از سوی صدا و سیما و بالا بردن سطح آگاهی خانواده های دارای فرزند معلول نسبت به چگونگی رفتار با این فرزند، آموزش افراد معلول نسبت به چگونگی برخورد با معلولیت و ایجاد حس خودباوری و اعتماد به نفس بی تردید ایجاد فرصت اشتغال و در آمدزایی برای افراد کم توان یکی از راهکارهایی است که می تواند به توانمند شدن جامعه معلولان کم توان یا ناتوان ما کمک کند. باید دانست که یک معلول از هر نوع آن یک فرد در جامعه است که حق زندگی دارد و این حق را نیز خداوند رحمان به او داده. بنابراین جدای از زندگی فردی حقی نیز در جامعه دارد. در نتیجه جامعه همان حقی را که برای افراد سالم، در نظر دارد، باید به افراد معلول نیز بدهد. با توجه به اینکه خیل زیادی از معلولین در این اجتماع کار و فعالیت مفید انجام می دهند، جامعه ما نیز در این راستا قانون جامعه معلولین را تدوین کرده است، طبق گفته خود مسئولان ۷۰ درصد این قانون عملاً اجرا نمی شود، در کشور ما یکی از دلایل اینکه سازمان بهزیستی در حاشیه قرار گرفته، این است که بهزیستی بصورت یک وزارتخانه، دارای یک وزیر و پاسخگو به مجلس نمی باشد و بصورت سازمانی اداره می شود.

نکته مهم و ضروری را میتوان اینگونه بیان نمود که دیگر در جوامع امروزی با پیشرفت تکنولوژی و علم محدودیتهای معلولین کمتر شده و مطالبات آنان نیز تغییر یافته است. تک تک افراد جامعه باید در نوع نظام فکری و عملی خود تغییر کلی ایجاد نموده و این پدیده را به عنوان نقص یا محدودیت کلی نبینند بلکه به داشته های معلولین اعتقاد داشته و اعتماد کنند. معلولین منوط به یک روز یا یک هفته نیستند. بلکه می بایست همیشه به آنان توجه نمود و نیازهای آنان را در نظر گرفت و در برنامه ریزیها آنان را در اولویت قرار داد. برنامه ریزی برای دستیابی به ۱۷ هدف اولیه و همه اهداف عالیه که یک انسان حق دستیابی به آنان را دارد. بیاییم بعد از سالها که حمایت از معلولین را فریاد زدیم از امروز کرامت آنان را در نظر داشته و با حفظ شان و جایگاه آنان با دادن مسولیتها و فراهم آوردن بستر رشد و شکوفایی آنان میدان عمل را به آنان سپرده که قطعاً معلولین نشان دادند در هر جایگاهی قرار گیرند باعث سرافرازی و افتخار هستند.

نویسنده: طالبعلی پورشریعه | مدیریت کلینیک مددکاری اجتماعی و مشاوره باران
پایگاه اطلاع رسانی مددکاران اجتماعی ایران

   + ; ٧:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٩/۱۳
comment نظرات ()

استراتژی ها و اقدامات مددکاران اجتماعی در ارتباط با افراد مبتلا به اچ آی وی

بخش هفتم: واکاوی مسائل اجتماعی

(استراتژی ها و اقدامات مددکاران اجتماعی در ارتباط با افراد مبتلا به اچ آی وی)

علیرغم افزایش آگاهی عمومی نسبت به راههای انتقال ویروس اچ آی وی در سطح جامعه، شاهد گسترش آن در بین جمعیت در معرض خطر نظیر زنان، جوانان، افراد متأهل و بیماران وابسته به مواد مخدر و محرک هستیم که این امر خطرات جدی برای سلامت جسمی، روانی و اجتماعی آنها در پی دارد. ویروس اچ آی وی بر میلیون ها نفر از افراد و خانواده ها در سراسر جهان تأثیرگذاشته است. آمار مبتلایان به این ویروس در حال رشد است. هرچند برای این بیماری درمانی وجود ندارد اما افراد مبتلا می توانند علی رغم همه ی چالش ها برای مدت زمان طولانی با این ویروس زندگی نمایند. برخی از مهمترین چالش هایی که مبتلایان به ویروس اچ آی وی در زندگی شان تجربه می کنند شامل تأثیرات جانبی داروهای ضد ویروسی، مشکل در انطباق با اندوه و فقدان و برچسب های طولانی ناشی از ابتلا به ویروس اچ آی وی است. دلایل متعددی نیز برای چنین پدیده ای وجود دارد. با پیچیده تر شدن آسیب های اجتماعی، کاهش میانگین سن بلوغ جنسی، افزایش زنان بی سرپرست و بی خانمان، اعتیاد، فقر و بیکاری، تورم جنسی، ضعف در آموزش مهارت های اجتماعی و زندگی به منظور به تعویق انداختن نیازهای آنی، کنترل هیجانات، مهارت تصمیم گیری، حل مسئله و روش های برقراری ارتباط سالم، ضعف در تفکر منطقی و عقلانی، وابستگی به عجله و عدم توجه به پیامدهای بلندمدت تصمیمات می تواند از عوامل اجتماعی و فردی گسترش ویروس اچ آی وی در سطح جامعه باشد. به این ترتیب می توان نتیجه گرفت که بیماری ایدز در حال گسترش به سطح عمومی جامعه بوده و با سایر آسیب های اجتماعی و عوامل سطوح ساختاری، خرد و میانی در ارتباط متقابل می باشد.

در حالی ما وارد هزاره ی سوم شده ایم که ویروس اچ آی وی شایع شده است و اقدامات مناسب و کافی برای رفاه مردم و توقف این بیماری ارایه نگردیده است. هیچ مانع اجتماعی، نژادی یا فرهنگی برای شناخت ویروس اچ آی وی وجود ندارد. با این وجود شیوع بیماری ایدز در بین فقرا و افرادی که تحت ستم و نابرابری قرار دارند بسیار بالاست. برای کاهش و کنترل این بیماری نیاز به راهکارهای اجتماعی و حضور متخصصین در حوزه های سیاستگذاری اجتماعی، برنامه ریزی، مداخله، درمان و توانمندسازی داریم. مددکاران اجتماعی در خط مقدم مشارکت و رهبری جنبش های حمایت از افراد مبتلا به اچ آی وی هستند. بنابراین مددکاران اجتماعی با دیگر متخصصان و ارائه دهندگان خدمات بهداشت روانی در جهت تداوم و ایجاد مراقبت از این بیماران همکاری می کنند. این موضوع شامل حمایت های روانی اجتماعی، پیشگیری، سلامت روانی و جسمی، مداخلات درمانی و مراقبت مورد نیاز برای ارتقای رفاه زندگی افراد مبتلا به اچ آی وی است. مددکاران اجتماعی با بهره گیری از دانش، ارزش و اصول حرفه ای به ارایه ی خدمات تخصصی در سطوح گوناگون اجتماعی می پردازند. اقدامات مددکاران اجتماعی در این رابطه شامل طیفی از انواع خدمات پیشگیرانه، درمانی و توانمندسازی در سطوح فردی، خانوادگی و اجتماعی است. حمایت از بیماران مبتلا به اچ آی وی از طریق ارائه‌ خدمات مشاوره مستقیم، مداخلات درمانی و اقداماتی به منظور عدالت اجتماعی محقق خواهد شد. اغلب مددکاران اجتماعی حمایت های ضروری را به منظور ایجاد واکنش های اجتماعی نسبت به اچ آی وی انجام خواهند داد. آنها اغلب به حل مشکلاتشان بیماران از طریق مشارکت فعال در جامعه و محافظت از حقوق اساسی شان اقدام می نمایند.  مددکاران اجتماعی متعهد به اصول عدالت اجتماعی هستند. به این ترتیب ما به عنوان مددکاران اجتماعی مسئولیت داریم تا دانش و مهارت هایمان  را برای کمک به افراد، گروهها، اجتماعات و جوامع به منظور کاهش مشکلات فردی- اجتماعی به کار ببریم. اصول حرفه ای ما به صراحت نشان می دهد که بدون پیش داوری و قضاوت نسبت به جنسیت، سن، وضعیت جسمی، رنگ، طبقه ی اجتماعی، نژاد، مذهب، زبان، باورهای سیاسی یا جهت گیری های جنسی به فعالیت می پردازیم. ما به عنوان مددکاران اجتماعی موظف به رعایت اصول حریم خصوصی، رازداری و استفاده ی مسئولانه از اطلاعات اشخاص علی رغم تضاد با قوانین هستیم. اقداماتی که انجام می شود باید به صورت پیوسته و با توجه به ارزش های اساسی در حرفه ی مددکاری باشد. برای جلوگیری از  گسترش بیماری ایدز و ارتقای سلامت رویکرد ما مددکاران اجتماعی بر زنجیره ای از مراقبت، آموزش بهداشت جنسی، آموزش‌های روانی و اجتماعی به منظور پیشگیری، مشاوره، مراقبت و درمان استوار است. مهمترین وظیفه مددکاران اجتماعی حمایت از حقوق اساسی بیماران از طریق لابی‌گری در سیاست گذاری اجتماعی و درمانی موثر و دلسوزانه برای حمایت از بیماران و تهیه ی پروتکل های مناسب به منظور پژوهش و همکاری است. علاوه بر این لازم است تا این موضوع درک شود که پیشگیری از اچ آی وی / ایدز بخشی از برنامه های توسعه ی انسانی است. حقوق انسانی، آموزش مددکاری اجتماعی، سیاست گذاری های بهداشتی و اجتماعی، پژوهش و مشارکت به همدیگر مرتبط می باشند. مددکاران اجتماعی از دانش و مهارت هایی به منظور اقدامات تاثیرگذار در ارتباط با افراد مبتلا به اچ آی وی، خانواده ها، دوستان، همسران و فرزندان این بیماران استفاده می نمایند. زیرا آنها نیز به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از این بیماری متأثر می باشند. هدف اساسی مددکاران اجتماعی تغییر در شرایط محیطی و خانوادگی بیماران به منظور سالم زیستی آنهاست.  در یک دسته بندی می توان اقدامات مددکاران اجتماعی را به شرح ذیل تقسیم نمود:

الف) اقدامات فردی و خانوادگی

– در سطح فردی مددکاران اجتماعی از طریق پیوند با منابع اجتماعی به ارایه ی مجموعه ای از خدمات و حمایت هایی نظیر (منابع مالی، برنامه های آموزشی، برنامه ریزی شغلی، ارایه ی درمان های دارویی برای بیماران وابسته به مواد، تهیه ی مسکن، آموزش حقوق شهروندی، ارایه ی خدمات درمان بیماری های جسمی و روانی با همکاری سایر متخصصان، خدمات قانونی و حقوقی، تامین مواد غذایی و … می پردازند). هدف غایی مددکاران اجتماعی در این رابطه توانمندسازی مددجویان، افزایش مهارت تصمیم گیری و سلامت جسمی، روانی و اجتماعی این بیماران است. علاوه بر این مددکاران اجتماعی به ارایه ی خدمات درمانی و مشاوره ای به بیماران به منظور تشخیص مشکلات آنها، نحوه ی مقابله با خشونت شرکای جنسی، افسردگی، اضطراب، باروری، روابط صمیمانه و خانوادگی و نحوه ی سازگار شدن با مشکلاتی نظیر غصه و فقدان می پردازند. مددکاران اجتماعی عموماً با همکاری سایر متخصصان نظیر پزشکان، روانشناسان، روانپزشکان و دیگر دست اندرکاران سلامت عمومی به ارایه ی خدمات به افراد مبتلا به اچ آی وی و خانواده های آنها اقدام می کنند. آنها همچنین از طریق خدمات کاهش آسیب و ارتقای سلامت به افزایش مراقبت های بهداشتی و اجتماعی به بیماران مبتلا به اچ آی وی می پردازند. مددکاران اجتماعی به خوبی واقفند که عوامل متعددی نظیر پایگاه اجتماعی و اقتصادی، درآمد، آموزش و شبکه های حمایت های اجتماعی بر سلامت بیماران مبتلا به اچ آی وی تأثیر می گذارد. لذا تلاش می کنند تا با استفاده از اقدامات حرفه ای به کاهش محرومیت های اجتماعی و فقر پرداخته و یا پیامدهای آن را به حداقل برسانند.

– ارایه ی آموزش هایی به بیماران مبتلا به ویروس اچ آی وی نسبت به درک واقع بینانه از بیماری خود و نحوه کنار آمدن با این بیماری، شناسایی چالش ها و مشکلات مرتبط با آن و نحوه ی کسب زندگی سالم

– کاهش تأثیرات تبعیض و برچسب های مرتبط با ویروس اچ آی وی در بین بیماران. عمدتاً این بیماران در بین خانواده و جامعه ای که در آن زندگی می نمایند جایگاهی ندارند. لذا ارایه خدمات مشاوره به این بیماران در خصوص نحوه ی سازگار شدن با این چالش ها و نحوه ی ایفای نقش فعال در جامعه از اقدامات تأثیرگذاری خواهد بود که پیامدهای برچسب زنی را در بین آنها به حداقل خواهد رساند. مددکاران اجتماعی از طریق افزایش آگاهی عمومی می توانند به کاهش برچسب در بین بیماران مبتلا به ویروس اچ آی وی بپردازند. آنها باید به بیماران شان اطمینان دهندکه مسائل مربوط به بیماری شان محرمانه خواهد ماند و بدون موافقت و رضایت از آنها اطلاعاتشان افشاء نمی گردد.

– آموزش مدیریت مصرف دارو به بیماران مبتلا به ویروس اچ آی وی از دیگر فعالیت های مددکاران اجتماعی می باشد. زیرا افرادی که با اچ آی وی زندگی می نمایند اغلب نوسان های زیادی در نشانه های بیماری شان تجربه خواهند نمود که می تواند از نظر جسمی و روانی ناتوان کننده باشد.

– افرادی که مبتلا به اچ آی وی می باشند اغلب استرس های روانی و عاطفی تجربه می نمایند. لذا ضروری مددکاران اجتماعی به صورت منظم وضعیت سلامت روانی بیماران را مورد بررسی قرار دهند.

– بیماران مبتلا به اچ آی وی اغلب مشکلات ناشی از فقر را تجربه نموده و دارای نیازهای پیچیده ای هستند. لذا مددکاران اجتماعی می بایست به این افراد جهت رفع نیازهایشان کمک نموده و آنها را به متخصصین ارجاع نمایند. همچنین از خدمات سازمان های حمایتی داوطلبانه، غیردولتی، دولتی و خدمات ارایه داده شده و نحوه ی دسترسی به این خدمات مطلع باشند.

– یکی از مهمترین اقدامات مددکاران اجتماعی در ارتباط با بیماران مبتلا به اچ آی وی گوش دادن فعال است. این افراد اغلب استرس های عاطفی فراوانی در زندگی تجربه می نمایند و گوش دادن به آنچه که آنها می گویند و ارائه ی پاسخ مناسب می تواند به ایجاد احساس حمایت در آنها منجر شود.

– مدیریت مورد به معنی ارایه ی مجموعه ای از خدمات درمانی، آموزشی، تغذیه و پیگیری مرتب وضعیت بیماران می باشد. لذا مددکاران اجتماعی از این تکنیک جهت کاهش مشکلات بیماران و فراهم ساختن زمینه ی توانمندسازی و بازگشت به خانواده و جامعه استفاده می نمایند.

– راپورت (درک و فهمیدن بیماران) و ایجاد اعتماد. برای حصول به این هدف مددکاران از  مصاحبه ی انگیزشی استفاده می نمایند. موضوع مهم در انجام مصاحبه ی انگیزشی تغییر رفتار است.

ب) اقدامات اجتماعی

از مهمترین اقدامات اجتماعی مددکاران در ارتباط با افرادی که با اچ آی وی زندگی می نمایند می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

– تقویت اخلاق حرفه ای و شناسایی استانداردهای بین المللی مددکاری اجتماعی در  زمینه ی اچ آی وی و بیماران مبتلا به این ویروس.

– تعهد همه ی دولت ها به اجرای تعهدات اجلاسیه ی ایدز ۱۹۹۴ پاریس که در بر حمایت و دفاع از حقوق درمان مساوی برای همه ی افراد صرف نظر از فرهنگ و باورها، بدون در نظرگرفتن جنسیت، سن، جهت گیری جنسی، نژاد، مذهب، موقعیت اقتصادی و اجتماعی و وابستگی آنها تاکید نموده بود.

– اعمال فشار بر همه‌ی دولت ها و سازمان ها به پایبندی به اصول حقوق بشر و کرامت فرد مطابق با کنوانسیون های حقوق بشر موجود برای پاسخ به کسانی که تحت تاثیر این بیماری همه گیر قرار دارند.

– حمایت مددکاران اجتماعی و دولت ها با تمام توان در مورد افرادی که تحت تاثیر ویروس اچ آی وی بوده و یا به آن مبتلا هستند تا بدون داشتن مانع به غذای مناسب، مسکن، آموزش و خدمات مربوط به سلامت و بهداشت دسترسی داشته و قادر به دفاع از حقوق خود باشند.

– شرکت مددکاران اجتماعی در برنامه های ضد فقر به عنوان عنصر کلیدی در پیشگیری از ابتلا به ویروس اچ آی وی.

– حمایت از سیاست هایی در حوزه ی سلامت عمومی و اجتماعی که از عوامل تعیین کننده ی سلامت می باشد به صورتی که این خط مشی ها به ترویج مراقبت مداوم، بهبود و ارتقای کیفیت زندگی در بین افراد مبتلا به ویروس اچ آی وی بپردازد.

– نقد سیاست های اجتماعی که بیماری ایدز را به خوبی درک ننموده و مانع از ارایه ی خدمات شایسته به افراد مبتلا به اچ آی وی و در نتیجه به حاشیه رانده شدن آنها منجر گردیده است.

– مبارزه مداوم با برچسب زنی و تبعیضی که علیه افراد مبتلا به اچ آی وی اعمال می گردد.

– آموزش عموم جامعه و متخصصین در خصوص اچ آی وی و مطلع ساختن آنها از پیامدهای بهداشتی، جسمی، روانی، اجتماعی، فرهنگی، قانونی و اقتصادی این بیماری همه گیر.

– افزایش آگاهی و شناخت از بیماران مبتلا به اچ آی وی از طریق غلبه بر ترس و تعصب، درک کامل وضعیت بیماران مبتلا و احترام به حقوق اساسی آنها.

– گسترش درک اعضای جامعه نسبت به عوامل تعیین کننده سلامت و اصول پیشگیری از مراقبت به گونه ای که بر رفاه افراد و اجتماعات تأثیر گذاشته و به مجموعه ای از خدمات مرتبط با سلامت، مراقبت اجتماعی و روانشناختی، درمان پزشکی، مشاوره و حمایت بپردازد. همه ی این اقدامات از طریق فرایند آموزش و از طریق سازمان های مبتنی بر اجتماع، سازمان های غیردولتی و سایر تشکل ها انجام می گیرد.

– مددکاران اجتماعی از سیاست های اجتماعی به منظور حفظ کرامت انسانی افراد مبتلا به اچ آی وی حمایت می نماید.

بحث و نتیجه گیری

امروزه بیماری ایدز دیگر به عنوان یک بیماری جسمی مطرح نیست و به دلیل تعدد عوامل اجتماعی تعیین کننده به عنوان یک بیماری اجتماعی قلمداد می گردد که نیازمند اقدامات متعددی در سطوح پیشگیری اولیه، ثانویه و ثالثیه است. میزان گستردگی بیماری ایدز به شاخص های توسعه یافتگی جوامع در ارتباط است. به این ترتیب در جوامعی که فقر، حاشیه نشینی، بیکاری و آسیب های اجتماعی بالاست میزان شیوع بیماری ایدز نیز چشمگیر بوده و لذا به دلیل پیامدهای ناشی از آن می تواند از موانع جدی توسعه نیافتگی در جوامع محسوب شود. هر چند تاکنون اقدامات متعددی به منظور کاهش این بیماری انجام شده است اما به دلیل پیوند بیماری ایدز با عوامل ساختاری و کلان ناکارامد جامعه و عدم برنامه ریزی های جامع مناسب به منظور پیشگیری، می تواند در چنین شرایطی بازتولید شده و در نتیجه به شکل قارچ گونه ای رشد نماید. بیماری ایدز در حال تسری به عرصه عمومی جامعه است لذا چنانچه اقدامات جامعی به منظور پیشگیری و کنترل آن صورت نگیرد در آینده نزدیک شاهد بروز همه گیری این بیماری در بین جوانان، زنان و کودکان خواهیم بود. در این رابطه مددکاران اجتماعی با بهره گیری از اصول حرفه ای و دانش تخصصی می توانند اقدامات موثری در سطوح پیشگیری در بین افراد مبتلا، خانواده های درگیر و جوامع انجام دهند که در این واکاوی به آن پرداخته شده است.

نویسندگان: سلمان قادری | کارشناس ارشد مددکاری اجتماعی و دانشجوی دکتری جامعه شناسی
لیلا فرقانی | دانشجوی دکتری جامعه شناسی
پایگاه اطلاع رسانی مددکاران اجتماعی ایران

   + ; ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٩/۱٢
comment نظرات ()
← صفحه بعد
get our toolbar!

.: powered by iranian social workers :.