مددکاری اجتماعی..::..Social Work

دعوتنامه و حمایت برای شرکت در کنفرانس مددکاری اجتماعی در ایران

دعوتنامه و حمایت برای شرکت در کنفرانس مددکاری اجتماعی در ایران

مددکاری اجتماعی در ایران به صورت علمی در سال ۱۹۵۸ ایجاد شد. امروزه، مددکاری اجتماعی در ایران نقش مهمی را در سلامت و حوزه اجتماعی ایفا می کند. بنابراین، انجمن مددکاران اجتماعی ایران در ۱۸ و ۱۹ دسامبر سال ۲۰۱۷ کنگره “۶۰ سال مددکاری اجتماعی در ایران” را با همکاری دانشگاه ها و سازمان های مرتبط برگزار میکند.

هدف اصلی این کنفرانس تحلیل مددکاری اجتماعی ایران در ۶۰ سال گذشته و تعریف جدید مددکاری اجتماعی در ایران است. ما بحث می کنیم در مورد فعالیت مددکاران اجتماعی در زمینه های مختلف شامل: مراقبت های بهداشتی، سلامت اجتماعی، رفاه اجتماعی و امنیت اجتماعی، مشکلات اجتماعی، سکونتگاه های غیررسمی، صنایع، زنان، خانواده، کودکان و نوجوانان، سالمندان، معلولین، معتادان، فضای مجازی، رسانه ها، سازمان های غیردولتی، سیاست اجتماعی، سرمایه اجتماعی، توسعه اجتماعی، همبستگی اجتماعی، قانون اساسی، مدیریت شهری، قوه قضائیه و پلیس، پیشگیری از جرم، مدیریت بحران و جهت گیری آینده آنها بر اساس رویکردهای جدید جهانی می باشد.

این کنفرانس می تواند فرصت بسیار مناسبی برای تعامل مددکاران اجتماعی از کشورها و فرهنگ های مختلف باشد، بنابراین ما از شما برای شرکت در این کنفرانس دعوت به عمل می آوریم. فرصتی برای ارائه سخنرانی در کنفرانس برای سرپرست انجمن یا عضو انجمن در مورد مددکاری اجتماعی کشور شما وجود خواهد داشت.  هزینه های هتل ها، غذا، حمل و نقل در تهران و مراجعه به مراکز مددکاری اجتماعی، حداکثر ۲ نماینده از هر عضو IFSW خواهد بود. (لطفا توجه داشته باشید که هزینه های پرواز به و از تهران را شامل نمی شود.)

سید حسن موسوی چلک؛ رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

ترجمه: هماصدری؛ کارگروه روابط بین الملل وبسایت مددکاری اجتماعی ایرانیان
 انتشاریافته در مجموعه تخصصی مددکاری اجتماعی ایرانیان

   + ; ٩:٥۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩٦
comment نظرات ()

تفاوت های بنیادین سازمان های دولتی و غیردولتی با یکدیگر و نحوه مدیریت این دو ساز

سازمان های دولتی[۱] به سازمان هایی اطلاق می شوند که تحت امر دولتی مرکزی به انجام فعالیتی معین می پردازند، گستره این فعالیت ها بسیار متنوع و گسترده است. بطور کلی سازمان های دولتی به دو دسته سازمان های مجری[۲] (که در این سازمان ها انگیزه تحصیل درآمد مورد توجه قرار نمی گیرد) مانند وزارت خانه ها و موسسات دولتی همچون نهاد ریاست جمهوری و دیوان محاسبات کشور و سازمان های دولتی بازرگانی[۳](که سودآوری و تحصیل درآمد از اهداف اساسی آنها هستند) مانند شرکت های بیمه و بانک ها تقسیم می شوند.

سازمان های غیر دولتی[۴] بطور کلی به چهار دسته سازمان های خیرخواهانه[۵] (در این سازمانها فعالیت هایی مانند برآورده کردن نیازهای فقرا، توزیع خوراک، پوشاک و دارو به عنوان هدف تعریف میشوند و نحوه مدیریت این سازمانها عموماً سنتی است) سازمان های خدماتی[۶]  (سازمان هایی که اهدافشان در برنامه ریزی و فراهم اوردن خدمات آموزشی و بهداشتی برای خانواده ها خلاصه می گردد) سازمان های مشارکتی[۷] ( این سازمان ها پروژه های خود یار را به کمک مردم محلی به سرانجام میرسانند) و سازمان های توانمندسازی[۸] ( هدف اصلی این سازمان ها کمک به افراد در جهت دستیابی به توسعه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از طریق درک شفاف ایشان از توانایی هایشان و بالا بردن آگاهی ها است تا در نهایت افراد بتوانند خود کنترل زندگی شان را در دست گیرند. در فعالیتهای این سازمان ها مردم حداکثر دخالت و مشارکت را دارند و این سازمانها بیشتر به عنوان تسهیل کننده فعالیت می کنند) تقسیم می گردند.

سازمان پیشرو دولتی در حوزه ارائه خدمات اجتماعی سازمان بهزیستی[۹] است که در ایران مسئولیت کمک رسانی به مددجویان و همچنین توانمندسازی آنان را بر عهده گرفته است.

در سال های اخیر سازمان های غیر دولتی در حوزه مددکاری اجتماعی در ایران بسیار فعال و هدفمندانه عمل کرده اند. شاهد این مدعا پروژه های متعدد توانمندسازی است که توسط کلینیک های مددکاری اجتماعی در سراسر ایران به اجرا در آمده است و همچنین شرکت های توانمندسازی ای است که خصوصاً در دو حوزه توانمندسازی بانوان و معتاددان بهبود یافته به ارائه و اجرا خدمات گوناگون پرداخته اند.

بدیهی است که تفاوت بنیادین سازمان های دولتی و غیر دولتی در نحوه برخورداری و دسترسی به منابع مالی خلاصه می گردد. پروژه های اجتماع محوری که از طریق سازمان بهزیستی و یا شهرداری ها به اجرا در می آیند منابع مورد نیاز خود را از بودجه دولتی تامین می کنند، اما بودجه پروژه های سازمان های غیر دولتی از محل خیرین، مشارکت های مردم محلی و یا همکاری تعدادی از سازمان های دولتی با این پروژه ها؛ تامین می گردد. شاید بتوان ادعا کرد که اگر بودجه پروژه های غیر دولتی از طریق مشارکت مردم محلی تامین شود بهینه ترین و موثرترین حالت از مدیریت و به دنبال آن توانمندسازی شکل خواهد گرفت. توسعه ای که با مشارکت همراه و همگام باشد علاوه بر اینکه شاخص های توسعه یافتگی اقتصادی، اجتماعی را ارتقا می بخشد، حسی از همدلی، مشارکت و تعهد را در میان شرکت کنندگان در این پروژه ایجاد خواهد کرد. همدلی و تعهد ایجاد شده سبب خواهد شد که افراد و مردم محلی با اشتیاق بیشتری اهداف توسعه یافتگی را دنبال کنند، به ارزش ها و چشم اندازهای پروژه پایبند باقی بمانند و در راه عملیاتی کردن این اهداف تلاش کنند، در برنامه ریزی ها و تدوین گام به گام راهکارهای عملیاتی مشارکت فعالانه داشته باشند، از تک تک ظرفیت ها و توانایی هایشان در راه اجرای عملیاتی پروژه بهره گیرند؛ مهمی که اگر دنبال شود اهداف و شاخص های توانمندسازی را نیز به صورت خود به خودی تامین میکند.

مدیریتی که در سازمان های دولتی اتفاق می افتد مدیریتی سنتی و با نگاه و رویکرد پدرسالارانه ( مدیریت عمودی از بالا به پایین می باشد.) در این نوع از مدیریت معمولاً هیئتی در راس قرار دارند که بودجه بندی اجرایی را برنامه ریزی می کنند، برای نقش ها و فعالیت ها تعاریفی را تدوین می کنند، نظارت های دوره ای و از پیش تعیین شده را به اجرا در می آورند و در صورت نیاز تغییرات لازم را در هر کدام از روندها برنامه ریزی و نگارش می کنند. با توجه به آن چه که بدان اشاره شد؛ تامین بودجه بصورت برون زا (بدون مشارکت دست اندر درکاران) و رویکرد مدیریت سنتی، بی ترید یکی از آسیب های وارده به سازمان های دولتی و پروژه های اجرایی شان خواهد بود. در این سازمانها تعلق خاطر، احساس همدلی و مشارکت به اهداف تعیین شده با کاهش روبرو خواهد بود و کارکنان و شرکت کنندگان در پروژه بعضاً نه تنها احساس مشارکت و تعلق خاطر به اهداف را ندارند (زیرا که اهداف از پیش تعیین شده و تحمیلی هستند) بلکه همچنین احساس میکنند که نیرویی بیرونی آنها را در کنترل خود دارد و حتی در حالاتی بسیار آسیب زا آنان احساس می کنند که بایستی وظایف خود را فقط به جهت تحصیل درآمد و دریافت حقوق انجام دهند. در چنین شرایطی نیروی انسانی شاغل خلاقیت و بهره وری خود را از دست می دهد و به شاخص های سرمایه انسانی نزدیک نمیگردد، همچنین این نیرو در دراز مدت با آسیب هایی چون فرسودگی شغلی روبرو خواهد شد. خصوصاً در اجرای پروژه های توانمندسازی اگر مجریان از احساس رضایت و شادکامی درونی بی بهره باشند قادر نخواهند بود که به مددجویان خود کمک شایانی کنند و حس توانمندی و رضایت درونی را به آنها منتقل کنند. در قبال نحوه مدیریت در سازمان های غیر دولتی خصوصاً سازمان های مشارکتی و توانمندسازی رویکردی افقی، غیر سنتی و بر مبنای شایسته سالاری و احترام به تخصص هاست، رویکردی که سبب می شود افراد در جایگاه هایی قرار گیرند که برای آن جایگاه ها مناسب هستند. در این نحوه مدیریت؛ از پروژه ای به پروژه دیگر با اهدافی متفاوت نقش اعضا تغییر پیدا می کند و به عبارتی نقش ها و وظایف چرخشی هستند. (بی تردید در این سازمان ها هیئتی به عنوان هیئت مدیره ناظر بر روند مدیریتی و برنامه ریزی است تا از هرج و مرج جلوگیری کند اما نقش آنها صرفاً نظارت می باشد.) از آنجاییکه بودجه و تامین اعتبار مالی نیز بر اساس مذاکرات با سایر سازمان ها اعم از دولتی و غیر دولتی و یا بصورت درون زا از طریق شرکت کنندگان در پروژه و مردم محلی تامین می گردد، همانطور که گفته شد احساس مشارکت و تعهد افزایش پیدا می کند. شایسته سالاری در کنار تعلق خاطر سبب رشد و شکوفایی هر چه بیشتر توانایی ها، استعدادها، خلاقیت و در نهایت افزایش بهره وری خواهد شد و این افراد بهره ور که اکنون به سرمایه انسانی تبدیل شده اند و از ایفای نقش هایشان احساس رضایت دارند خواهند توانست این احساس درونی شده را به مددجویان منتقل کنند و به آنان در دستیابی به توانمندی درونی شده و تثبیت شده کمک کنند. در نهایت نه تنها خود از کارکردشان رضایت دارند بلکه می توانند افرادی  را پرورش دهند که این افراد بعنوان تسهیلگر به کمک و یاری سایرین بپردازند و در نهایت چرخه توانمندسازی هر چه پایدارتر دنبال گردد.

امید است که اصل ۴۴ قانون اساسی که به خصوصی سازی تاکید فراوان دارد هر چه کاربردی تر دنبال گردد، سازمان های دولتی هر چه بیشتر کوچک و کاربردی گردند و به جای نقش های اجرایی نقش تامین کنندگی منابع مالی را بر عهده گیرند و این منابع را در اختیار سازمان های غیر دولتی قرار داده تا آنان با تکیه بر مفاهیم شایسته سالاری، تعهد و همدلی اهداف توسعه پایدار را هر چه کاربردی تر دنبال نمایند.

نویسنده: پونه امام شوشتری؛ کارشناس ارشد توسعه اقتصادی و برنامه ریزی
انتشاریافته در مجموعه تخصصی مددکاری اجتماعی ایرانیان

[۱]Government Organization

[۲]Executive Organization

[۳]Business Organization

[۴] Non Governmental Organization

[۵] Charity

[۶] Service Organization

[۷] Cooperative Organization

[۸] Empowerment Organization

[۹] State Welfare Organization

 

   + ; ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ; جمعه ٢۸ مهر ۱۳٩٦
comment نظرات ()

کودک آزاری؛ انواع، علل، علائم، راهکارهای پیشگیری

کودک آزاری (Chaild abuse)

یکی از گروههای بسیار آسیب پذیر در هر جامعه ای کودکان هستند، دوران کودکی یکی از مهمترین دوران زندگی هر فردی است و تأثیرات بلند مدت نوع رفتار با کودکان و نحوه تربیت عاطفی و روانی فرد در تمام دوران زندگی ماندگار خواهد بود. کودکان به علت ویژگی های سنی نیازمند حمایت و مراقبت اصولی و صحیح والدین و اطرافیان خود هستند اما اغلب بنا به دلایلی مانند ناآگاهی والدین، مشکلات اقتصادی و اعتیاد، بیماری روانی والدین، مشکلات خانوادگی کودکان مورد بی توجهی و غفلت قرار میگیرند و متأسفانه از شرایط تربیتی، آموزشی، بهداشت و مسکن مناسب محروم می مانند.

آسیب در دوران کودکی پیامدهای طولانی مدت را در آینده درپی خواهد داشت، خصوصاً آزارهای جنسی که کمتر قابل شناسایی بوده و به دلیل عدم توان کودکان در بیان آسیب اصولاً غیر قابل جبران میباشند.

تعریف کودک آزاری:

کودک آزاری شامل طیف وسیعی از رفتارهای آسیب رسان مانند برآورده نکردن نیازهای اولیه کودک، غفلت از مراقبت های بهداشتی، تنبیه و بدرفتاری فیزیکی و سوء استفاده جنسی و سوء رفتار هیجانی و آزار روانی را در بر می گیرد.

هرگونه فعل یا ترک فعلی که موجب آزار روحی و جسمی و ایجاد آثار ماندگار در وجود یک کودک شود کودک آزاری میگویند.

هر نوع رفتاری که توسط بزرگسالان نسبت به کودکان انجام شده و به نوعی سلامت جسمی و روانی آنان را دچار آسیب کند کودک آزاری است.

طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی

آسیب تا تهدید جسم و روان و سعادت و رفاه و بهزیستی کودک که به دست والدین یا افراد مسئول کودک انجام شود کودک آزاری گویند.

به نظر صاحب نظران و متخصصین امر هرگونه آسیب جسمی، روانی، سوءاستفاده جنسی یا بهره کشی و عدم رسیدگی به نیازهای انسانی افراد زیر ۱۸سال توسط دیگران یک نوع کودک آزاری تلقی می گردد.

افرادی که در کودکی به دلیل افسردگی، ناتوانی در یادگیری، پرخاشگری، دچار کاهش اعتماد به نفس شده، اغلب در بزرگسالی رفتارها و اعمالی که موجب آزار کودکان می شود از آنها سرزده و آزار این افراد متأسفانه اغلب صدمه جدی و غیر قابل جبرانی در کودکان ایجاد میکند.

کودک آزاری بحث بسیار گسترده و پیچیده ای است، آزار کودکان می تواند جسمی، عاطفی، لفظی، جنسی باشد حتی نادیده  انگاشتن و توجه نکردن به کودکان می تواند در رده این اختلال باشد.

انواع کودک آزاری:

کودک آزاری جسمی: هرگونه آزار جسمی که به طور عمد یا غیرعمد توسط والدین، اطرافیان، مراقبین کودک اعمال شود کودک آزاری جسمی گفته می شود.

مانند (شلاق زدن، هل دادن، لگد زدن، پرت کردن، جراحت جسمی به کودک، حمله فیزیکی، بریدگی، کبودی، شکستگی استخوان، مطابق آمارهای موجود سالانه از هر ۲۰کودک، یک نفر صدمه جسمی می بیند.

کودک آزاری عاطفی:

رفتارهای خصمانه یا بی تفاوتی والدین نسبت به کودک، توهین، تحقیر یا هرگونه رفتاری که به کودک استرس وارد کند و به اعتماد به نفس کودک لطمه وارد کند آزار عاطفی گویند. بی توجهی به نیازهای عاطفی کودک، طرد کردن کودک، اعمال خشونت خانگی در حضور کودک، تشویق نکردن کودک و موارد مشابه بسیاری می تواند کودک آزاری عاطفی محسوب گردد. متأسفانه کودک آزاری عاطفی علیرغم آسیب های روانی زیادی که به کودک وارد میکند اغلب قابل اثبات و پیگیری نیستند.

کودک آزاری جنسی:

سوءاستفاده جنسی از کودکان گونه ای از کودک آزاری است که شخصی بزرگسال یا نوجوانی بزرگتر از یک کودک برای تحریک جنسی استفاده می کند، گستره سوءاستفاده جنسی از کودکان شامل این موارد است: درخواست از کودک برای شرکت در رابطه جنسی، عورت نهایی برای کودکان با هدف تحریک جنسی خود، ترساندن کودک، برقراری آمیزش جنسی با کودک. سوءاستفاده جنسی از کودکان موجب آسیب های مانند افسردگی، اختلال تنش زا پس از رویداد، اضطراب، ایجاد استعداد قربانی شده در آینده، جراحت فیزیکی دارد.

علل کودک آزاری جنسی

– مهارت اجتماعی پایین والدین

– عدم مهارت فرزند پروری

– تحصیلا ت  پایین والدین

– سابقه کیفری و سوء پیشینه

– بیماری روانی

– اختلافات خانوادگی و طلاق

– پایین بودن وضعیت اجتماعی و اقتصادی خانواده ها

– ویژگیهای خاص کودکان مانند کودکان طرد شده، غیر طبیعی و دشوار

علائم آسیب جنسی در کودکان

– بدخلقی، گوشه گیری، پرخاشگری

– اضطراب

– کاهش خنده و بازی

– اُفت تحصیلی

– کابوس شبانه و مشکل در خواب

– جویدن ناخون یا مکیدن انگشت

– خشم بی دلیل نسبت به والدین

– ادار همراه با خون

– کبودی و تورم در ناحیه تناسلی

-اشکال در نشستن

– درد و سوزش یا خارش ناحیه تناسلی

پیشگیری از کودک آزاری

– دقت در ازدواج وتشکیل خانواده، خوداری از ازدواج های تحمیلی ناشناخته و شتاب زده و ازدواج در سنین پایین

– توجه به تنظیم خانواده

– افزایش آگاهی در زمینه پرورش فرزندان و شیوه های مناسب رفتار با آنان

– پذیرش مسئولیتها و انجام وظایف خود به عنوان پدر و مادر، معلم و مربی، سرپرست نسبت به کودکان

-آشنایی با حقوق و نیازهای اساسی کودکان

– توجه به سلامت جسمی و روانی خود و کاهش فشارهای عصبی و مشکلات رفتاری خود که سبب کودک آزاری می شود

– تقویت روحیه کمک کردن هنگام برخورد با مشکلات و آشنایی با مراکز حمایتی، مشاوره، امداد در مورد کودکان و خانواده

پیامدهای بد رفتاری با کودک

– آسیبهای روانی، افسردگی، گوشه گیری، خودکشی و تخاصم و پرخاشگری وترس

– کاهش عزت نفس و احساس گناه و شرم

-عوارض جسمی

– فرار از خانه

– ناتوانی شناختی، تأخیر رشدی، کاهش کارکرد آموزشی

– رفتار نامناسب جنسی

راهکارهای اساسی در پیشگیری از خشونت علیه کودکان

– ثبت دقیق تولد تمامی نوزان (برای ممانعت از فروش کودک وغیره)

– باز نگری و اصلاح قوانین حقوق کودکان و تصویب قوانین باز دارنده از تنبیه کودکان

– اقدام جهت رشد آگاهی جامعه و والدین در خصوص حقوق کودک

– ممنوعیت استفاده از خشونت در اهداف تربیتی، آموزش در خانه و مدرسه برای کودکان

– حذف روشهای سنتی در رفتار با کودک که موجب صدمه به کودک میگردد

– ارتقاء خدمات بهداشتی، آموزشی، تفریحی برای کودکان

– اصلاح نظام دادگستری ویژه نوجوانان با توجه به پیمان نامه حقوق کودک

– ممانعت از پخش برنامه ها و تصاویر همراه با خشونت از رسانه ها

– اعلام معیار جدا کردن کودک در مواقع بحرانی از والدین فاقد صلاحیت

– برقراری سیستم گزارش دهی دائمی در مورد سوء استفاده و آزار کودکان

– تلاش در حذف ریشه های کودک آزاری در خانواده ها شامل فقر و بیکاری و اعتیاد

نویسنده: شهین ثقفی؛ مدیر کلینیک مددکاری اجتماعی تلاش سنندج- کردستان
انتشاریافته در مجموعه تخصصی مددکاری اجتماعی ایرانیان

 

   + ; ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٦
comment نظرات ()

یادداشت یک مددکار اجتماعی پیرامون مقایسه تطبیقی مراکز دولتی و غیر دولتی

در سه دهه اخیر، جامعه در خصوص نحوه مدیریتیِ سازمان های دولتی و غیر دولتی و تبعات آن با مسائلی روبرو بوده‌ است که توجه مختصری به این مسأله خالی از لطف و سود نیست.
بعنوان عضوی از جامعه که ارتباطات کاری هم در مراکز دولتی و هم در مراکز خصوصی دارم، نکته غیر قابل انکاری که دیده می شود اینست که همیشه دولتی ها از غیر دولتی ها و مدیران دولتی از مدیران غیر دولتی عقب تر بوده اند.
این عقب افتادگی در هر سه سطح سیاستگزاری، اجرا و نظارت بوده است.
آنچه را که مراکز غیر دولتی از چند سال پیش احساس می کنند، پیش بینی می کنند و سیاستگزاری می کنند، با فاصله چند ساله در نهادهای دولتی اتفاق می افتد و تبعات منفی این، دور افتادگی و دیر افتادگیِ شدید و عمیق از مسیر توسعه و تغییرات مطلوب است.
نقطه دوم که دردناک تر است اینکه علیرغم مشکل فوق تلاش و سعی مدیران دولتی بر اعمال حاکمیت بر مراکز خصوصی است که اگر نتوانند قانوناً به آن حاکمیت یابند با لطایف الحیلی مراکز غیر دولتی و انجمن ها و سازمان های خصوصی را در اختیار خود می گیرند و آنرا هم به مدیریت خود اضافه می کنند!
و بگذریم از اینکه طبیعتاً نتیجه این حاکمیت گرفتاری های مشابهی است که پیکره نهادهای دولتی را هم گرفته است.
مراکز و سازمان های خصوصی حتی بسیاری از مواقع نیروهای خود را می بایست از فیلتر دولتی ها بگذرانند، نحوه کارشان در نظارت آنان باشد و بیشتر سیاستگزاری هایشان هم مطابق با دستور العمل های از پیش شکست خورده!
آسیب شناسیِ سیستم‌های اداری نشان می دهد که انگیزه کار در تمام سطوح مدیریتی بالا، میانی و پایین و کادر اجرایی در مراکز و انجمن های غیر دولتی و آزاد بالاتر بوده که دردمندانه با کنترل های غیر ضروری به انگیزه کشی ختم می شود!
پیشنهاد جدی داده می شود که مدیران دولتی در نهادهای آزاد اندیش و خصوصی مداخله گری ننمایند.

احمد جبارزاده؛ مددکار اجتماعی

   + ; ۸:۳۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٦
comment نظرات ()

به مناسب هفته ی کودک؛ کودکان امروز، چالش ها، بحران ها و راهکارها

هر ساله و با فرا رسیدن مهرماه و آغاز سال تحصیلی، شاهد رویدادهای دیگری هستیم که می‌تواند به گونه‌ای مکمل این رویداد بی‌نظیر در زندگی کودکان باشد. روز جهانی کودک که مصادف با ۸ اکتبر یا ۱۶ مهر بوده (در کشورمان هفته کودک نیز نامیده می شود) یک روز منحصر به فرد و ویژه‌ای برای کودکان و نوجوانان است تا یک بار دیگر پیمان مجددی بر اهمیت دوران کودکی و کودکان ببندیم و ثابت کنیم که کودکان ارزشمند هستند و نباید فراموش شوند. هر ساله در چنین روزی همایش ها و برنامه های متعددی به منظور گرامیداشت کودکان در سراسر جهان برگزار می شود و کودکان نیز در آن مشارکت فعالی دارند تا ثابت نمایند که جهان نیز به آنها تعلق دارد و آنها مالکان آینده آن هستند.

هم اکنون ما در جهان مخاطره آمیزی زندگی می‌کنیم. جهان نا امنی که قربانیان اصلی آن کودکان می باشند. جنگ ها، حوادث طبیعی، مهاجرت و آوارگی، فقر و خشونت های اجتماعی، قاچاق و برده داری مدرن، دسترسی نابرابر به امکانات آموزشی، درمانی و بهداشتی، سوء تغذیه و مرگ تنها بخشی از مشکلاتی است که امروزه میلیون ها کودک را در سراسر جهان تهدید می کند و آنها را در معرض مخاطرات زیادی قرار داده است. امروزه کودکان از قربانیان اصلی تجاوز و آسیب های اجتماعی نظیر طلاق، اعتیاد، خشونت های خانگی، بهره کشی و … محسوب می شوند و چنین تاثیراتی عمدتاً پایدار خواهد بود. در حالیکه بسیاری از کشورها، درگیر منازعات داخلی هستند و سایه ی وحشت تروریسم، سلطه گری و جنگ بر سر منابع طبیعی، نفت و ثروت، جهان را تکه پاره نموده است. در واقع جهان ما بدترین دوران خود را از زمان پیدایش آن سپری می کند. زیرا نابودی جهان و بسیاری از مردم و ساقط شدن آنها از هستی بسیار محتمل‌تر از گذشته به نظر می‌رسد. گسترش رقابت های تسلیحاتی، فقر، گرسنگی و مرگ و میر زنان، کودکان و جوانان (علی رغم گسترش تکنولوژی) به خوبی گواه این مدعاست. امروزه مُدرنیسم علی رغم خدمات زیادی که با افزایش امکانات رفاهی برای بشر نموده  اما در کنار آن سلاح های پیشرفته و بمب اتم را نیز با خود به ارمغان آورده است. تا به این وسیله این قول ماکس وبر که امروزه بشریت در خدمت تکنولوژی است و نه تکنولوژی در خدمت بشریت، به وقوع بپیوندد.

باری؛ ره آورد مدرنیسم بیشتر از اتصال، گُسست بوده است. گسست بشریت از هویت و گذشته ی خود و گسست از انسان ها و جوامع دیگر و افزایش خودخواهی و میل به ثروت اندوزی بیشتر و بیشتر. امروزه مدرنیسم سبب انزوا و کنترل بیشتر بشریت گردیده است . گویی انسان ها با افزایش کنترل و خلق دوربین های مدار بسته در تمام شهر در درون پیمانه ای اسیر گردیده اند. افکار، رفتار و حتی پندار آنها نیز کنترل می شود. چنانچه از حدودی تخطی نمایند با قوانینی که ساخته و پرداخته اند، محکوم می شوند. اما شاید مقتضیات بشر امروزه نیز همینگونه باشد. شاید اگر چنین تکنولوژی هایی وجود نداشت، انسان ها که ذاتاً سرکش هستند کنترل نمی شدند. لذا کنترل کردن انسان ها، راهی برای قانونمند ساختن آنها محسوب می شود. اما واقعیت مسلم این است که چنین کنترل گری بسیار نابرابر و دشوار بوده و شرایط نامناسبی را برای انسان های امروزه در جهان مدرن خلق کرده است. در هر صورت مجموعه شرایط فوق بر انسان های امروزی حکفرما است و تکنولوژی به ابزار غالب جهان امروز تبدیل گردیده و رسانه های جمعی نیز حاکمان بی قید و شرط جهان امروزند که افکار انسان ها را تحت سلطه ی خود دارند و به هر سمت و سویی آنها را سوق می دهند. اما آنچه که در این هیاهو به واقع گم شده است چیزی نیست جز همان جوهره‌ی انسانیت و خود انسان. انسانی که تا دیروز بر ابزار و جهان پیرامون خود غالب بود اما امروزه مغلوب ابزار خودساخته و نظاره گر از بین رفتن جهان پیرامون خود است. این انسان به جز افسوس خوردن، کار دیگری نمی تواند انجام دهد. زیرا مدرنیسم باعث شده تا ابزار و تکنولوژی به ماهیتی فرابشری تبدیل شوند. همه چیز را زمینی نمایند و اتصال انسان ها را با آسمان ها قطع کنند. خدایان را به چالش بکشانند و به انسان ها ماهیتی صرفاً زمینی ببخشند. در این بین یا انسان ها خود را با این روند هم آهنگ می نمایند و یا در مقابل آن ایستادگی نموده اما در زیر چرخ های سنگین و آرواره های مدرنیسم خرد می شوند. اما با توجه به قانون نسبیت، شکوفا شدن نهالی از زیر چرخ های خرد کننده مدرنیسم چندان دور از انتظار نخواهد بود و لذا نباید امید را از دست داد.

باری هدف از نگارش مطالب بالا ترسیم جهانی است که کودکان در آن زندگی می نمایند و بدون این درک پرداختن به مشکلات کودکان کار آسانی نخواهد بود. واقعیت مسلم این است که ما در جهانی نابرابر زندگی می کنیم و کودکان به دلایل فیزیولوژیک، روانی و تعدد عوامل خطرآفرین، بیشترین آسیب را دیده اند. اما وضعیت کودکان در همه جای جهان یکسان نیست. هر چند فقر و نابرابری در بسیاری از کشورهای جهان وجود دارد اما در کشورهای برخوردار یا توسعه یافته امکانات و فرصت های بیشتری برای ارتقای اجتماعی و بهزیستی کودکان وجود دارد. اما تحمیل جنگ ها و رشد تروریسم در کشورهای توسعه نیافته و یا در حال توسعه سبب شده است که کودکان از منابع کمتری برای رشد و پیشرفت بهره مند شوند و لذا با مشکلات و چالش های متعددی نیز رو به رو گردند.

کشورمان از حیث جمعیت جوان با داشتن ۱۵ میلیون کودک و نوجوان در حال تحصیل موقعیت ویژه ای در بین بسیاری از کشورهای جهان دارد. اما وجود جمعیت جوان می تواند بالقوه عامل توسعه و یا در صورت عدم برنامه ریزی صحیح برای ارتقای شغلی و حرفه ای آنها تبدیل به یک بحران اجتماعی گردد. هر چند پنجره جمعیتی از یک دهه ی پیش به روی کشور باز شده است و فرصت چندانی برای بهره مندی از این عامل موثر توسعه نداریم اما به نظر می رسد که سیاستگزاران اجتماعی فاقد سیاست، استراتژی و برنامه ی جامع به منظور ارتقای سلامت روانی و اجتماعی کودکان و بهره مندی از این فرصت استثنائی هستند. کشورهای پیشرفته به خوبی توانسته اند که از این فرصت بی نظیر به منظور توسعه ی منابع انسانی و پیشرفت کشور خود استفاده نمایند و فاصله ی خود را با سایر ملل زیاد کنند. آنها توانسته اند که با بهره گیری از منابع انسانی به توسعه ی پایدار دست یابند. پنجره ی جمعیتی فقط یک بار باز خواهد شد و پس از آن هیچگاه باز نخواهد گردید.

واقعیت مسلم وضعیت کودکان امروزه ی ما این است که عمدتاً درگیر آسیب های اجتماعی هستند. عوامل خطرآفرین پیرامون آنها زیاد است و عوامل محافظتی به حداقل ممکن رسیده است. فقر، اختلالات روانی، اعتیاد ( به مواد اعتیاد آور و شبکه های اجتماعی)، خشونت، آزار دیدگی، مشکلات جنسی، بی هدفی و سرگردانی، بزه کاری، کار در خیابان، بی خانمانی و … تنها بخشی از مشکلاتی است که بسیاری از کودکان در جامعه با آن مواجه اند. پژوهش ها و نتایج گزارش های موجود در سالنامه های آماری و منابع علمی به خوبی گواه مشکلات یاد شده است. علی رغم اینکه در قانون اساسی، سند چشم انداز ۲۰ ساله و برنامه های توسعه بر ارتقای سلامت و رفاه همه ی آحاد جامعه تاکید شده است اما در عمل، شاهد اجرای برنامه ی مدون و جامعی در خصوص بهزیستی کودکان و نوجوانان و برنامه ریزی های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت نیستیم. همین عامل سبب شده است که مفهوم ” کودکی” در جامعه ی ما گم شود و لذا آنها با فراموشی سپرده شوند. امروزه برای کودکان در جامعه متولی وجود ندارد. خانواده ها در نقش خود غرق و سرگردانند. نهادهای آموزشی درگیر آموختن مطالبی به کودکان هستند که صرفاً نیازهای کسب نمره ی آنها را بر طرف می نماید و از وظیفه ی اصلی شان که پرورش است غفلت ورزیده اند. رسانه های گروهی و سایر نهادهای متولی نیز سالهاست که از کودکان فاصله گرفته اند. به این دلیل است که کودکان سال هاست به فراموشی سرپرده شده اند و به هنگام بروز مشکل نیز توسط خانواده و پزشک دارویی به آنها داده می شود تا فقط ساکت شوند و افراد پیرامون خود را اذیت نکنند. در حالیکه اعتیاد یک کودک، بروز مشکلات روانی او، بی خانمانی، کار در خیابان، خشونت و بزهکاری و گاهی نیز اقدام به خودکشی او فریادی از روی اعتراض به وضعیت خودی است که در جامعه ای که همه دنبال کار خویشتن اند گم شده اند. کسی او را نمی بیند و صدایش را نمی شنود. صداهای خاموشی که قادر به بیان اعتراض خود نیستند. آنها تب می کنند اما کسی متوجه دلایل تب آنها نمی شود. به ناچار برای تب آنها نسخه ای آرام بخش می پیچند. هیچگاه این کودکان با این نسخه آرام نخواهند شد زیرا مشکل آنها به درستی تشخیص داده نشده است. مشکلات کودکان امروز را می بایستی در مسائلی چون هویت، ارتباط، کم توجهی والدین و سیاستگزاران و رها شدگی یافت. کودکان امروزی بیشتر از دارو و حتی امکانات بازی، نیاز به پذیرش و ایجاد محیطی حمایتگر و البته تضمین امنیت کافی برای آینده شان هستند. کودکان امروز مفهوم کودکی را یاد نگرفته اند، زیرا در دنیای خود زندگی نکرده اند. آنها در دنیای نا امنی زندگی کرده اند که خالق آن بزرگسالان هستند. کودکان امروزی را باید دریافت. برای آنها برنامه داشت. جهانی امن را برای آنها فراهم ساخت. آنها را شاد کرد و نسبت به آینده امیدوار نمود. برای تک تک سال های زندگی آنها برنامه داشت و تلاش کنیم تا نسلی سالم تحویل آینده دهیم. اگر به آنها رحم و عطوفت نکنیم قطعاً آنها فردا به ما رحم نخواهند کرد. این دار مکافات است. هر آنچه را که بکاریم همان را برداشت خواهیم نمود.

در این رابطه یکی از اصول بنیادین توجه به فرایند رشد و سالم زیستی کودکان است. می بایستی برای ارتقای سلامت جسمی، روانی و اجتماعی آنها برنامه های مدون و بلند مدتی داشته باشیم. کشورمان را برای حضور نسل آینده مهیا کنیم. کودکان امروز، مسئولین، پدران و مادران فردا هستند. لذا در حوزه های کلان و سیاست گزاری ها بودجه و امکانات آموزشی مکفی و لازم را در اختیارشان بگذاریم. ما می توانیم از برنامه های موفق سایر کشورها نیز استفاده کنیم و بر پرورش آنها تمرکز نماییم و به نیازهای آنها توجه کنیم و با مشارکت دادن آنها کشور و شهری امن را برایشان فراهم سازیم. ما باید بین حرف و عمل مان توازن برقرار کنیم. از شعار دادن بپرهیزیم، کودکان را دریابیم و برای آنها قدمی برداریم.

تاکنون برنامه های متعددی به منظور ارتقای سلامت و رشد کودکان تهیه شده است. به عنوان مثال بر طبق استانداردهای جهانی کیفیت خدمات مراقبت از نوجوانان سازمان بهداشت جهانی (۲۰۱۵) یکی از آن برنامه هاست که به سیاستگزاران اجتماعی کمک می نماید تا به بهبود کیفیت مراقبت از سلامت و کسب خدماتی به منظور ارتقاء، محافظت و بهبود سلامت و رفاه نوجوانان بپردازند که شامل اصول زیر است:

استاندارد ۱: نظام های اجرای تسهیلات سلامت تضمین می دهند که نوجوانان سلامتی شان قابل درک خواهد بود و آنها خواهند دانست که کی و کجا از خدمات سلامتی استفاده نمایند.

استاندارد ۲: نظام های اجرای تسهیلات سلامت تضمین می دهند که والدین، مراقبان و سایر اعضای جامعه و سازمان های اجتماعی ارزش فراهم کردن خدمات سلامت را برای نوجوانان خواهند فهمید و از تهیه ی چنین خدماتی و استفاده از این خدمات برای نوجوانان حمایت خواهند نمود.

استاندارد ۳: تسهیلات سلامتی بسته ای از اطلاعات، مشاوره، تشخیص، درمان و خدمات مراقبتی را فراهم می سازند که همه ی نیازهای نوجوانان را از طریق ارجاع به خدمات ارجاع به وسایل ارتباطی و خدمات امدادرسانی فراهم خواهد ساخت.

استاندارد ۴: فراهم کنندگان مراقبت سلامت به ارایه روش های شایسته ای به منظور ارایه خدمات موثر سلامت برای نوجوانان می پردازند. ارایه دهندگان خدمات و کارکنان نسبت به احترام گذاشتن، محافظت کردن و ارایه اطلاعات، حفظ رازداری، حریم خصوصی نوجوانان بدون تبعیض و نگرش های توام با قضاوت و همراه با احترام خود را متعهد می دانند.

استاندارد ۵: تسهیلات سلامتی یک محیط مناسب و امن را فراهم می سازد. همچنین از تجیهزات، داروها، وسایل و تکنولوژی های مورد نیاز به منظور ارایه خدمات موثر به نوجوانان استفاده می نماید.

استاندارد ۶: ارایه دهندگان خدمات سلامت خدمات با کیفیتی را به همه ی نوجوانان متناسب با توانایی های آنها و با توجه به سن، جنس، وضعیت تاهل، سطح آموزش، قومیت، جهت گیری جنسی و سایر ویژگی ها ارایه می نماید.

استاندارد ۷: ارایه دهندگان خدمات به جمع آوری، تحلیل و استفاده از اطلاعات در به کار بردن خدمات و کیفیت مراقبت با توجه به سن، جنس و کیفیت خدمات می پردازند. کارکنان ارایه دهنده خدمات در تداوم خدمات با کیفیت مشارکت می نمایند.

استاندارد ۸: نوجوانان در برنامه ریزی، پایش و ارزشیابی خدمات سلامت و تصمیم گیری در مورد مراقبت شان و به همین صورت جنبه های خاص مربوط به ارایه خدماتشان مشارکت می نمایند.

به این ترتیب تدوین، اجرا و مشارکت دادن نوجوانان در خدمات مربوط به سلامت و مراقبت از آنها در ارتقای رشد و سالم زیستی آنها موثر است. اصول فوق نیز بر همین مبنا و برای تقویت سلامت روانی و اجتماعی و ارتقای کارکرد نوجوانان تدوین گردیده است.

به این ترتیب با توجه به مطالب یاد شده، روز جهانی کودک بیشتر از آنکه روزی برای برگزاری جشن و داشتن یک روز خوب برای کودکان باشد، روزی است که باید به وضعیت کودکان توجه بیشتری نماییم. موانع ایجاد سلامت آنها را رفع کنیم و به ارتقای رشد آنها بپردازیم. اخراج، تبعید و ممانعت از کسب و کار سالم آنها از طرفی و عدم برنامه ریزی و سیاستگزاری مناسب از مصادیق کودک آزاری محسوب می شود. روز جهانی کودک روز صلح و تصمیم گرفتن برای ساختن جهانی زیبا برای کودکان است. این روز زمانی ماندگار خواهد شد که نگرش خود را نسبت به کودکان تغییر دهیم و به اتخاذ تصمیماتی بزرگ برای بهروزی کودکان سرزمین مان و همه ی کودکان جهان همت گماریم. جهان شایسته ی کودکان جهان صلح و دوستی است. جهانی که کودکان احساس امنیت نمایند. همه ی ما باید این روز را گرامی بداریم و برای بهبود شایسته ی کودکانی که پیرامون مان هستند تلاش کنیم. والدین را به آموختن مهارت های فرزندپروری تشویق کنیم و پیام صلح را به فراسوی مرزها و به گوش جهانیان برسانیم. به امید روزی که لبخند شادی بر لبان همه ی کودکان جهان جاری باشد.

نویسنده: سلمان قادری؛ مددکار اجتماعی | عضو تیم تخصصی وبسایت مددکاری اجتماعی ایرانیان

   + ; ۱:٠٥ ‎ق.ظ ; جمعه ٢۱ مهر ۱۳٩٦
comment نظرات ()

تحلیل بیست و ششمین میزگرد مجازی مددکاری اجتماعی ایرانیان + جداول تحلیلی

نتایج مباحثه گروهی شماره(۲۶): تاب آوری اجتماعی چیست و ارتباط آن با سلامت اجتماعی چگونه است؟ مددکاران اجتماعی چگونه می توانند در مسیر ارتقاء تاب آوری اجتماعی اقشار مختلف جامعه گام بردارند؟

انسان ها در کلیه مراحل زندگی خود با فشارها و شرایط ناگوار روبرو می شوند، این فشارها می تواند سلامت روانی و جسمانی آنان را تهدید نماید. تاب آوری نوعی فرایند مواجه شدن با شرایط پر خطر است که می تواند به انسان کمک کند تا خود را در این وضعیت دشوار حفظ نماید. وقتی بحران پدیدار می شود، افراد تاب آور توانایی آن را دارند که با استفاده از فنون حل مسئله، به راه حل های امن و مطمئن برسند. در حالی که سایر افراد در این گونه موقعیت ها، دچار استرس زیاد می شوند و نمی توانند راه حل مناسب و مفیدی را انتخاب کنند. تاب آوری به­ عنوان حیطه ای پرطرفدار در سال­های اخیر، به مطالعه و کشف توانمندی­های فردی و بین فردی می­ پردازد و باعث پیشرفت و مقاومت در شرایط دشوار می­ گردد. تاب آوری قابلیت فرد در برقراری تعادل زیستی-روانی و معنوی، در مقابل شرایط مخاطره آمیز می‌باشد، نوعی ترمیم خود که با پیامدهای مثبت هیجانی، عاطفی و شناختی همراه‌ است. حالا این سئوال مطرح است که مددکاران اجتماعی چه نقش یا نقشهایی می‌توانند در ارتقاء تاب آوری اجتماعی داشته باشند و ارتقاء تاب آوریِ اجتماعی چه ارتباطی با سلامت اجتماعیِ جامعه دارد. برای رسیدن به پاسخ این پرسش، در فضای مجازی این سوال در جمع ۳۹۰نفری از جامعه مددکاران اجتماعی ایران که شامل اساتید این رشته، دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلی، مددکاران اجتماعی شاغل در ادارات و سازمانهای مختلف و سایر صاحب نظران مطرح شد و نتایج مباحثه گروهی با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی گرینهایم ولاندمن (۲۰۰۴)  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با تجزیه و تحلیل پاسخ ها کدهای اولیه استخراج گردید. این کُدها در طی فرآیند تجزیه و تحلیل در دو گروه  مفاهیم اصلی و مفاهیم فرعی به شرح ذیل قرار گرفتند.

جهت مطالعه متن کامل و نیز جداول تحلیلی اینجا کلیک کنید.

گردآوری و تحلیل: پروانه خفتان؛ کارشناس ارشد مددکاری اجتماعی و عضو تیم تخصصی وبسایت مددکاری اجتماعی ایرانیان

   + ; ۸:۳٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٦
comment نظرات ()

خانه امن چیست؟

چندی پیش به یکی از دوستانم که در حوزه مسائل اجتماعی بسیار فعال است پیشنهاد اخذ مجوز خانه امن را دادم، در کل کشور به گفته رییس سازمان بهزیستی ۲۲ خانه امن فعال است که سهم تهران تنها یک خانه امن آن هم به صورت دولتی میباشد اما خانه امن چیست ؟

خشونت علیه زنان در خانواده ها یک مسأله و پدیده جهانی است اما حساسیت این موضوع ایجاب می کند که متناسب با شرایط جامعه، ریشه های آن را شناخته و با بسیج تمام امکانات به کنترل و مهار آن پرداخته شود .

نداشتن حامی، ترس از تهدید یا آزار رسیدن توسط اعضای خانواده، باور های عرفی و ترس از دست دادن فرزندان را مهم ترین عوامل باقی ماندن زنان خشونت دیده در محیطی که برای آنها خشونت زا است دانست.

این افراد، معمولاً عزت نفس خود را از دست داده و در محیط‌های کاری، کارایی پایینی دارند و رفتارهای پرخاشگرایانه یا حالات افسردگی در آنان مشاهده می‌شود که علاوه بر این کودکان آنها به عنوان افرادی که شاهد خشونت‌های خانگی بوده‌اند، از فضای ناامن خانه و صحنه‌های خشونت‌آمیز تأثیر پذیرفته و دچار مشکلات روحی و رفتاری می‌شوند و احتمال اینکه این کودکان در آینده تبدیل به افراد آزارگر و خشن شوند، بالاتر از سایر کودکان است.

سازمان بهزیستی کشور به استناد اصل دهم، ۲۱ و ۲۹ قانون اساسی و ماده لایحه قانونی تشکیل سازمان مصوب مورخ ۱۳۵۹/۰۳/۲۴ و مضمون اول و چهارم سند چشم‌انداز توسعه بیست‌ساله کشور و همچنین به منظور مواجهه صحیح با افراد در معرض آسیب یا آسیب‌دیده اجتماعی و فراهم کردن زمینه ادامه زندگی سالم در جامعه و طبق سیاست‌های کلی برنامه پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی مبنی بر تقویت نهاد خانواده و جایگاه زن، راه‌اندازی اسکان موقت را در دستور کار خود قرار داد که اکنون با نگاهی جامع‌نگر و تخصصی به عنوان خانه‌های امن به زنان خشونت دیده و در معرض خشونت ارائه خدمت می‌دهد.

خانه امن شامل موارد همسرآزاری می‌شود که زنان متأهل و با فرزندشان در آنجا اسکان داده می‌شوند.

دختران و زنانی که مورد آزار و خشونت‌های جسمی، جنسی، روانی و عاطفی قرار می‌گیرند، پس از مراجعه به اورژانس اجتماعی و با دستور قضایی به این مرکز منتقل می‌شوند.

هدف کلی این طرح را حمایت و توانمندسازی زنان و دخترانی که در معرض خشونت قرار دارند، است.این قشر از جامعه خدماتی اعم از سرپایی یا اقامتی همچون خدمات تخصصی مددکاری اجتماعی، روانشناسی، بهداشتی و درمانی، حقوقی، فرهنگی، آموزشی و اشتغال (آموزش مهارت‌های زندگی، حرفه‌آموزی، آموزش‌های مرتبط با توانمندسازی خدمت‌گیرندگان، کاریابی و اشتغال) دریافت می‌کنند که پس از دریافت خدمات تخصصی مورد نیاز از مرکز ترخیص می‌شوند. تأیید امنیت فضای خانواده از نظر جانی و روانی برای ترخیص خدمت‌گیرنده توسط تیم تخصصی را ملاک ترخیص افراد از خانه‌های امن است.

محلاتی که شیوع خشونت علیه زنان در آنها بیشتر وجود داشت نیز در مناطق مختلف کشور شناسایی شده اند. و با توجه به این شناسایی تاکنون ۲۲ خانه امن زنان خشنونت ایجاد شده  که از این تعداد ۱۵ خانه امن در اختیار بخش خصوصی و ۷ خانه امن در اختیار بخش دولتی قرار دارد.

این مرکز می‌تواند به اشخاص حقیقی یا حقوقی واگذار شود، نظارت ها بر عملکرد خانه های امن بسیار بوده و به دلیل اینکه مجوز برای ایجاد این مراکز بسیار محدود است؛ نظارت ها بسیار دقیق و صلاحیت اخلاقی و حرفه ای افراد متقاضی برای فعالیت دراین مراکز طی یک روند کارشناسی شده مورد بررسی قرار می گیرد.

اما در مورد تهران مسئولین از نبود متقاضیِ واجد شرایط در بخش خصوصی برای اخذ مجوز خانه امن و کمبود امکانات برای ایجاد خانه امن جدید در بخش دولتی دم می زنند و این جای سوال است که آیا در کلان شهری مانند تهران با این حجم از خشونت های خانگی یک خانه امن پاسخگوی نیاز جامعه هدف می باشد؟

نویسنده: هدی فرح پور؛ مددکار اجتماعی
انتشاریافته در مجموعه تخصصی مددکاری اجتماعی ایرانیان

   + ; ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٦
comment نظرات ()
← صفحه بعد
Get our toolbar!

.: Powered by Iranian Social Workers :.