مددکاری اجتماعی

بحران خانواده و ازدواج در جامعه

طی دهه‌های اخیر تغییرات عمده‌ای در ساخت و کارکرد خانواده در جامعه ی ما پدید آمده است و شاهد انتقال شکل خانواده از گسترده به هسته‌ای بوده‌ایم. علاوه بر این به دلیل گسترش آسیب های اجتماعی بر شمار زنان سرپرست خانوار افزوده شده است. تعداد دختران و پسران ازدواج نکرده نیز در حال افزایش است و بخش قابل توجهی از جوانان ترجیح می دهند تا به صورت مجرد زندگی نمایند که فارغ از کنترل و نظارت والدین باشند. چنین پدیده ای برای شمار قابل توجهی از جوانان عادی شده است. لذا برخی از این جوانان قصد دارند تا برای همیشه مجرد باقی مانده و یا در نهایت اقدام به ازدواج موقت نمایند. در حالیکه تعهد چندانی نسبت به چنین ازدواج هایی ندارند. روند ساخت خانواده به سمت تک والد، تک سرپرست و یا در نهایت با حضور یک یا دو فرزند پیش می رود.

از نظر کارکرد خانواده نیز شاهد تغییرات گسترده‌ای بوده‌ایم. به صورتی که خانواده از انسجام قبلی خود برخوردار نیست . میزان نظارت و گفتگوی بین والدین با فرزندان و بین زن و شوهر بسیار کم شده است. لذا دیگر خانواده نقش عمده ای در تربیت و پرورش فرزندان ایفاء نمی نماید. در مقابل نقش گروه دوستان و شبکه های اجتماعی در زندگی کودکان و نوجوانان افزایش یافته است. مشکلات اقتصادی، تورم و رکود، خانواده را با چالش مواجه ساخته است. لذا تمام تلاش و نگرانی پدر، مادر یا هردو والد صرف تامین نیازهای اولیه نظیر خوراک، پوشاک و مسکت شده است و در نتیجه قادر به برنامه ریزی و نظارت بر سایر جنبه های رشدی فرزندشان نیستند. در اثر چنین روندی و به دلیل فقدان نظارت والدین، جایگاه قدرت و اقتدار در خانواده تغییر کرده و فرزندان آزادی عمل بیشتری کسب نموده‌اند. به این ترتیب غالب خانواده ها به دلیل مشکلات اقتصادی و فرهنگی قادر به درک مقتضیات زمانه و شرایط دوران کودکی و نوجوانی نبوده و لذا از مهارت اندکی برای تربیت فرزندان برخوردار هستند. در چنین شرایطی کاهش سن آسیب های اجتماعی در بین کودکان و نوجوانان امری چندان دور از انتظار نخواهد بود.

یکی از روش‌های جبران اقتدار از دست رفته که توسط والدین به کار برده می‌شود، آزار و اذیت کودکان و نوجوانان است که در آینده‌ی نزدیک به صورت مفصل به آن خواهیم پرداخت.

علاوه بر تغییرات ناشی از اقتدار در خانواده، چالش دیگری که بر واحد خانواده و فرایند ازدواج و طلاق تاثیر گذاشته است مفهوم “سود و زیان” است. که به نظر می رسد مبنای شکل گیری بسیاری از ازدواج ها و حتی طلاق‌ها در جامعه‌ی ما به این مفهوم بر می‌گردد. امروزه زنان و مردان نگرش حساب گرایانه ای به پدیده ی ازدواج دارند. مهمترین شاخص برای بسیاری از زوجین به درآمد و دارایی مردان بر می گردد. همچنین مردان نیز متقابلاً ممکن است چنین نگرش و انتظاری را از زندگی مشترک شان داشته باشند. بنابراین در ازدواج های امروزه مفهوم “عشق” جای خود را به مفهوم ” تفکر حسابگرایانه” داده است و لذا این مفهوم بر روح زندگی مشترک زوجین تاثیر مستقیم گذاشته است. چنین نگرشی فضای صمیمانه و پر از عطوفت و محبت زندگی را تبدیل به محیطی برای کسب و کار و حتی تجارت نموده است. نقش زن و شوهر نیز در چنین فضایی کاملا دگرگون شده است. روابط بدهکار و بستانکار بین آنها در جریان بوده و لذا مفهومی به نام “سلطه” در زندگی مشترک زوجین شکل گرفته است. هر یک از آنها در صدد تحکیم سلطه ی خود بر کل زندگی است. هر یک از زوجین نگرشی تمام خواه نسبت به زندگی دارند. آنها به دنبال سلطه بر همه ی ارکان زندگی از جمله دارایی، درآمد، فرزندان و حتی روابط خانوادگی و اجتماعی هستند. در واقع خواستار تعیین نمودن همه ی روابط و مناسبت خانواده با محیط پیرامون بدون مشورت با اعضای خانواده  هستند. در چنین شرایطی مفهوم دیگری در روابط زوجین به نام “دلالی و واسطه گری” شکل گرفته است. یعنی زن و یا مرد نقش های اصلی خود را تا حدود زیادی فراموش نموده و در زندگی تبدیل به دلال و واسطه گر شده اند. چنین نقشی به لحاظ تاریخی نیز با هویت بسیاری از ما ایرانیان کاملاً سازگار است. زیرا از دیرباز دلالی و واسطه گری یکی از ویژگی های مهم ایرانیان بوده است. به همین دلیل است که در جامعه ی ما افراد واسطه گر و دلال موفق تر از متخصصین و اندیشمندان می باشند و قله های ترقی و پیشرفت را بهتر طی می نمایند. به اعتقاد ما چنین نقشی به خانواده نیز تعمیم یافته است و زن و شوهر در روابط خانوادگی عمدتاً نقش واسطه گر و دلال را بازی می کنند.

مفهوم دلالی و واسطه گری در مناسبات خانواده ها، ما را به مفهوم ارزشمند دیگری به قول استاد ارجمند دکتر سراج زاده، تحت عنوان “پایین بودن محاسبات عقلانی می رساند. اصولاً مردم در جامعه ی ما کوتاه ترین و ساده ترین راه را برای رسیدن به اهداف شان انتخاب می کنند. این ویژگی به حدی در جامعه جاری و معمول است که تبدیل به نوعی قانونی در روابط اجتماعی شده است. بنابراین بسیاری از افراد مخصوصاً جوانان قادر به تفکر منطقی و عقلانی نبوده و لذا منافع کوتاه مدت خود را بر منافع بلند مدت ترجیح می دهند. در روابط خانوادگی، ازدواج و حتی طلاق نیز عموماً به پیامدهای بلند مدت آن نمی اندیشند و لذا در میان مدت و بلند مدت دچار خسران می شوند. بروز آسیب های اجتماعی نظیر اعتیاد به مواد مخدر، اختلاس، فرار از منزل، قاچاق و … را تا حدودی می توان بر مبنای این دیدگاه توضیح داد.

عوامل یاد شده بر بسیاری از کارکردهای خانوادگی تاثیر گذاشته است به صورتی که هم اکنون بسیاری از خانواده ها با بحران های جدی مواجه هستند. به گونه ای که فردگرایی و انزوا طلبی ناخواسته بر نهاد خانواده ها تحمیل شده است. از آنجا که هسته ی اصلی جوامع بر مبنای خانواده است لذا بحران های خانواده بر جامعه تاثیر گذاشته و بحران های اجتماعی نیز متقابلاً بر ساخت و کارکرد خانواده تاثیر می گذارد.

اما در خصوص چرایی شکل گیری چنین شرایطی در خانواده های امروزه، می توان عنوان نمود که مجموعه ای از عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی نظیر گسترش مصرف گرایی در سطح جامعه، کمبود تفریح و امکانات سالم، افزایش تنش ها و فشارهای روانی، گسترش مصرف مواد اعتیادآور، بحران های جنسی، افسردگی، کمبود مهارت های زندگی و اجتماعی، ناآگاهی خانواده ها نسبت به روابط سالم درون خانوادگی و در ارتباط با فرزندان، کمبود منابع حمایتی و اجتماعی، سیاست گذاری های اجتماعی ضعیف، کمبود تخصص گرایی در سازمان ها و مشکلات فرهنگی از مهمترین عواملی بوده است که نهاد خانواده را با چالش مواجه ساخته است.

تاکنون قوانینی به منظور تحکیم بنیان خانواده و دستورالعمل هایی نیز به منظور ازدواج آسان و جلوگیری از  طلاق های توافقی و در نتیجه دشوارتر شدن فرایند طلاق ارایه شده است. چنین طرح هایی تا حدودی می توان آن را نوش داروی بعد از مرگ سهراب نامید. هر چند نشان دهنده ی ایجاد حساسیت در مسئولین می باشد. اما به نظر می رسد برخی از این طرح ها نظیر مشاوره های اجباری نه تنها کمک موثری به کاهش میزان طلاق ننماید بلکه در مواردی نیز باعث گسترش خشونت های خانگی نیز گردد.

نکته ی مهم دیگر این است که بنیان خانواده خود به خود مستحکم نخواهد شد. چنین امری با شعار و حتی تصویب قوانین عملی نمی گردد. نهاد خانواده در پیوند نزدیک با اقتصاد، فرهنگ، آموزش، رسانه، مذهب، تفریح، آسیب های اجتماعی، برنامه ریزی درست، تخصص گرایی در سطح جامعه، عدالت اجتماعی، توزیع برابر فرصت ها و ثروت و … قرار دارد. لذا جهت کاهش میزان طلاق و تحکیم بنیان خانواده نیازمند زمان و برنامه ریزی های بلند مدت و با در نظر گرفتن نگرش کل نگر، توجه به شاخص های یاد شده و برنامه ریزی اساسی جهت کاهش مشکلات خواهیم بود.

نویسندگان: سلمان قادری | مددکار اجتماعی و دانشجوی دکتری جامعه شناسی
 لیلا فرقانی | دانشجوی دکتری جامعه شناسی
پایگاه اطلاع رسانی مددکاران اجتماعی ایران

   + ; ٦:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٧/٤
comment نظرات ()

استرس شغلی و مدیریت استرس

همه ما کارکنان، مقالات متعددی درباره ی استرس شغلی و عوارض آن خوانده باشیم اما وقتی خودمان درگیر آن می شویم، یا علایم آن را به خوبی نمی شناسیم، یا برای بهبود عوارض استرس یا پیشگیری از آنها با این سوال می مانیم که الان باید چکار کنیم؟ در این متن که ترجمه چندمقاله علمی و یک پژوهش میدانی در زمینه استرس شغلی در محل کار  است می خوانیم دلایل ایجاد استرس شغلی چیست و باید در برابر استرس شغلی از چه تکنیک هایی استفاده کنیم تا کارمند سالمی برای جامعه کاری و عضو سالمی برای خانواده مان باشیم.

استرس در اندازه کم، می تواند مفید باشد در واقع استرس منبعی از انگیزه به ویژه در شرایط ترس و اضطرار برای شما فراهم می کند (jaffe-gill.smith,Larson,segal2007)، اما همین استرس اگر زیاد از حد شود مضر می شود و سلامت جسمی و روانی و حرفه ای شما را تهدید و در دراز مدت آسیبهای جدی به شما وارد کند. در واقع استرس شغلی پاسخهای جسمی و عاطفی فرد به خواسته های شغلی ای است که با تواناییها و نیازها و منابع تعریف شده فرد با آن شغل، همخوانی ندارد. عوارض استرس شغلی از ما اجازه نمی پرسند که کی سراغمان بیایند بلکه این ما هستیم که به آنها اجازه می دهیم وارد زندگی شغلی و خانوادگی مان بشود.

چی مهمه که بدونید ؟

  • چی باعث استرس شده؟ شناخت دلایل استرس شغلی
  • در هنگام استرس چه اتفاقی براتون می افته؟ شناخت علایم استرس شغلی
  • وقتی دچارش شدید چکار کنید؟ تکنیک و روشهای کنار آمدن با استرس

با توجه به اهمیت استرس شغلی، انجمن ملی مددکاران اجتماعی (NASW)، در سال۲۰۰۷ به مدت دو ماه از طریق ایمیل و مکاتبه ۳۶۵۳ نفر از مددکاران اجتماعی را مورد ارزیابی قرار داده اند. این مددکاران بر اساس جنسیت، نژاد و نوع خدماتی که ارائه می دادند تقسیم شده و دلایل ایجاد استرس شغلی در محیط کار خودشان را توصیف کرده اند هر چند این افراد نمونه کوچکی از کارکنان شبیه شما در قاره ای دیگر هستند، اما شاید یکی از دلایل آنها دلیل استرس شغلی شما نیز باشد.

این نمودار به ما مهم ترین دلایل استرس را نشان می دهد.

 

  • مسئولیت و انجام وظایف بیش ازحد تواناییهای فرد
  • انجام کارهای تکراری و روتین روزمره بدون نیاز به توانایی و خلاقیت
  • فرصت کم یا عدم فرصت برای ارتقا و پیشرفت شغلی
  • ساعات طولانی کار
  • منابع کم یا غیر مفید برای انجام وظایف کاری
  • انتظارات نا مرتبط به شغل یا متضاد با وظایف
  • حمایت کم یا عدم حمایت از طرف سرپرست مستقیم و مدیر
  • اجبار به برقراری تعادل بین زندگی شغلی و خانوادگی
  • عدم تشویق و پاداش نا مناسب
  • نارضایتی از حقوق و در آمد مالی
  • سر و کله زدن با ارباب رجوع

باور داشته باشید که خیلی مهمه بدونید دلیل احساس داشتن استرس در کار چیه؟ می توانید الان یه کاغذ بردارید و دلایلی را که شما رو اذیت می کنه بنویسید و آن وقت درباره آن با یک دوست و همکار رازدار و صمیمی صحبت کنید حتی مدیرتان هم می تواند شنونده خوبی برای دلایلتان باشد. این مهمه چرا که شما تا نیازهای خودتون رو نشناسید زنبیل به دست در صف خرید نمی ایستید این مسأله درمورد شناختن دلایل استرس هم صدق می کنه.

اما مساله مهم تر اینه، شرایط کاری استرس زا چه ناشی از موقعیتهای محیطی و چه فردی باشد بر سلامتی افراد درگیر با آن تأثیر می گذارد. در نمودار تحقیق مددکاران هم نشان داده شده که همه آنها چه زن و مرد این عوارض استرس شغلی را تجربه کرده اند ،هر چند که مردان بیشتر از زنان کاهش عملکرد کاری، اختلال خواب و اختلالات قلبی – عروقی و زنان بیشتر از مردان، آسیب دیدگی در محل کار، کاهش ایمنی بدن، شکایات روان – تنی، دردهای استخوانی – عضلانی و تپش قلب را تجربه کرده اند.

 

عوارض استرس شغلی بطور کلی شامل:

  • نشانه های روانی (خستگی و تنش، افسردگی، اختلالات خواب و تحریک پذیری و عصبانیت و…)
  • نشانه های جسمانی ( تپش قلب ،قلب درد ،درد استخوانی و عضلانی و…)
  • آسیب در محل کار
  • افت عملکرد کاری
  • کاهش ایمنی بدن

خب اینهم از قدم دوم که شما برای کمک به خودتون برداشتید می توانید روی کاغذی که قبلا دلایل استرس شغلی رو نوشته بودید ناراحتی هایی را که بعد ازاسترس تجربه کرده اید را، به یادداشتتون اضافه کنید اما گام نهایی اینه که بعد از شناسایی دلایل و عوارض استرس شغلی بدونید باید در برابر اون چه تصمیمی بگیرید.

گروهی این راهها را انتخاب می کنند:

  • تسلیم شدن در برابر بیماریهای جسمی و روانی
  • ترک شغل و جابجایی محل کار
  • عصبانیت و تنفر از مدیر یا همکاران
  • غیبت مداوم از محل کار

اینهای شاید اولین و ساده ترین راهی باشند که بعضی از کارکنان در هنگام زیاد شدن استرس شغلی شان بهش فکر می کنند ،اما درست ترین راه یادگرفتن مدیریت استرس شغلی هست، مدیریت استرس هم به دو استراتژی مهم بستگی دارد :

  • مقابله و کنار آمدن با فاکتورهای استرس cope with stressor
  • به دست آوردن احساس مجدد شایستگی و مهارت در موقعیت کاری خود

در تحقیق میدانی مددکاران، از آنها خواسته شد بگویند چه کارهایی برای رهایی از استرس شغلی انجام داده اند؟ پاسخ دهندگان تمامی تکنیک ها و روشهای آرام تر شدن و مدیریت تنش و عوارض مواجه با استرس شغلی را بیان کردند، نها نیز ماروشهایی که من آنها را به روشهای مثبت و منفی تقسیم کردم.

  • روشهای مثبت مقابله با استرس : ورزش منظم، مراقبه، دارو درمانی، مدیتیشن، یوگا
  • روشهای منفی مقابله با استرس : سیگار، غیبت از کار و…

این مددکاران صرف نظر از جنس و نژاد و قومیتشان همگی بهترین راه را ورزش منظم دانسته اند شما هم می توانید این کارها را انجام دهید حتی اگر وقت ورزش در بیرون از محل کار و یا پرداخت هزینه باشگاههای خصوصی را ندارید می توانید در محل کار از ورزشهای سبک و پیاده روی و البته چه بهتر ورزشگاه سازمان استفاده کنید .ورزش با افزایش ترشح هورمون شادی بخش در مغز شما می تواند به کاهش استرس در محیط کار و افزایش تحمل شما کمک رسان باشد .البته غیر از روشهای انتخابی این گروه از کارمندان  ، من هم به شما پیشنهاد روشهایی ساده و سالم برای استراحت و شارژ مجدد در محل کار و خانه می دهم که بتوانید آسیبهای استرس شغلی را در خود کمتر کنید.

پیاده روی، گذران یه وقت هر چند کوتاه در طبیعت، تماس و صحبت کردن با یه دوست و همکار صمیمی و مشاور (خوب البته یادتون باشه با هر کسی د رباره مشکلات کاری حرف نزنید چون نتایج صحبت با یک شخص غیر متخصص و بی توجه به رازداری خودش براتون استرس ایجاد خواهد کرد) ورزش تا حد عرق کردن (البته سعی کنید بعد از آن حتما دوش بگیرید) نوشتن متن یا یک مطلب برای یک مجله یا روزنامه، دوش گرفتن، روشن کردن شمع معطر در خانه، خوردن یک فنجان چای یا قهوه درخانه و محل کار، باغبانی و گلکاری، ماساژ، خواندن یک کتاب مفید، گوش دادن به موسیقی در خانه و محل کار (گوشی )، تماشای یک فیلم کمدی در خانه، استراحت کوتاه و سریع بعد از یک تنش در محیط کار، ترک محل تنش و درگیری برای مدت کوتاه، ایجاد موقعیت طنز و خنده آور با شوخی های ساده و بدون تمسخر و و قت تلف کردن!

ترجمه و تنظیم: معصومه کمال الدینی | مددکار اجتماعی و دانشجوی دکتری جامعه شناسی
پایگاه اطلاع رسانی مددکاران اجتماعی ایران
منبع :مقالات علمی انگلیسی اینترنتی و www.socialworkers.org

   + ; ٧:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٧/۳
comment نظرات ()

طلاق و ازدواج؛ نه همه ی زندگی اما قسمت های مهم زندگی هستند

سالهاست که موضوع طلاق و ازدواج به بحث داغی بین اکثر گروه های اجتماعی و حتی عموم تبدیل شده است، طلاقی که سیری سریع پیشرونده دارد و ازدواج که سیر نزولی.
طلاقی که بصورت رسمی و قانونی انجام میشود و در بین آمار قرار میگیرد آنقدر نگران کننده است که فکر کردن به طلاق های عاطفی، زندگی خوابگاهی و همخانه بودن بسیاری از زنان و مردان هم ترس بیشتری ایجاد میکند، اما هر چه است یک واقعیت است که خانواده های امروزی شباهت های کمتری با خانواده های گذشته دارند و تاب آوری انسانها هم کمتر شده است و راحت خراب میکنند تا برای ترمیم و درمان بنیان و اساس خانواده زمان بگذارند.
این رویدادها باعث می شود امروزه به ازدواج دختران و پسران با احتیاط بیشتری نگاه کرد و صلاحیت ازدواج را در وجود آنان دید و بعد اقدام کرد.
هنوز در اکثر خانواده ها نگاه به ازدواج مانند گذشته است و اینکه جوانی به سن جوانی برسد، کاری داشته باشد و خانه ای و اینکه حقوقی برای تأمین نیازهای زندگی کافی است تا برای ازدواج ایشان اقدام کرد، نگاه به مسئولیت پذیری، پختگی عاطفی و اجتماعی و فهم مهارتهای زندگی زناشویی در ازدواج دختران و پسران مغفول مانده است.
تاکنون از خود پرسیده ام که هدف آدمها از زندگی چیست؟
آیا یک پسر و دختر تنها هدفشان و تنها نشان موجودیت و هویتشان این است که ازدواج کنند؟
آیا ازدواج همه ی قسمت زندگی یک انسان است یا بخشی از زندگی؟
آیا همه دختر و پسرهای ما صلاحیت ازدواج را دارند؟
آیا لازم است که بعضی از افراد ازدواج نکنند؟
انتظار از ازدواج چیست؟ آیا ازدواج شیوه و راهی است برای بهبود رفتار و اخلاق انسانها.
نگاه به ازدواج ساده نیست و نگاه به طلاق هم راحت نیست، گاهی اوقات ازدواج و طلاق مناسب می تواند خانواده و حتی نسلی را نجات دهد و گاهی اوقات ازدواج و اصرار به ادامه زندگی و رابطه بیمار و معیوب میتواند خانواده و حتی نسلی را به قهقرا بکشد و فرزندانی در این خانواده بزرگ و تربیت شوند که در آینده خود عامل بزهکاری و آسیبهای فراوان شوند.
ازدواج شیوه نیست که انسان سازی و سالم سازی نماید، انسانها هر شخصیتی داشته باشند با همان ویژگی ها وارد ازدواج می شوند.
ازدواج میتواند یک بخش تأثیرگذار در زندگی انسان باشد، بشرط آنکه زیرساخت های ازدواج درست فراهم شود و هر دختر و پسری صلاحیت ازدواج را ندارند حتی اگر از نظر مالی، شغلی، تحصیلی و خانوادگی در شرایط مناسب باشند چرا که ازدواج مهارت های سازگارانه می طلبد، پختگی و مسئولیت پذیری می طلبد.
در ازدواج بهتر است به نقش مشاوره های پیش از ازدواج به عنوان یک راه برای شناخت و آگاه سازی نگاه ویژه ای داشت.


مریم عباسی | مددکار اجتماعی و مدیر کلینیک مددکاری اجتماعی پندار
عضو هیئت مدیره کانون کلینیکهای مددکاری اجتماعی استان تهران
پایگاه اطلاع رسانی مددکاران اجتماعی ایران

   + ; ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٧/۳
comment نظرات ()
← صفحه بعد
get our toolbar!

.: powered by iranian social workers :.