مددکاری اجتماعی

بخش اول از سلسله واکاوی های مسائل اجتماعی؛ بحران جنسی و جامعه ی ما

روند رو به رشد بحران و آزارهای جنسی در  فضای کنونی جامعه ما نگران کننده است و به دلیل محدودیت‌های عرفی و قانونی این موضوع کمتر مورد توجه قرار گرفته و تمهیدات پیشگیرانه اندکی برای آن  اتخاذ گردیده است. مسائل و بحران جنسی را می توان به هر عمل جنسی که بر خلاف هنجارهای اجتماعی باشد تعریف کرد که شامل مواردی از قبیل: لمس کردن، نگاه جنسی به جنس مخالف، متلک گویی‌های جنسی، تجاوز به حریم خصوصی دیگران به قصد لمـس کردن، شوخی‌های جنسی، اغـوا کردن، رابـطه ی جنسی و … می باشد. در این میان جامعه‌ی ما شرایط منحصر به فردی در زمینه ی مسائل و آسیب‌های جنسی دارد به گونه‌ای که بخش قابل توجهی از مناسبات و روابط افراد در جامعه بر پایه‌ی شوخی‌ها و متلک‌گویی‌های جنسی، تحقیر جنسی، اذیت و آزار جنسی و … شکل گرفته است. حتی در تعاملات روزمره ی بین مردان و زنان دست یابی جنسی یکی از مهمترین اهداف تعاملات اجتماعی محسوب می‌گردد که می‌تواند به تدریج و یا فوری صورت پذیرد. بحران جنسی پیوند مشخص و چندان واضحی با طبقات اجتماعی، تحصیلات، جنسیت، میزان مذهبی بودن، نژاد، قومیت و … ندارد. هر چند متغیرهای یاد شده می‌تواند شدت و نوع روابط جنسی را کم یا زیاد نماید.

آنچه که در شرایط فعلی باعث نگرانی عمیق شده است این است که روابط اجتماعی، کاری و حتی خانوادگی با میل جنسی پیوند خورده است. برخی از افراد به داشتن روابط و  شرکای جنسی متعدد افتخار می‌کنند. لذا برای کسب وجه‌ی اجتماعی نزد دوستان و اطرافیانشان، ممکن است اقدام به برقراری روابط جنسی پرخطر نمایند. ارتباط با زنان همسردار ممکن است برای برخی از جوانان در گروههای دوستانشان یک امتیاز محسوب شود. شروع روابط جنسی در سنین اولیه نیز برای برخی دیگر از نوجوانان ممکن است اهمیت داشته باشد. آنها از داشتن چنین روابطی برای متمایز ساختن خود و کسب جایگاه بهتر در گروه دوستان استفاده می‌کنند. برخی دیگر نیز توجیات کافی برای برقراری ارتباط جنسی خارج از عرف دارند. زیرا یاد گرفته‌اند که می‌توانند دروغ مصلحت اندیشانه بگویند و گاهی نیز از دلایل مذهبی و مشکلات خانوادگی برای تداوم روابط جنسی افسار گسیخته ی خود استفاده می‌نمایند. در جامعه‌ی ما این مشکل به همراه  اعتیاد، مناسبات اجتماعی و کاری پیوند نزدیکی با همدیگر یافته اند. به گونه‌ای که می‌توان از نوعی تورم جنسی و یا انفجار جنسی در جامعه سخن به میان آورد که پیامد آن نیز افزایش آسیب های خانوادگی و اجتماعی نظیر طلاق، خیانت و … است.  از سوی دیگر در حالیکه بسیاری از موارد آزار و اذیت جنسی، تجاوز و مزاحمت های جنسی به ثبت نمی‌رسد اما گزارش‌های رسمی حاکی از افزایش قابل توجه و نگران کننده‌ی تجاوز به عنف و مزاحمت‌های خیابانی با انگیزه‌های جنسی برای زنان و دختران دارد. هر چند ممکن است برخی از مردان نیز قربانی باشند اما تعداد آنها نسبت به زنان اندک است. همین امر باعث کاهش اعتماد و ضریب امنیت در سطح جامعه شده است. بر طبق برخی از گزارش ها در سال ۱۳۹۳ ( که البته آخرین گزارش آماری تاکنون بوده است) در حدود یک هزار و سیصد و سیزده مورد تجاوز به عنف به ثبت رسیده است. واکاوی دلیل و پیامدهای این موضوع اهمیت زیادی دارد. اذیت و آزارهای جنسی یک پدیده‌ی فراگیر جهانی بوده و زنان و دختران همواره بیشتر از سایرین در معرض آسیب‌ها و خطرات آن قرار داشته‌اند. در اغلب موارد قربانیان به دلایلی نظیر ترس و نگرانی از آبروریزی، تهدید آزارگران به افشای فیلم و تصاویر جنسی، ضعف قوانین در برخورد با مجرمان جنسی و طولانی بودن فرایند دادرسی اقدام به طرح شکایت ننموده و لذا بسیاری از موارد آزار و تجاوزهای جنسی مسکوت مانده و در پس پرده‌ی سکوت اندک اندک ( البته نه برای قربانیان) به فراموشی سپرده شده است.

نظر و نگاه جنسی نیز نوعی آزار جنسی محسوب می‌شود و ارتباط بسیار نزدیکی با حوزه‌ی عمومی در جامعه و مکان‌های کاری پیدا می‌کند. به گونه‌ای که در موارد بسیاری زنان در معرض نگاه‌های جنسی افراد غریبه و همکاران‌شان قرار دارند. هر چند به دلیل محدودیت‌های پژوهش، آمار دقیقی از میزان آزارهای جنسی در محل کار در دسترس نیست اما به نظر می‌رسد با توجه به شرایط رکود اقتصادی، تورم افسار گسیخته و بیکاری بخش قابل توجهی از جوانان و نوجوانان، بسیاری از آنها مجبور باشند برای حفظ موقعیت کاری خود و یا کسب شغل اقدام به برقراری رابطه‌ی جنسی نمایند. کمبود منابع حمایت اجتماعی، روند رو به رشد طلاق، افزایش زنان سرپرست خانوار، اعتیاد، فقر، عدم بهره گیری از آموزش‌های لازم در مقاطع مختلف زندگی رابطه‌ی مستقیمی با افزایش میل جنسی در جامعه دارند. خیانت‌های زناشویی بستر مناسبی برای چند همسری و برقراری رابطه‌ی جنسی در خارج از چهارچوب قوانین فراهم نموده است. در این بین ضعف سیستم‌های نظارتی و قانونی و عدم بهره گیری از آموزش‌های سالم باعث تشدید مشکل و در نتیجه کاهش تعهدات و تقیدات اخلاقی در جامعه شده است. در خصوص چرایی پیدایش  این مشکل در جامعه ی کنونی می‌توان به نقش عوامل ساختاری، خانوادگی و فردی اشاره نمود:

نکته‌ی اول؛ در جامعه‌ای که آموزش های پیشگیری اندک و یا ضعیف بوده ، کودکان و نوجوانان به حال خود رها شوند طبیعی است با وجود شبکه‌های عظیم ارتباطی و اجتماعی راه برای آموزش ناسالم آنها فراهم شود. این تصور که که چنین آموزش‌هایی باعث کنجکاوی جنسی نوجوانان و جوانان خواهد شد و لذا آسیب‌های اجتماعی افزایش خواهد یافت، باعث شده تا امر مهم آموزش مغفول بماند.  در حالی که چنین برداشتی غیر علمی، غیر کارشناسی و مبتنی بر تفسیرهای نادرست از واقعیت های اجتماعی موجود است.

نکته‌ی دوم؛ واقعیت این است که نمی‌توان بحران و تورم جنسی فعلی در جامعه را تنها به شبکه‌های اجتماعی، ماهواره و تهاجم کشورهای دیگر نسبت داد. علی‌رغم تاثیرات منفی که برخی از شبکه‌های اجتماعی و ماهواره‌ای بر کانون خانواده و جامعه دارند اما به نظر می‌رسد اثرات مخرب عدم برنامه‌ریزی صحیح به منظور آموزش پیشگیری از آزار و اذیت های جنسی به مراتب آسیب زننده‌تر و عمیق تر از عوامل بیرونی، نظیر شبکه‌های اجتماعی و ماهواره‌ای باشد.

نکته‌ی سوم؛ واقعیت غم انگیز دیگر این است که شوخی‌های جنسی، متلک‌گویی‌ها و داستان‌های جنسی اندک اندک تبدیل به عرف و بخشی از فرهنگ در جامعه‌ی ما شده است. در چنین شرایطی افراد بدون ترس و نگرانی اقدام به برقراری روابط جنسی می‌نمایند. روابط جنسی خارج از ازدواج علاوه بر حوزه‌ی عمومی به حوزه‌ی خصوصی یعنی روابط خانوادگی نیز کشیده شده است.

نکته‌ی چهارم؛ عدم تربیت صحیح خانوادگی و بی توجهی والدین نسبت به تربیت و آموزش جنسی کودکان و نوجوانان می‌باشد. بر این اساس می‌توان استدلال نمود که بسیاری از خانواده‌ها فاقد درک روشن از آموزش‌های تربیت جنسی می‌بـاشند از این رو راه را بـرای سوء استفـاده‌ی جنسی از فرزندانشـان به صورت نـاخواسته باز می گذارند. بسیاری از کودکان قربانی آزار و اذیت جنسی هستند و اغلب قادر به افشا سازی چنین آسیب‌هایی نمی باشند. در مصاحبه هایی که با والدینی که فرزندانشان مورد آزار قرار گرفتند مشخص گردید پس از قریب به هفت سال و با اعتراف فرزندشان نسبت به آزار و اذیت جنسی دوران کودکی‌شان آگاه شده‌اند. مشکل عمده ای که در جامعه‌ی ما وجود دارد ناشی از نگرش سهل‌گیرانه‌ی خانواده‌ها نسبت به اعتماد نابجا به افراد پیرامون و عدم آگاهی نسبت به شاخص‌های جنسی است.

نکته‌ی پنجم؛ نگرش جنس وارگی به زنان نیز یکی دیگر از عوامل گسترش تمایلات به مسایل جنسی در جامعه است. چنین نگرشی ریشه در سنت‌های پدر سالارنه در جامعه دارد. لذا هنگامی که چنین نگرشی حاکم باشد برقراری ارتباط جنسی یک امر طبیعی بوده و همراه با نگرش تبعیض آمیز و خشونت جنسی نسبت به زنان خواهد بود. به این ترتیب داشتن روابط خارج از چارچوب ازدواج و یا خانواده در جامعه کاملاً طبیعی و مجوزهای آن نیز توسط فرهنگ پدر سالارانه از قبل صادر شده است.

نکته‌ی ششم؛ علی‌رغم اینکه موضوع “ازدواج موقت” هنگامی که تحت شرایط قانونی و عرفی باشد؛ می‌تواند در موارد متعددی کارکرد مناسبی داشته و از بی بند و باری جنسی جلوگیری نماید اما در شرایط فعلی این پدیده تبدیل به وسیله‌ای برای ارضاء نیازهای شهوانی گردیده است. عموماً مردان هیچ تعهدی نسبت به ( همسر) صیغه‌ای خود نداشته و مهمترین دلیل نیز ارضای نیاز جنسی و حتی تنوع جنسی است.

نکته‌ی هفتم؛ مصرف مواد محرک از جمله شیشه، ناتوانی های جنسی، گسترش و دسترسی آسان به فیلم‌های پورونوگرافی، میل به تنوع طلبی و … در گسترش  این تمایلات در جامعه نقش اساسی داشته است.

بنابر به مشکلات موجود، ادامه‌ی چنین روندی در جامعه باعث کاهش بلوغ جنسی، کاهش سن تن فروشی، از هم گسیختگی خانوادگی، افزایش فرار از منزل، افزایش شمار کودکان بی هویت و بی سرپرست، بی بند و باری های جنسی، خیانت های زنـاشویی و … خواهد شد و در نهایت باعـث از دست رفتن منابع و نـیروهای انسانی می گردد. لذا نیازمند برنامه ریزی و آموزش چند سطح ( خانواده، مدرس و اجتماع) و با در نظر گرفتن سطوح مختلف پیشگیری هستیم. در شرایط فعلی می‌بایست برای نسل‌های آینده برنامه ریزی کرد. امید چندانی به پیشگیری نسل فعلی نیست اما چنانچه از هم اکنون برنامه ریزی مناسبی برای نسل‌های آتی صورت پذیرد، کارساز خواهد بود. برای نسل فعلی فقط می توان احتمال آسیب ها را در بین آنها کاهش داد. نباید از یا برد که در فروپاشی برخی از تمدن‌های درخشان تاریخ نقش مسائل و بحران جنسی در روابط اجتماع بسیار برجسته بوده است که این امر صرفاً یک مسئله ی فردی نیست و نمی‌توان برای آن از تبیین های فردی و روانشناختی استفاده نمود. بلکه ناشی از سرخوردگی‌ها، ناآگاهی‌ها، عدم آموزش و پرورش درست خانوادگی، اجتماعی و بحران‌های اجتماعی است.  از سوی دیگر، رابطه‌ی جنسی یک زن با یک مرد ( اعم از تن فروش و یا روابط خارج از ازدواج) بازتاب روابط نابرابرانه‌ی اجتماعی بین یک کارفرما و کارگر دارد. کارفرما که خریدار است و کارگر که به اجبار فروشنده و عرضه‌ی کننده‌. کارفرمایان ممکن است از روش‌هایی نظیر تهدید، تطمیع و انقیاد برای تحت سلطه در آوردن بردگان جنسی خود استفاده نمایند. افراد دارا غالباً در چنین روابطی در ظاهر برنده هستند. اما در واقع هر دو بازنده و قربانی می‌باشند. زیرا احساسات ناشی از سرخوردگی و خوارشدگی در نهایت در هر دو نمایان می شود.

نویسندگان: سلمان قادری | مددکار اجتماعی و دانشجوی دکتری جامعه شناسی
لیلا فرقانی | دانشجوی دکتری جامعه شناسی
پایگاه اطلاع رسانی مددکاران اجتماعی ایران

   + ; ٢:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٦/٧
comment نظرات ()

گزارش سیزدهمین میزگرد مجازی گروه بزرگ مددکاران اجتماعی ایران در تلگرام

نتیجه آخرین پایش سلامت در سال های ۸۹ و ۹۰ اعلام می کند ۲۳/۶ درصد از جمعیت ۱۵ تا ۶۴ ساله کشور به یکی از اختلالات روانی مبتلا هستند. کارشناسان سلامت روان می گویند ۲ تا ۳ درصد جمعیت هر کشور بیماری شدید روانی دارند یعنی در کشور ما حداقل یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفر …

اخباری از این دست زیاد شنیده می شود و آنچه که در این برهه از زمان نگران کننده به نظر می رسد اینکه با وجود آمارهای که درباره شیوع بیماری های شدید روانپزشکی هر روز منتشر می گردد استراتژی های جامعه برای مقابله با این دست از مسائل چیست؟ مددکاران اجتماعی به عنوان یکی از اعضای تیم درمان چگونه می توانند به مؤثرترین شکل ممکن ایفای نقش کنند؟

نقش یک مددکار اجتماعی در مسیر توانمندسازی یک بیمار اعصاب و روان، برحسب موقعیت و متناسب با شرایط بیمار متفاوت است. در مددکاری اجتماعی درمان مبتنی بر شناخت مفهوم کلی شخصیت است. درمان حمایت و محرکی برای استفاده از تمام توانایی های مددجو برای تصمیم گیری و اقدام برای رسیدن به نتیجه قطعی و نهایی می باشد. پس در چنین فرآیندی شخص مددجو به شدت فعال است و مددکار زمینه لازم را ایجاد می کند تا مددجو فعالیت لازم را داشته باشد. مددکار اجتماعی، کارکرد اجتماعی افراد را خواه به صورت فردی و اجتماعی افزایش می دهد. برای این منظور فعالیت های خود را مبتنی بر روابط اجتماعی آنها که موجب شکل گیری کنش های متقابل افراد و جامعه می گردد متمرکز می سازد. با عنایت به اینکه رفتار نتیجه ویژگی های شخصیت با شرایط مادی و اجتماعی محیط است مناسب سازی و فراهم آوردن زمینه های لازم در بعد اجتماعی و مادی و محیطی توسط مددکار از اهمیت بالایی برخوردار است(توجه به شخصیت افراد در بعد اجتماعی). شاید از مهم ترین وظایف مددکاران اجتماعی طراحی یک سیستم حمایتی برای کاهش رویدادهای دردناک ناشی از بیماری ست.

از اقدامات و اهداف مددکاری در حوزه رفاه اجتماعی؛ ارائه خدمات به منظور پاسخگویی نیازهای اولیه بیمار جهت استقلال شخصی و اجتماعی و رضایت خاطر فردی و اجتماعی می باشد. هدف مددکاری در این زمینه کمک به افراد، گروه و اجتماعات برای رسیدن به بالاترین درجه از رفاه، پیشرفت شرایط عمومی و اجتماعی، وفاق بین بهزیستی افراد و رفاه اجتماعی و کمک به بیمار برای رسیدن به امنیت اقتصادی از طریق بیمه های اجتماعی، بازنشستگی و … می باشد.

آن چه که مسلم است بیماری های شدید روانپزشکی به نوبه خود بخشی از توانایی فرد را می گیرد و بقیه آن را نیز جامعه با ناآگاهی، انگ زنی و نگاه های منفی، به هدر می دهد. این که یک بیمار روان تا چه اندازه در بازگشت به جامعه و پذیرفتن نقش های اجتماعی موفق است، بستگی به این دارد که ما بتوانیم تا چه اندازه خدمات توانبخشی را در سطح جامعه برایش مهیا کنیم. زیرا خانواده های این بیماران توان و نیروی تخصصی برای ارائه چنین خدماتی را ندارد و به تنهایی نمی توانند به تقویت مهارت های از دست رفته بیماران کمک کنند. نقش مددکار به عنوان فرد آگاهی دهنده می تواند خیلی پررنگ باشد بسیاری از خانواده های بیماران درمان را فقط استفاده از داروهای تجویز شده می دانند و از فایده ی رواندرمانی و درمان های مرتبط ناآگاهند. چه بسا که روان درمانی و استفاده از کلاس هایی مانند موسیقی درمانی، هنر درمانی، گروه درمانی و … بسیار کمک کننده است.

آموزش، آموزش، آموزش … آموزش مهم ترین محور فعالیت یک مددکار اجتماعی است. آموزش به اعضای خانواده در جهت روند بیماری و پس از ترخیص مهم ترین مرحله درمان است. اگر مبتلایان به بیماری روان روابط نزدیک و مناسبی با افراد کلیدی اطراف خود داشته باشند در رویارویی با بیماری تواناترند تا افرادی که از چنین روابطی محرومند. بنابراین روابط با دوستان و برخورداری از حمایت آنها و خانواده بر زندگی روزمره آنها تأثیر مثبتی خواهد داشت. آموزش به خانواده و خانواده درمانی توسط مددکار اجتماعی بسیار مؤثر است.

مسأله برچسب اجتماعی که با این بیماران همراه است و سبب مخفی کردن بیماری و اهمال در درمان می شود طرد اجتماعی را به دنبال دارد که نه به عنوان علت ایجاد بیماری که به عنوان علت تداوم، تشدید علایم و دفعات مکرر بستری مورد بررسی قرار می گیرد و مددکار اجتماعی هم  در مقوله رفع انگ و استیگما و نیز بازگشت بیمار به اجتماع می تواند نقش بسزایی ایفا کند. مواردی که گفته شد بخش کوچکی از فعالیت های مددکار اجتماعی در کار با بیماران روان است که در کنار یک تیم درمان حرفه ای بسیار مفیدتر و مؤثرتر است.

گردآورنده: مریم سیاه پوش | مددکار اجتماعی و مشاور
منبع: گروه بزرگ مددکاران اجتماعی ایران در تلگرام

پایگاه اطلاع رسانی مددکاران اجتماعی ایران

   + ; ٧:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٦/٥
comment نظرات ()

ضرورت اجرای برنامه های توانبخشی، توأمان با روان درمانی برای مبتلایان به اسکیزوفر

بسیاری از مردم نمی دانند اسکیزوفرنی چیست و از تأثیری که این بیماری بر آینده آنها می گذارند بی خبرند.

اسکیزوفرنیا یک بیماری با ریشه های عمدتاً جسمی، پزشکی و زمینه های ارثی و بیوشیمیایی کارکرد مغز است، این بیماری تک علتی نیست و عوامل روانی، اجتماعی و فرهنگی در شکل گیری و شدت علائم آن و پاسخگویی به درمان موثر هستند. بیماری که برای افراد ناآشنا، عجیب و باورنکردنی به نظر می آید، پذیرفتن این امر که فردی بدون وجود محرک بیرونی صدایی بشنود و یا بدون دلیل معتقد باشد که او را تعقیب می کنند آسان نیست و به این دلیل در بسیاری از موارد به علائم بیماران به عنوان فردی که جن زده شده یا تمارض می کند و در نهایت مبتلا به جنون شده است نگاه می شود. بیشتر کسانی که تشخیص اسکیزوفرنی در موردشان داده شده، تجربه های عجیب و غریب دارند، مانند شنیدن صدا و احساس چیزهایی که سایرین نه می شنوند و نه احساس می کنند، واژه ای که به طور معمول برای توصیف چنین تجربه ای به کار می رود سایکوتیک یا نابه سامانی روانی است.

این بیماری دارای ۲ نوع علائم می باشد: ۱- علائم مثبت شامل توهم، هذیان، اختلال فکر ۲- علائم منفی شامل فقدان احساس و عاطفه، کم حرفی، پاسخ های هیجانی بی ربط و مشکلات اجتماعی.

در خصوص درمان، تجربه ما در کار با بیماران اسکیزوفرنیا گویای این مطلب مهم است که در بسیاری موارد مصرف داروهای آنتی سایکوتیک الزامی است ولی کافی نیست، در کنار آن استفاده از امکانات روانشناختی، توانبخشی حرفه ای و اجتماعی بسیار مهم است. هدف از درمان از بین رفتن علائم بیماری یا بهبود آن به معنای از بین بردن یا فرو نشاندن علائم در بیمار نیست، بلکه بر گسترش و حفظ نقش و فعالیت ارزنده او در اجتماع می باشد.

لازم به یادآوریست استراتژیهای روان درمانی جایگزین دارو نیستند بلکه باید هم زمان با مصرف داروها برای سازگاری بیشتر و بهبود عملکردها بکار رود. به عبارتی درمان های غیردارویی به فرد کمک می کند، مصرف دارو را ادامه داده و چالش هایی که هر روزه با آن ها رو به رو می شوند را مدیریت کنند زیرا افراد مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی گاهی اوقات مصرف دارو را به خاطر عوارض یا عدم درک درست بیماریشان متوقف می کنند. این کار باعث برگشت علائم جدی و عود بیماری می شود، درمان روانی منظم می تواند به فرد کمک کند دارودرمانی را ادامه داده و از عود آن و یا نیاز به بستری شدن پیشگیری کند.

نکته مهم که به وضوح مشاهده می شود این است که ابتلای یکی از اعضای خانواده به اسکیزوفرنی فشار روانی شدیدی بر دیگر اعضای خانواده وارد می کند. اینکه خانواده با واکنشی که به بیمار نشان می دهد موجب تنش او می شود که پیامد چنین عملکردی تشدید و تسریع بروز علائم بیماری و در نهایت بستری شدن در آسایشگاه  است.

لذا خانواده درمانی در درجه اول امری است بسیار مهم و ضروری، هدف از این نوع درمان معمولاً کمک به خانواده است، برای درک و دریافت تجربه هایی که فرد مبتلا به اسکیزوفرنی با آن ها دست و پنجه نرم می کند و کاهش ابراز هیجان خانواده و کمک به آن ها در اعمال نوعی رویکرد عاری از سرزنش توأم با آرامش در جهت حل مشکلات.

اگر مبتلایان به اسکیزوفرنی روابط نزدیک و دلسوزانه ای با افراد کلیدی اطراف خود داشته باشند در رویارویی با بیماری تواناترند تا افرادیکه از چنین روابطی محرومند. بنابراین روابط با دوستان و برخورداری از حمایت خانواده بر زندگی روزمره آن ها تأثیر مثبتی خواهد داشت.

با توجه به اینکه تشخیص بیماری جدی در مورد فرد، به عزت نفس او لطمه می زند، سایر مشکلات زندگی مانند از دست دادن شغل، قطع رابطه با افراد یا مشکلاتی در زمینه تحصیل هم ضربه سختی به وی وارد می کند. لذا پس از خانواده درمانی، توانبخشی حرفه ای – اجتماعی آغاز می شود.

توانبخشی شامل آموزش شغل، مشاوره مدیریت مالی و راهنمایی در استفاده از حمل و نقل عمومی، خرید و … باعث می شود که فرد تا حد ممکن استقلال خود را حفظ کند و با تمرکز بر ایجاد و پرورش روابط بین فردی از انزوای اجتماعی آن ها کاسته می شود. بنابراین برنامه های توانبخشی در ترکیب با روان درمانی بسیار موثرند.

مسأله مهم دیگر در مورد بیماری اسکیزوفرنیا ” انگ زدن” است  و ترس از آن که در بسیاری موارد سبب مخفی کردن بیماری، بیمار و اهمال درمان می شود. ترس از تبعیض، اُفت اجتماعی، ناتوانی در همسریابی و تمسخر دیگران در محیط های اجتماعی ریشه اصلی این مسأله است که علت عمده آن هم پایین بودن سطح اطلاع مردم از این بیماری است. دانش عمومی در مورد بیماری اسکیزوفرنیا به دلایل گوناگون حتی در فرهیخته ترین گروه های اجتماعی چندان بالا نیست، بی توجهی به سامانه آموزشی در سطوح گوناگون تا کم توجهی رسانه های جمعی حتی آثار هنری مانند فیلم های سینمایی منوط بر این امر است.

وقتی بیمار، اَنگ فاجعه را از بیماری روانی حذف می کند بهبودی معنای جدیدی پیدا می کند.

ما معتقدیم بسیاری از مبتلایان به اسکیزوفرنی در صورتی که با مراکز درمانی سلامت روان و تیم درمان حرفه ای در تماس باشند زندگی بهتری خواهند داشت. تیم درمان متشکل از روانپزشک، روانشناس بالینی، مددکار اجتماعی، پرستار، کاردرمانگر، بیمار و خانواده اش با هدف توسعه توانمندیهای باقی مانده فرد، استقلال اجتماعی، رسیدن به رضایت فردی، بالا بردن سازگاری اجتماعی و ایجاد مهارت های بین فردی است.

امید است با تصویب قوانین حمایتی لازم، افزایش بودجه و امکانات در تمامی سطوح و ارائه خدمات به بیماران روانی به ویژه مبتلایان به اختلالات مزمن، به آنان توجهی در خور شأن انسانی و منطبق بر اصول اخلاقی و فرهنگی شایسته کشورمان مبذول شود.

منابع:

۱- درمان و توانبخشی اسکیزوفرنیا، راهنمای خانواده ها و مراقبان | نویسندگان: ضیاء قائم مقام فراهانی، آناهیتا خدابخشی کولایی، فریده براتی سده، ویراستار علمی: مهشید فروغان- تهران: رشد: ۱۳۸۵

۲- مدارا با بیمار اسکیزوفرن، راهنمای بیماران، خانواده ها و مراقبین بیماران اسکیزوفرن | نوشته استیون جونز و پیتر هیوارد: برگردان مهین میلانی: تهران: فراوان ۱۳۹۳

۳-راهنمای آموزش بیماری اسکیزوفرنیا، دکتر یاسمن متقی پور، دکتر مریم طباطبایی، فیروزه ضرغامی | ویراستار: معصومه اکبری | تهران: گیسا، ۱۳۹۲

۴- اسکیزوفرنی- ویکی پدیا- دانشنامه آزاد

۵- مقاله جامع در خصوص بیماران اسکیزوفرنیا | منبع: seemorgh.com

 

مریم طغرایی | مددکار اجتماعی بیماران اعصاب و روان
پایگاه اطلاع رسانی مددکاران اجتماعی ایران

   + ; ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٦/٤
comment نظرات ()
← صفحه بعد
get our toolbar!

.: powered by iranian social workers :.