مددکاری اجتماعی..::..Social Work

کودکان کارگر خیابانی‌ و سیاستهای اجتماعی بایسته


هدف:این پژوهش برای شناخت سیاستهای اجتماعی سودمند در پیوند با کودکان کارگر خیابانی‌ انجام شده است.روش:این پژوهش از گونه بررسیهای کیفی است و برپایه روش نمونه‌گیری گلوله برفی و 13 گفتگوی ژرف‌اندیشانه با کارشناسان،مسئولان و سیاستگذارانی که تجربه کار کردن از نزدیک با این‌ کودکان را داشته‌اند انجام پذیرفته و یافته‌ها در سه مرحله کدبندی،خوشه‌بندی و تفسیر،بررسی شده‌ است.


یافته‌ها:یافته‌های این پژوهش گویای آن است که برای پیشگیری از این پدیده نیازمند اجرای‌ درست سیاستهای کلان در جامعه و گسترش فعّالیتهای اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی در محلّه‌های‌ فقیرنشین بویژه در پیرامون شهرهای بزرگ هستیم؛همچنین،پشتیبانی از این کودکان نیازمند پذیرش‌ آنان بعنوان یک واقعیّت در جامعه،شناخت درست کودکان و مسائل و نیازهایشان و نیز پیش‌بینی خدمات‌ حمایتی سازگار با شرایط و ویژگیهای کودکان کارگر خیابانی است.برای توانمندسازی این کودکان باید به آموزش آنان و پدید آوردن فرصتهای کاری مناسب برای ایشان(کودکان 15 تا 18 سال)و مشارکت‌ دادن این کودکان در برنامه‌های مربوط به خودشان پرداخت.

نتیجه:با توجّه به یافته‌ها،به نظر می‌رسد که بتوان با بررسی و دستیابی به شناختی دقیق و درست از این پدیده و در پرتو همکاری‌های میان بخشی و برنامه‌ریزی سازگار با چیستی پدیده کودکان کارگر خیابانی،این ناهنجاری اجتماعی را از میان برداشت.

پیشگفتار:

سیاست اجتماعی،ناظر به خدمات اجتماعی و رفاهی دولت است و در عمل به کارهایی گفته می‌شود که‌ به بهبود در روش زندگی انسانها می‌انجامد.1 هدف سیاست‌ اجتماعی،پشتیبانی از ناتوان‌ترین اعضای جامعه است.2 سیاست اجتماعی پیوندی نزدیک با چگونگی مشکلات‌ اجتماعی،روش حلّ این مشکلات و بررسی موفقیّت یا شکست برنامه‌هایی دارد که برای بهسازی جامعه اجرا می‌شود.3.به گونهء فشرده می‌توان گفت که سیاستهای‌ اجتماعی،تدابیر،برنامه‌ها و تصمیم‌هایی است که دولت‌ برای پشتیبانی از شهروندان،بویژه لایه‌های آسیب‌پذیر جامعه در نظر می‌گیرد.کودکان بخشی از لایه‌های‌ آسیب‌پذیرند که بی‌توجهّی به آنان می‌تواند پیامدهایی‌ جبران‌ناپذیر برای جامعه داشته باشد؛و در این میان، کودکان کارگر خیابانی که زیر فشارها و در سایه سختی‌های زندگی به کار در خیابانها رو آورده‌اند و فرایند طبیعی رشد جسمی،ذهنی،عاطفی و اجتماعی‌شان و همچنین تکامل شخصیّت و جریان اجتماعی شدن‌ بهنجار آنان به خطر افتاده است،نیازمند توجّه ویژه‌اند.

این کودکان برای نخستین بار در 73-1372 در خیابانهای تهران و برخی دیگر از شهرهای بزرگ کشور دیده شدند؛کودکانی در رده‌های سنّی گوناگون که بیشتر در پارکها و چهارراه‌های شلوغ و پررفت‌وآمد به‌ دستفروشی یا کارهای خدماتی پیش پا افتاده‌ می‌پردازند.4 آنان ساعتهای بسیار در طول روز در پی‌ برآوردن نیازهای پایه‌ای خود و خانواده‌شان در خیابانها پرسه می‌زنند.این کودکان یا برای یاری‌رسانی به‌ خانواده کار می‌کنند یا تنها نان‌آور خانواده‌اند که اگر کار نکنند خانوادهءشان دچار مشکلات سنگین می‌شود.5 آمار درستی از این کودکان درد ست نیست؛آمارهای‌ رسمی نیز بسیار متفاوت است؛ولی با وجود متفاوت‌ بودن برآوردها،واقعیّت انکارناشدنی آن است که روزانه‌ صدها کودک بی‌پشتیبانی بزرگسالان و نهادهای مسئول، در خیابانها کار می‌کنند و با آسیبهای گوناگون جسمی و روحی بر اثر احتمال تصادف،آلودگیهای محیطی، بدرفتاری،سوء استفاده جنسی و...روبه‌رویند.

کار کردن کودکان در خیابانها پدیدهء تازه‌ای نیست و در بسیاری کشورها،بویژه کشورهای رو به توسعه،یکی‌ از مشکلات بزرگ به شمار می‌آید.در پاره‌ای از کشورها این مسئله با برنامه‌ریزیها رو به کاهش نهاده و وضع بهبود یافته است،6ولی در ایران با وجود اقداماتی‌ که از سوی سازمانهای دولتی انجام گرفته،این مسئله‌ همچنان باقی است و حتّی گسترش نیز یافته است.

بررسی چگونگی پرداختن دستگاههای دولتی به مسئلهء کودکان خیابانی،نشان‌دهندهء رویکردی نرمش‌ناپذیر است که بیشتر برپایهء سیاست«حذف»طرّاحی شده‌ است؛7شیوه‌ای که به گونهء ضربتی و مقطعی و ناپایدار به‌ اجرا درآمده و به پیچیده‌تر شدن مسأله انجامیده است.8 با توجّه به ادامه حضور کودکان در خیابانها و شرایط ویژهء آنان و مسائل و آسیبهای برآمده از کار در خیابان و همچنین کارساز نبودن سیاستهای اجتماعی کنونی،این‌ پژوهش انجام گرفته است.

روش بررسی:

این پژوهش از گونهء بررسیهای کیفی بوده و با روش‌ پدیدارشناسی انجام شده است.

نمونه و روش نمونه‌گیری:از میان کارشناسان، مسئولان و سیاست‌گذارانی که از نزدیک با کودکان‌ کارگر خیابانی(دستکم برای 2 سال)سروکار داشتند 13 همکار پژوهشی به روش نمونه‌گیری گلوله برفی‌ برگزیده شدند و پژوهش تا آنجایی گرفته شد که‌پژوهشگر،یافته‌ها را بسنده یافت.

روش گردآوری داده‌ها:اطّلاعات از راه گفتگو با کارشناسان،مسئولان و سیاست‌گذاران گردآوری شد.

هدف اصلی گفتگوها،شناخت پژوهشگران از کودکان‌ کارگر خیابانی و سیاستهای اجتماعی مناسب در پیوند با این کودکان در سه زمینهء پیشگیری از پیدایی و افزایش، پشتیبانی و توانمندسازی آنان بود.

روش تجزیه و تحلیل داده‌ها:نخست متن گفتگوها با همهء جزئیّات نوشته شده و سپس تحلیل داده‌ها در سه‌ مرحله انجام گرفته است:نخست،پژوهشگر با بازخوانی پیاپی یادداشتها و گوش دادن دوباره به نوار گفتگوها به بازشناخت مقوله‌های موجود در داده‌ها و کدگزاری آنها پرداخته،سپس با خواندن و بازخوانی‌ کدهای به دست آمده به رده‌بندی و خوشه‌بندی داده‌ها (کدهای همسان)دست زده،و سرانجام به توصیف‌ داده و پرداخته و تفسیر خود را در این زمینه که داده‌ها گویای چیست به دست داده است.

یافته‌های پژوهش:همکاران پژوهشگر،برپایهء یافته‌ها،این گروه از کودکان را کودکان کارگری می‌دانند که ناگزیرند برای کسب درآمد و کمک به خانواده یا حتّی‌ برای تأمین هزینهء زندگی پدر و مادر خود ساعتهایی را به‌ کار در خیابان بپردازند که این کار می‌تواند داوطلبانه یا اجباری،و به گونهء فردی یا در پوشش دسته و گروه باشد.

همکاران پژوهش به ذکر ویژگیهای گوناگون این‌ گروه از کودکان،در چارچوب ویژگیهای فردی و خانوادگی آنان،مهمترین نیازهایشان،میزان بهره‌مندی‌ کودکان کارگر خیابانی از حقوق خود و شرایط و ویژگیهای کار در خیابان پرداخته‌اند که برجسته‌ترین‌ نکات در این زمینه در زیر می‌آید:

جنس:کودکان کارگر خیابانی از هر دو جنس‌ هستند،بیشتر آنان پسرند و شمار دخترها اندک است.

سن:این کودکان را می‌توان به دو گروه سنّی زیر15 سال(3 تا 15)و بالای 15 سال(15 تا18)بخش‌بندی‌ کرد.

از دید ملیّت و وابستگی قومی می‌توان از گروه‌های‌ گوناگون ایرانی،افغانی و غربتی(کولی)در میان کودکان‌ کارگر خیابانی یاد کرد.

از دید سواد،این کودکان را می‌توان به گروههای‌ بیسواد،دست از تحصیل کشیده و سرگرم تحصیل‌ بخش‌بندی کرد.

سرپرستی:بیشتر کودکان کارگر خیابانی خانواده‌ دارند،امّا در خانواده‌های آنان مسائلی همچون اعتیاد پدر یا مادر یا هر دو،طلاق،بیکاری،از کار افتادگی و... وجود دارد.

پیوند با خانواده:بیشتر این کودکان با خانواده‌هایشان ارتباط پیوسته دارند و شبها به خانه‌ برمی‌گردند.

بهداشت و خوراک:کودکان کارگر خیابانی در وضعی ناخوشایند به سر می‌برند.

بر سر هم دربارهء کودکان کارگر خیابانی باید گفت که‌ آنان از کمترین حقوق یک کودک یعنی حقّ بازی، آموزش،داشتن سرپناه،خوراک،فضایی امن برای‌ زندگی و دسترسی به خدمات بهداشتی محرومند. مهمترین نیازهای این کودکان را می‌توان نیازهای مادّی، نیاز به احساس امنیّت،نیاز به مهر و محبّت دانست.

برپایهء یافته‌های پژوهش،دربارهء ویژگیهای کار کودکان در خیابان می‌توان گفت که کار در خیابان‌ در شمار کارهای غیر اقتصادی و کاذب است،یعنی‌ فعّالیتی که رسمیّت ندارد و برای کودکان نمی‌توان‌ آینده‌ای شغلی در این زمینه ترسیم کرد.کار در خیابان، با آنکه نیازمند مهارت و صرف انرژی و تمرکز فکری‌ نیست،درآمد خوبی دارد.کودکان کارگر خیابانی‌ ساعت کار مشخّصی ندارند و حوزهء کارشان گسترده‌

است؛همچنین نظم و مقرّراتی برای کار در خیابان‌ وجود ندارد.فضای کاری این کودکان ناامن است و آنان‌ پذیرای آسیبهای جسمی و روانی گوناگونند.احتمال‌ خطر تصادف برای این کودکان وجود دارد و گذشته از آن،آلودگی هوا،آلودگی صوتی و آلودگی‌های محیطی‌ آنان را به بیماریهای گوناگون دچار می‌سازد.همچنین‌ ممکن است برای کودک درگیریهایی بر سر جای کار، پول یا...پیش می‌آید یا حتّی کودک با بدرفتاریها و خشونت‌ و تهدید و توهین مأموران دولتی(شهرداری،نیروی‌ انتظامی و بهزیستی)،کسبه و اهالی محلّی که در آنجا کار می‌کند روبه‌رو شود.این کودکان در خیابان تحقیر می‌شوند،ناسزا می‌شوند،کتک می‌خورند،به آنان‌ پیشنهادهای ناخوشایند می‌شود و خطر آزار جنسی‌ بویژه برای کودکان کوچکتر(دختر یا پسر)وجود دارد؛ همچنین،گاهی کودکان کوچکتر از سوی کودکان‌ بزرگتر آسیب می‌بینند،یعنی آنان که آسیب‌دیده‌ترند به‌ کوچکترها آسیب می‌رسانند.

حال برپایهء این شناخت،به سیاستهای اجتماعی‌ مناسب برای پیشگیری از کار کردن کودکان در خیابان، و پشتیبانی و توانمندسازی آنان می‌پردازیم.

یافته‌ها نشان می‌دهد که پیشگیری کامل از این پدیده، در سایهء شرایط کنونی،ناممکن است؛ولی با اقداماتی‌ می‌توان این پدیده را تا اندازه‌ای مهار کرد و شمار این‌ کودکان را در خیابانها کاهش داد.برپایهء یافته‌ها،این‌ اقدامات دربرگیرنده موارد زیر است:

-شناسایی بن‌مایه‌های این پدیده؛یعنی پیش از هر کار باید به شناسایی عواملی پرداخت که باعث می‌شود کودکان زیر عنوان کودکان کارگر به خیابانها بیایند.

-شناسایی خانواده‌های کم‌درآمد و محلّه‌های‌ فقیرنشین؛برای شناسایی خانواده‌های کم‌درآمد و خانواده‌هایی که ممکن است در آینده کودکان کارگری‌ در خیابان داشته باشند،راهکارهایی همچون شناسایی‌ این خانواده‌ها از راه نهادهایی مانند بهزیستی یا کمیتهء امداد و مدارس،شناسایی این خانواده در محلّه‌های‌ فقیرنشین و حاشیه‌های شهرهای بزرگ و شناسایی این‌ خانواده‌ها با راهنمایی خود کودکان خیابانی،پیشنهاد می‌شود.

-توانمندسازی خانواده‌ها؛با توانمندسازی‌ خانواده‌ها می‌توان از کار کردن کودکان در خیابان‌ جلوگیری کرد.پژوهشگران برای توانمندسازی‌ خانواده‌ها،بر آموزش شیوه‌های فرزندپروری به پدران و مادران،آگاه کردن آنان از حقوق کودک،آموزش‌ شیوه‌های حلّ مسأله به آنان و یادآوری لزوم‌ مهارت آموزی به کودکان و فراهم آوردن کار برای ایشان‌ انگشت می‌گذارند.با پررنگ کردن نقش نظام آموزش‌ و پرورش و مدرسه بعنوان نهاد آموزشی و تربیتی،از راههایی چون کاربردی کردن درسهای آموزشی یا قرار دادن آموزشهای فنّی و حرفه‌ای در کنار موّاد درسی، فراهم آوردن زمینهء آموزش رایگان و در دسترس‌ خانواده‌های نیازمند و بر پا کردن بخش مددکاری و مشاوره در مدارس،می‌توان این دسته از کودکان را به‌ مدارس کشاند و از کار کردن آنان جلوگیری کرد.

-اصلاح قوانین؛با اصلاح قوانین و در نظر گرفتن‌ ضمانتهای اجرایی لازم برای برخی از قوانین کنونی‌ می‌توان از کار کودکان جلوگیری کرد.

پیگیری و اجرای درست سیاستهای کلان در جامعه؛برای نمونه در زمینهء فقرزدایی،فراهم ساختن‌ فرصتهای برابر کاری برای همگان و تلاش برای کاهش‌ بیکاری،گسترش دادن دامنهء خدمات اجتماعی و حمایتی مناسب و در نظر گرفتن بیمه و تأمین اجتماعی‌ فراگیر برای همهء گروههای کم‌درآمد و آسیب‌پذیر جامعه،اجرای گسترده و دقیق برنامه‌های آموزش برای‌ همگان،اجرای برنامه‌های فرهنگی و توسعهء اجتماعی‌ در روستاها و مناطق محروم و دورافتاده و توجّه به اقتصاد بومی و محلّی به گونه‌ای که زمینه‌ساز کاهش کوچ به‌ کلانشهرها شود و اجرای برنامه‌های فرهنگی و توسعهء

انسانی فراگیر با هدف توانمندسازی زنان و دختران و فراهم کردن زمینه‌های حضور هرچه بیشتر آنان در عرصه‌های اجتماعی و...کارساز خواهد بود.

یافته‌های این پژوهش در پیوند با سیاستهای‌ اجتماعی مناسب برای پشتیبانی از کودکان کارگر خیابانی به 7 مقولهء کلّی اشاره دارد:

1-پذیرش پدیدهء کودکان کارگر خیابانی بعنوان‌ یک واقعیّت در جامعه؛یعنی نخست باید دریافت و پذیرفت که کودکان کارگر خیابانی وجود دارند، نیازمندند و اکنون چاره‌ای جز کار کردن در خیابان‌ ندارند.

2-شناسایی و آمارگیری دقیق از کودکان کارگر خیابانی؛ارزیابی وضع کودکان کارگر خیابانی و به دست‌ آوردن آمارهای دقیق دربارهء آنان،لازمهء سیاستگذرای و برنامه‌ریزیهای مناسب برای این گروه است.

3-توانمندسازی خانواده‌های این کودکان؛برای‌ پشتیبانی از این کودکان نخست باید خانواده را توانمند کرد تا در صورت امکان خانواده کارکردهای اصلی خود را به دست آورد،از مهمترین کارها در این زمینه،می‌توان‌ به آموزش و آگاهسازی پدر و مارد،مهارت آموزی و کاریابی و پشتیبانی مالی از خانواده‌های کودکان کارگر خیابانی یاد کرد؛امّا این پشتیبانی نباید به گونه‌ای باشد که‌ انگیزه‌ای برای دیگر خانواده‌ها فراهم آید تا فرزاندانشان‌ را به خیابان بفرستند.

4-جذب کودکان کارگر خیابانی؛کمک‌رسانی‌ مناسب به این دسته از کودکان،در گرو به دست آوردن‌ اعتماد آنان و برقراری گونه‌ای پیوند حرفه‌ای و عاطفی با ایشان است.

5-کمک‌رسانی به کودکان کارگر خیابانی در پنج‌ زمینهء امنیّتی،آموزشی،بهداشت و تندرستی فردی، کار و خوراک:یافته‌ها نشان می‌دهد که خدمات مناسب‌ برای این کودکان خدماتی است که در دسترس،بهنگام، تخصّصی و علمی،رایگان یا با کمترین هزینه باشد.این‌ کمکها می‌تواند هم در محلّ کار کودکان صورت پذیرد (منظور نقاطی در سطح شهر است که محّل آمدوشد و گرد آمدن کودکان است،مانند برخی چهارراهها،میدانها و پارکها)یا در محّل زندگی آنان(مانند پیرامون شهرها)؛ همچنین این کمکها می‌تواند به دو گونهء ثابت و سیّار باشد.ضرورت کمکهای سیّار از آن‌رو است که برای‌ پشتیبانی واقعی از این کودکان باید خدمات آموزشی و بهداشتی و درمانی مورد نیاز آنان را به جاهایی برد که‌ حضور دارند و بخشی دیگر را در محّل کارشان برای‌ آنان فراهم کرد.گفتنی است که دز زمینهء کمک‌رسانی‌ به گونهء سیار،آموزش نیروها(مربیّان یا مددکاران‌ خیابانی)یک ضرورت به شمار می‌آید.

برپایهء یافته‌های پژوهش،کارهایی که برای‌ ساماندهی و بهسازی شرایط کار در خیابان می‌توان انجام‌ داد به شرح زیر است:

*برپا کردن جایگاههایی ویژه مانند دکه‌هایی‌ کوچک در کنار چهارراهها،میدانها یا در پارکها که کودک‌ به جای اینکه در لابه‌لای ماشینها یا در خیابانها به کار بپردازد بتواند در یک جایی ثابت کار کند.بدین‌سان هم‌ خطر تصادف کاهش می‌یابد و هم احساس امنیّت در کودک بیشتر می‌شود.

*در نظر گرفتن پوششهای یکسان برای همهء کودکان کارگر خیابانی که نشان دهد آنان با نظارت یک‌ نهاد در خیابانها کار می‌کنند.

*آموزش روشهای فروشندگی،آداب معاشرت و چگونگی برخورد با مردمان،به سخن دیگر،به کودکان‌ آموخته شود که برای عرضه کردن کالاها و خدمات‌ خود چگونه با دیگران رفتار کنند و به تبلیغ کالاها و کار خود بپردازند.با این آموزش،نه تنها خودباوری و عزّت نفس کودکان افزایش می‌یابد و در نتیجه کمتر طرد می‌شوند و مورد بدرفتاری قرار می‌گیرند،بلکه‌ می‌توانند زودتر و بیشتر کالاهای خود را بفروشند، کمتر در خیابان باشند و کمتر آسیب ببینند.

*کالاهای مناسب برای فروش در اختیار کودکان‌ گذاشته شود؛یعنی کالاهایی که هم مورد نیاز شهروندان‌ باشد و هم کودکان بتوانند از فروش آنها سود بیشتری‌ به دست آورند.

یافته‌ها نشان می‌دهد که برای افزایش امنیّت این‌ کودکان در خیابان می‌توان به کارهای زیر پرداخت:

*برپا کردن مکانهایی در سطح شهر که کودکان‌ کارگر خیابانی به هنگام احساس خطر و نیاز(برای‌ نمونه،هرگاه آزار دیده‌اند یا کسی در پی‌شان است یا کسی کالاها و پولشان را گرفته است)بتوانند به آنجا مراجعه کنند و کمک بگیرند.

*آموزش مأموران و گروههای گشت نیروی‌

انتظامی،شهرداری و سازمان بهزیستی برای برخورد درست با کودکان کارگر خیابانی.

*کمک گرفتن از مأموران راهنمایی و رانندگی و آموزش دادن آنان در زمینهء تأمین امنیّت این کودکان، به هنگامی که در خیابانها کار می‌کنند.

*برگزیدن همیار پلیس از میان خود کودکان کارگر خیابانی؛بدین‌گونه که کودکان بزرگتر و دارای‌ صلاحیّت را آموزش دهیم که از دیگر کودکان پشتیبانی‌ کنند.

*پیش‌بینی دکه‌هایی برای کار کودکان و همچنین‌ پوششهایی همسان برای آنان که به گونه‌ای تعریف‌کنندهء چارچوبی برای کار کودک در خیابان باشد،می‌تواند احساس امنیّت در کودکان را افزایش دهد.

*آگاه‌سازی شهروندان و شناساندن درست این‌ گروه از کودکان به جامعه.

برپایهء یافته‌های پژوهش،بهترین راه آموزش کودکان‌ کارگر خیابانی،آموزش آنان در محّل کارشان و در ساعتهایی از روز است که کارشان سبکتر است.به سخن‌ دیگر،آموزش این کودکان نباید محدود به زمان و مکان‌ شود و آنان باید بتوانند در کنار کار،آموزش هم ببینند.

یافته‌ها نشان می‌دهد که برنامهء آموزشی این کودکان‌ می‌تواند دربرگیرندهء آموزش مهارتهای زندگی و مهارتهای رویارویی با مشکلات و حلّ مسائل،آموزشها دز زمینهء بهداشت و خوراک و دربارهء برخی بیماریها چون‌ هپاتیت و ایدز باشد.پیشنهادهایی نیز در زمینهء سوادآموزی این کودکان مطرح شده است مانند کوتاه و نرمش‌پذیر کردن مباحث درسی یا حتّی پدید آوردن یک‌ روش سوادآموزی مناسب برای کودکان کارگر خیابانی.

همچنین برای سوادآموزی،می‌توان کلاسهایی در برخی مدارس برپا کرد و کودکان کارگر خیابانی را بی‌هرگونه محدودیّت از نظر سن،ملیّت و داشتن‌ شناسنامه و...در آنها پذیرفت.آموزش و پرورش هم‌ می‌تواند آموزگارانی برای آموزش این کودکان در نظر بگیرد و سرانجام این امکان را فراهم کند که این کودکان، بیرون از چارچوب رسمی،امتحان‌دهنده و مدرک‌ بگیرند.

همچنین،یافته‌ها در زمینهء خدمات حمایتی‌ بهداشتی،گویای آن است که یکی از مهمترین برنامه‌ها، آموزش نکات بهداشتی به کودکان است مانند شستشوی دهان و دندان،یا راههای پیشگیری از برخی‌ بیماریها.در همین زمینه،می‌توان رضایت صاحبان‌ گرمابه‌های عمومی نزدیک محّل کار یا زندگی این‌ کودکان را به دست آورد یا حتّی با آنان قرارداد بست که‌ این کودکان بتوانند به آن گرمابه‌ها بروند.از دیگر موارد می‌توان به واکسیناسیون این کودکان و فراهم آوردن‌ پرونده بهداشتی برای هریک از آنان و برنامه‌رزی برای‌ معاینات لازم پزشکی یاد کرد.

یافته‌ها نشان می‌دهد که کودکان کارگر خیابانی و خانواده‌هایشان در زمینهء خوراک مناسب و آثار آن بر تندرستی کودک نیاز به آموزش دارند و باید تدابیری‌ اندیشیده شود که این کودکان بتوانند در طول روز یک‌ وعده خوراک گرم،یا میان وعده‌هایی مانند شیر و میوه‌ بخورند.

در زمینهء سیاستهای اجتماعی مناسب برای پشتیبانی‌ از کودکان کارگر خیابانی،باید بر لزوم معرفّی درست‌ این گروه به جامعه انگشت گذاشت که این‌کار از چند راه‌ امکان‌پذیر است:چاپ مقاله و گزارش در روزنامه‌ها و مجلاّت،تهیهء گزارشهای رادیویی و تلویزیونی،ساخت‌ فیلمها و سریالهای تلویزیونی دربارهء«کودکان کارگر خیابانی»،فراهم آوردن بروشورهایی با موضوع کودکان‌ کارگر خیابانی،سخنرانی در مساجد،انجمنهای صنفی‌وسازمانهای دیگر...

در پایان،باید به ضرورت وضع و اصلاح قوانین اشاره‌ کرد.گفتنی است که در کشور قانونی دربارهء کار کودکان‌ در خیابان وجود ندارد،ولی در زمینهء حقوق کودک‌ قوانینی داریم که باید به درستی اجرا شود.پیشنهاد می‌شود که قانونی ویژهء کودکان کارگر خیابانی تدوین‌ شود،به گونه‌ای که بتواند ضمانت اجرایی مؤثّری برای‌ اقدام اجتماعی فراهم آورد،یا دست کم قوانین موجود به سود کودکان اصلاح و پشتوانه‌های اجرایی لازم برای‌ آنها در نظر گرفته شود.

در زمینهء سیاستهای اجتماعی با هدف توانمندسازی‌ کودکان کارگر خیابانی،به نظر می‌رسد با اجرای‌ برنامه‌های مناسب در زمینهء پیشگیری از کار کردن‌ کودکان و پشتیبانی از کودکان کارگر خیابانی،درواقع‌ نسختین گامها برای توانمندسازی کودک و خانواده‌اش‌ برداشته شود.

در این زمینه می‌توان 6 مقولهء کلّی را مطرح کرد:

مهارت‌آموزی به کودکان کارگر خیابانی و ایجاد فرصتهای شغلی مناسب برای ایشان.برای‌ مهارت‌آموزی به کودکان کارگر خیابانی پیشنهاد شده‌ است که از فرصتهای موجود در سازمان فنّی و حرفه‌ای‌ بهره گرفته شود.همچنین بر ایجاد کارگاههای آموزشی‌ ویژهء این کودکان با هدف مهارت‌آموزی به آنان و آماده‌ کردنشان برای کار.این کارگاهها می‌تواند با همکاری‌ سازمانهایی مانند شهرداری،بهزیستی،وزارت کار و دیگر سازمانهای ذیربط،در رشته‌های گوناگون همخوان‌ با شرایط جسمی و روحی کودکان و همچنین رشته‌هایی‌ که در بازار کار خواهان دارد،راه‌اندازی شود تا کودکان‌ پس از پایان دورهء آموزشی بیکار نمانند و در آینده نیز بتوانند با مهارتی که آموخته‌اند زندگی کنند و درواقع به‌ کارگری ماهر تبدیل شوند.گزینش رشته و وگذاری‌ کار به کودکان باید برپایهء علاقه و سلیقه و توانمندی‌های‌ جسمی و ذهنی آنان انجام پذیرد.

کودکان در این کارگاهها باید در چارچوب شرایطی‌ ویژه به کار بپردازند:

*کودک همراه با کارآموزی،دستمزد هم دریافت‌ کند.این دستمزد نباید خیلی کمتر از درآمد آنان از کار در خیابان باشد؛در صورت امکان باید حتّی بیشتر به او پرداخت کرد تا در وی ایجاد انگیزه شود و به خیابان‌ بازنگردد.

*کودک زیر پوشش بیمه قرار گیرد.

*ساعت کار کودکان هماهنگ با قانون کار تعیین‌ شود و حتّی کمتر از آن.

*میان ساعات کار برای کودک زمان استراحت‌ در نظر گرفته شود.

*کودک در شرایطی کار کند که از قوانین حاکم بر آن آگاهی داشته باشد.

*کودک در کنار کار کردن،آموزشهای مورد نیاز را نیز ببیند.این آموزشها هم می‌تواند به گونهء عملی‌ به هنگام کار به کودک داده شود و هم در چارچوب‌ مددکاری گروهی بیرون از ساعات کار.

همچنین،در زمینهء توانمندسازی کودکان کارگر، ایجاد فرصتهایی تحصیلی در کنار کار،شرکت دادن این‌ کودکان در طرحها و برنامه‌ها،توانمندسازی‌ خانواده‌های آنان،رسیدگی به وضع کودکان تا 18 سالگی و ایجاد امکانات تفریحی و ورزشی برای کودکان‌ کارگر خیابانی پیشنهاد شده است.

برپایهء این پژوهش،پیشگیری از کار کردن کودکان، پشتیبانی از آنان و توانمندسازی کودکان کارگر خیابانی، در گرو همکاری همهء سازمانهای دولتی و غیر دولتی‌

دست‌اندرکار در این زمینه،در تنظیم و اجرای برنامه‌های‌ موردنظر است تا از اقدامات سطحی و مشابه و موازی در سازمانهای گوناگون جلوگیری شود.همکاران‌ پژوهشی،برپا شدن کمیته‌ای دربرگیرندهء نمایندگان همهء سازمانهای دولتی و غیر دولتی مربوط به کودکان کارگر خیابانی را پیشنهاد کرده‌اند که در آن همهء جوانب مسئلهء بررسی و در پرتو هم‌اندیشی و رایزنی،راهکارهای‌ مناسب پیش‌بینی و برنامه‌ای جامع تدوین شود که برپایهء آن،وظایف و مسئولیّتهای هر سازمان روشن باشد.

پیشنهاد شده است که این کمیته زیر نظر یک سازمان مانند سازمان بهزیستی که هم اینک سرپرستی امور مربوط به‌ کودکان کارگر خیابانی را دارد،باشد.

نتیجه‌گیری:

کودکان کارگر خیابانی،ویژگیهای گوناگون دارند.از این‌رو برای تدوین و اجرای سیاستهای اجتماعی‌ مناسب،باید دقّت شود که گذشته از خدمات عمومی که‌ برای همهء کودکان کارگر خیابانی لازم است،هر گروه از آنان به یک رشته خدمات ویژه نیز نیاز دارند که یکسره‌ باید با شرایط و نیازهایشان همخوان باشد.برپایهء یافته‌های این پژوهش،تا هنگام تحقّق یافتن برنامه‌های‌ درازمدّت با هدف پیشگیری از این پدیده،اقدامات‌ کوتاه‌مدّت و میان‌مدّت برای پشتیبانی و توانمندسازی‌ کودکان ضرورت دارد.

حلّ این مسأله نیازمند همکاری همهء سازمانهای‌ دولتی و غیردولتی دست‌اندر کار در این زمینه است که‌ در همان حال که هریک به کار ویژهء خود می‌پردازد،با سازمانهای دیگر نیتز همکاری کند.

بنابراین،پیشنهاد می‌شود:

-ارزیابی وضع کودکان کارگر خیابانی.

-تلاش برای روشن ساختن شمار واقعی کودکان‌ کارگر خیابانی.

-همکاری همهء سازمانهای دولتی و انجمنهای‌ غیر دولتی فعّال در زمینهء کودکان کارگر خیابانی.

-پشتیبانی مالی دولت از نهادهای غیر دولتی.

-راه‌اندازی بانک اطّلاعات از همهء مراکز دولتی و خصوصی،داخلی و خارجی که در زمینه کودکان کارگر خیابانی فعّالیت می‌کنند.

-حساس‌سازی شهروندان نسبت به کودکان کارگر خیابانی و معرّفی درست این گروه به جامعه.

-راه‌اندازی شورای کودکان و برگزاری نشستهایی با حضور خود کودکان.

-فراهم آوردن فرصتهای کاری مناسب برای کودکان‌ 15 تا 18 ساله،مانند:ایجاد ارتباط با اصناف گوناگون و شناسایی فرصتهای کاری مناسب،در نظر گرفتن مزایایی‌ برای کارفرمایانی که کودکان 51 تا 81 سال را به کار می‌گیرند،گزینش و معرّفی کارگر نمونه از میان کارگران‌ نوجوان15 تا 18 ساله و...

دکتر مصطفی اقلیما*

حسین حاج‌بابایی**

دکتر غنچه راهب***

شیما پرن‌فر****

Iranian Social Workers

   + ; ٥:۱٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳٩۱/٩/٢٦
comment نظرات ()
Get our toolbar!

.: Powered by Iranian Social Workers :.