مددکاری اجتماعی..::..Social Work

آسیب های اجتماعی؛ فرصت یا تهدید؟


عمدتا زمانی که می شنویم جامعه ای درگیر آسیب های اجتماعی است، بلافاصله به ذهن ما وضعیتی تهدیدآمیز مجسم می شود که باید برای رفع آن تهدید اقدام کرد تا سلامت به جامعه بازگردد و همه چیز امن و امان شود.


چنین اقدامی برای رفع یا کاهش آسیب ها چه معنی دارد؟ این اقدام می تواند دو معنی داشته باشد. اگر جامعه ای را تصور کنیم که زنده و پویاست و افراد در آن جامعه در برابر سرنوشت خود و همنوعان شان احساس مسئولیت می کنند و قادرند در تعامل با یکدیگر و نیز همکاری در نهادهای اجتماعی مشارکت نموده و در مورد امور مربوط به خود و جامعه شان تصمیم بگیرند، این اقدام یک فرصت است و موجب می شود تا چرخه همکاری ها، تعامل و رشد و توسعه اجتماعی فعال تر و پرثمر باشد. اما اگر جامعه ای را تصور کنیم که مردم در آن، مدتهاست از تحرک باز نشسته، سر درگریبان خود کرده و از یکدیگر غفلت نموده اند و نسبت به سرنوشت همنوعان شان بی تفاوت یا کم تفاوت شده باشند و یا جامعه ای که میزان مشارکت افراد در آن به حداقل رسیده و صرفا در حد خانواده منحصر شده باشد و در آن جامعه امکان عملی همکاری های اجتماعی نیز در قالب نهادها و موسسات مردمی وجود نداشته باشد، بدون تردید در چنین جامعه ای، آسیب های اجتماعی تهدیدهایی جدّی برای آن جامعه هستند که مانند خوره هر روز حیات آن جامعه را در خطر قرار می دهند.

در چنین جامعه ای برای مواجهه با آسیب های اجتماعی چون امکان عملی همکاری های اجتماعی نیز وجود ندارد و افراد نیز با شنیدن این آسیب ها برانگیخته نمی شوند و احساس مسئولیت مدنی نمی کنند، تنها راه مواجهه با آسیب ها، مبارزه با آنهاست و نه تلاش جمعی برای حل آنها. باید فقرا، کارتن خوابها، کودکان و زنان خیابانی و هر آسیب دیده دیگر را از خیابان ها جمع کرد و از انظار مردم دور کرد تا شهر به نظر تمیز و سالم بیاید و شائبه مسئله بودن این چیزها از ذهن دور شود. باید دور محلات آسیب دیده را دیوار بلند کشید یا ترفندهای دیگر به کار گرفت یا آن محله را خراب کرد. چهره ظاهری شهر و خصوصا پایتخت باید از لوث وجود آسیب دیدگان اجتماعی پاک شود زیرا برای امنیت جامعه خوب نیست و پدیده ای زشت و ناگوار تلقی می شود. درست مثل این که ما آشغالها را زیر فرش قایم می کنیم تا کسی آنها را نبیند. در چنین جامعه ای آسیب دیدگان اجتماعی درست مثل آشغال یا آلودگی هستند که باید دفع شوند.

اما در جامعه زنده و سالم، آسیب دیدگان اجتماعی بر گردن تمام مردم حق دارند و بیش از آن که آنها نیازمند افراد توانا باشند، یک یک مردم به آنها نیازمندند تا با انجام فعالیت های فردی و اجتماعی، مسئولیت خود را در برابر جامعه و همنوعان انجام دهند و ثابت کنند که انسان هستند وگرنه چه تفاوت میان انسان امانت دار الهی با حیوان که در تنازع بقا با همنوعان است. مگر نه این است که کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته.

چرا به جایی رسیده ایم که با ادعای مسلمانی برخلاف نیاکانمان که در مروت و جوانمردی شهره بودند و دستگیر نیازمندان و آسیب دیدگان، امروز سر در گریبان خود کرده ایم و حداکثر مسئولیت مان منحصر به اعضای خانواده مان شده است؟

برای ارتقای زندگی اجتماعی و تبدیل شدن از خانه وند به شهروند و پویایی جامعه، بایستی نگرش ما به آسیب ها و آسیب دیدگان اجتماعی تغییر یابد. آسیب دیدگان یک فرصت هستند برای یک جامعه زنده و پویا و نه تهدید.

Iranian Social Workers

   + ; ٩:٢٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱
comment نظرات ()
Get our toolbar!

.: Powered by Iranian Social Workers :.