مددکاری اجتماعی..::..Social Work

فقر نوروز نمی شناسد...


فقر اشکال مختلفی دارد، حتی رنگها و فصلهای متفاوتی ... گاهی رنگ لباس مندرس محمد رضای 7 ساله می شود که به خاطر فقر به مدرسه نرفته...


گاهی شبیه چهره سوخته رسول 14 ساله می شود که کارگری کرده و درس خوانده و حالا که باید دوره راهنمایی را تمام کند تازه رسیده به مقطع ششم ابتدایی، گاهی هم یک فصل می شود. مثل فصل اسفند...

یا نه، مثل نیمه های دوم فصل اسفند که همه خانه تکانی می کنند و رخت نو می خرند ... گاهی می نشیند توی چشمهای زهرای کوچک وقتی خیره می ماند به کفشهای براق پشت ویترین، از سفید و صورتی گرفته تا سبز وسورمه ای...
آمده ایم درکوچه پس کوچه های فقیر نشین شهرمان. همانجایی که عید و نوروز برای مردم محتاج اش با مردم بالای شهر خیلی تفاوت دارد. همانجایی که مردم نمی توانند آجیل کیلویی 50 هزار تومان بخرند یا بچه هایش نمی دانند هفت سین چه شکلی است. 
همانجایی که فصل بهار با پاییز برای مردم اش یکی است و در هر صورت فقر برایشان در تمام فصول سال فقر است، چه سال نو شود و چه نشود. مثل مادر محمد رضا که می گوید: بهار و عید برای ما با بقیه روزهای سال یکی است . بچه ها هم ندانند خرید عید چیست بهتر است . از سفر نوروزی هم خبر ندارند . ما کارگر ساده هستیم و پولی برای این کارها نداریم.
وقتی ازمریم براتی درباره وضعیت سفره هفت سین و شیرینی و آجیل شب عید می پرسیم می گوید: ما تا حالا پسته نخریده ایم پولدار که نیستیم تا با 5 بچه از این کارها بکنیم. حتی هفت سین هم نمی اندازیم. با عیدانه و یارانه هم فقط می توانیم قبض هایمان را بپردازیم.
کمی آن طرف تر زهرا که به گفته خودش بساطی است می گوید : عید فصل کارمان است . فقط خانه تکانی می کنیم و سه روز اول نوروز خانه تمام اقوام می رویم بعد می چسبیم به کار. دلمان به همین آمد و رفت مسافران در تعطیلات نوروز خوش است که فروشمان بالا می رود ... و وقتی از او دور می شویم با صدای بلند یادآوری می کند که جمعه بازار بساط دارد، سری به او بزنیم.
حتی سمیه که همسر یک کارگر افغانی است هم عید ندارد، می گوید: بخاطر شوهرم با مردم ارتباطی ندارم عیدها هم نه خرید می کنیم نه نوروز داریم چون نه پولمان به این حرفها می رسد نه شوهرم رسم عید نوروز دارد. فقط اسفند که می شود خانه تکانی می کنم.
اما وضع طاهر جغتایی رفته گر محله انگار بهتر است. می گوید 450 هزار تومان حقوق می گیرد و 470 هزار تومان برایش عیدی ریخته اند . بعد با شوق و ذوق اضافه می کند: بچه ها را فرستاده ام روستا بروند آب و هوا عوض کنند وقتی برگردند برایشان رخت نو می خرم تا ذوق کنند. با این گرانی و این حقوق فقط می توانیم امورات ماهیانه مان را بگذرانیم اما بچه ها که بیایند سفره هفت سین هم می اندازیم .بعد طوری لبخند میزند که دندانهای قهوه ای و کج و کوله اش بیشتر از لبخند حاصل از شادی صورتش را می پوشاند.
از محله جنوب شهر عبور می کنیم . اغلب مغازه ها و پیاده روها به چشمم خاکستری و شاید پر غبار می آید . اینجا همه چیز دلگیر است . ماشینها در هم می لولند و کوچه ها پر است از کودکانی که پا برهنه کوشه و کنار کوچه ها را پرسه می زنند. 
***
این روزها اگر به بازار سری زده باشید از لباسهای گران و مانتوهای حدود صد هزار تومان گرفته تا میوه هایی با قیمتهای باور نکردنی و آجیل و شیرینی، شرایط را برای تحمل وضعیت شب عید مردم آزار دهنده کرده است. مردم توان مالی خوبی برای تامین مایحتاج شب عید ندارند اما شوق خرید کودکان مردم را به بازار کشانده.کیفیت پایین کالاها و سو استفاده برخی از فروشنده ها در بازارهای شب عید مرهمی بر زخم مردم نشد . بطوریکه قیمت کالاهای داخلی و خارجی در یک سطح بر روی فاکتورهای فروش خودنمایی می کند.
حتی رییس اتحادیه باغداران اواخر بهمن اعلام کرد علیرغم اینکه سود منطقی برای فروش محصولات خشکبار در خرده‌فروشی‌ها 15 درصد و برای میوه و تره‌بار 30 درصد در نظر گرفته شده هیچ‌کدام از نرخ‌های تعیین شده، رعایت نمی‌شود و بعضا این محصولات چندین برابر قیمت فروخته می‌شوند.
شادلو نبود نظارت دقیق و تخصصی در بازار میوه را دلیل افزایش قیمت غیر منطقی آن در برخی از نقاط مختلف تهران عنوان کرد و اظهار داشت که هر کس بر حسب سلیقه قیمت‌های متفاوتی روی میوه‌ها می‌گذارد. 
موج گرانی ها همچنان ادامه دارد و گرانی کالاهای اساسی سبد خانوارهای متوسط و ضعیف را کوچک و کوچکتر کرده است. با این حال دولتی ها از ارزانی خبر می دهند که در راه است! هر چند عیدانه 85 هزار تومانی در روزهای نزدیک سال نو ، کمی از فشار اقتصادی روی خانوارها کاست اما در نهایت بنا بر تایید تمام اقتصادی ها تورم زاست و باعث بی ثبات تر شدن بازار شب عید شده و در واقع پاک کردن صورت مساله به جای حل آن است. در جایی که پسته به مرز کیلویی 80 هزار تومان نزدیک شده و گوشت و مرغ و سایر اقلام خوراکی هر روز از پله های افزایش قیمت بالا می روند، مسلما پرداخت عیدانه چاره کار نیست.

در این وضعیت زمزمه تحریم خرید آجیل در میان عده ای از مردم به گوش می رسد اما آیا می توان به این تحریم نخریدن میوه و شیرینی را هم به عنوان اقلام فانتزی در سبد شب عید مردم اضافه کرد؟ در شرایطی که کمترین قیمت میوه از کیلویی هزار تومان شروع می شود و شیرینی تا کیلویی 10 هزار تومان افزایش یافته چقدر از مردم توان برگزاری مراسم عید و دید بازدیدها را به همراه پذیرایی شب عید خواهند داشت. خلاصه این که دخل و خرج ایرانیان در این شبهای سال نو  بوی فقر می دهد...

Iranian Social Workers

   + ; ٦:٤٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات ()
Get our toolbar!

.: Powered by Iranian Social Workers :.