تفاوت های بنیادین سازمان های دولتی و غیردولتی با یکدیگر و نحوه مدیریت این دو ساز

سازمان های دولتی[۱] به سازمان هایی اطلاق می شوند که تحت امر دولتی مرکزی به انجام فعالیتی معین می پردازند، گستره این فعالیت ها بسیار متنوع و گسترده است. بطور کلی سازمان های دولتی به دو دسته سازمان های مجری[۲] (که در این سازمان ها انگیزه تحصیل درآمد مورد توجه قرار نمی گیرد) مانند وزارت خانه ها و موسسات دولتی همچون نهاد ریاست جمهوری و دیوان محاسبات کشور و سازمان های دولتی بازرگانی[۳](که سودآوری و تحصیل درآمد از اهداف اساسی آنها هستند) مانند شرکت های بیمه و بانک ها تقسیم می شوند.

سازمان های غیر دولتی[۴] بطور کلی به چهار دسته سازمان های خیرخواهانه[۵] (در این سازمانها فعالیت هایی مانند برآورده کردن نیازهای فقرا، توزیع خوراک، پوشاک و دارو به عنوان هدف تعریف میشوند و نحوه مدیریت این سازمانها عموماً سنتی است) سازمان های خدماتی[۶]  (سازمان هایی که اهدافشان در برنامه ریزی و فراهم اوردن خدمات آموزشی و بهداشتی برای خانواده ها خلاصه می گردد) سازمان های مشارکتی[۷] ( این سازمان ها پروژه های خود یار را به کمک مردم محلی به سرانجام میرسانند) و سازمان های توانمندسازی[۸] ( هدف اصلی این سازمان ها کمک به افراد در جهت دستیابی به توسعه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از طریق درک شفاف ایشان از توانایی هایشان و بالا بردن آگاهی ها است تا در نهایت افراد بتوانند خود کنترل زندگی شان را در دست گیرند. در فعالیتهای این سازمان ها مردم حداکثر دخالت و مشارکت را دارند و این سازمانها بیشتر به عنوان تسهیل کننده فعالیت می کنند) تقسیم می گردند.

سازمان پیشرو دولتی در حوزه ارائه خدمات اجتماعی سازمان بهزیستی[۹] است که در ایران مسئولیت کمک رسانی به مددجویان و همچنین توانمندسازی آنان را بر عهده گرفته است.

در سال های اخیر سازمان های غیر دولتی در حوزه مددکاری اجتماعی در ایران بسیار فعال و هدفمندانه عمل کرده اند. شاهد این مدعا پروژه های متعدد توانمندسازی است که توسط کلینیک های مددکاری اجتماعی در سراسر ایران به اجرا در آمده است و همچنین شرکت های توانمندسازی ای است که خصوصاً در دو حوزه توانمندسازی بانوان و معتاددان بهبود یافته به ارائه و اجرا خدمات گوناگون پرداخته اند.

بدیهی است که تفاوت بنیادین سازمان های دولتی و غیر دولتی در نحوه برخورداری و دسترسی به منابع مالی خلاصه می گردد. پروژه های اجتماع محوری که از طریق سازمان بهزیستی و یا شهرداری ها به اجرا در می آیند منابع مورد نیاز خود را از بودجه دولتی تامین می کنند، اما بودجه پروژه های سازمان های غیر دولتی از محل خیرین، مشارکت های مردم محلی و یا همکاری تعدادی از سازمان های دولتی با این پروژه ها؛ تامین می گردد. شاید بتوان ادعا کرد که اگر بودجه پروژه های غیر دولتی از طریق مشارکت مردم محلی تامین شود بهینه ترین و موثرترین حالت از مدیریت و به دنبال آن توانمندسازی شکل خواهد گرفت. توسعه ای که با مشارکت همراه و همگام باشد علاوه بر اینکه شاخص های توسعه یافتگی اقتصادی، اجتماعی را ارتقا می بخشد، حسی از همدلی، مشارکت و تعهد را در میان شرکت کنندگان در این پروژه ایجاد خواهد کرد. همدلی و تعهد ایجاد شده سبب خواهد شد که افراد و مردم محلی با اشتیاق بیشتری اهداف توسعه یافتگی را دنبال کنند، به ارزش ها و چشم اندازهای پروژه پایبند باقی بمانند و در راه عملیاتی کردن این اهداف تلاش کنند، در برنامه ریزی ها و تدوین گام به گام راهکارهای عملیاتی مشارکت فعالانه داشته باشند، از تک تک ظرفیت ها و توانایی هایشان در راه اجرای عملیاتی پروژه بهره گیرند؛ مهمی که اگر دنبال شود اهداف و شاخص های توانمندسازی را نیز به صورت خود به خودی تامین میکند.

مدیریتی که در سازمان های دولتی اتفاق می افتد مدیریتی سنتی و با نگاه و رویکرد پدرسالارانه ( مدیریت عمودی از بالا به پایین می باشد.) در این نوع از مدیریت معمولاً هیئتی در راس قرار دارند که بودجه بندی اجرایی را برنامه ریزی می کنند، برای نقش ها و فعالیت ها تعاریفی را تدوین می کنند، نظارت های دوره ای و از پیش تعیین شده را به اجرا در می آورند و در صورت نیاز تغییرات لازم را در هر کدام از روندها برنامه ریزی و نگارش می کنند. با توجه به آن چه که بدان اشاره شد؛ تامین بودجه بصورت برون زا (بدون مشارکت دست اندر درکاران) و رویکرد مدیریت سنتی، بی ترید یکی از آسیب های وارده به سازمان های دولتی و پروژه های اجرایی شان خواهد بود. در این سازمانها تعلق خاطر، احساس همدلی و مشارکت به اهداف تعیین شده با کاهش روبرو خواهد بود و کارکنان و شرکت کنندگان در پروژه بعضاً نه تنها احساس مشارکت و تعلق خاطر به اهداف را ندارند (زیرا که اهداف از پیش تعیین شده و تحمیلی هستند) بلکه همچنین احساس میکنند که نیرویی بیرونی آنها را در کنترل خود دارد و حتی در حالاتی بسیار آسیب زا آنان احساس می کنند که بایستی وظایف خود را فقط به جهت تحصیل درآمد و دریافت حقوق انجام دهند. در چنین شرایطی نیروی انسانی شاغل خلاقیت و بهره وری خود را از دست می دهد و به شاخص های سرمایه انسانی نزدیک نمیگردد، همچنین این نیرو در دراز مدت با آسیب هایی چون فرسودگی شغلی روبرو خواهد شد. خصوصاً در اجرای پروژه های توانمندسازی اگر مجریان از احساس رضایت و شادکامی درونی بی بهره باشند قادر نخواهند بود که به مددجویان خود کمک شایانی کنند و حس توانمندی و رضایت درونی را به آنها منتقل کنند. در قبال نحوه مدیریت در سازمان های غیر دولتی خصوصاً سازمان های مشارکتی و توانمندسازی رویکردی افقی، غیر سنتی و بر مبنای شایسته سالاری و احترام به تخصص هاست، رویکردی که سبب می شود افراد در جایگاه هایی قرار گیرند که برای آن جایگاه ها مناسب هستند. در این نحوه مدیریت؛ از پروژه ای به پروژه دیگر با اهدافی متفاوت نقش اعضا تغییر پیدا می کند و به عبارتی نقش ها و وظایف چرخشی هستند. (بی تردید در این سازمان ها هیئتی به عنوان هیئت مدیره ناظر بر روند مدیریتی و برنامه ریزی است تا از هرج و مرج جلوگیری کند اما نقش آنها صرفاً نظارت می باشد.) از آنجاییکه بودجه و تامین اعتبار مالی نیز بر اساس مذاکرات با سایر سازمان ها اعم از دولتی و غیر دولتی و یا بصورت درون زا از طریق شرکت کنندگان در پروژه و مردم محلی تامین می گردد، همانطور که گفته شد احساس مشارکت و تعهد افزایش پیدا می کند. شایسته سالاری در کنار تعلق خاطر سبب رشد و شکوفایی هر چه بیشتر توانایی ها، استعدادها، خلاقیت و در نهایت افزایش بهره وری خواهد شد و این افراد بهره ور که اکنون به سرمایه انسانی تبدیل شده اند و از ایفای نقش هایشان احساس رضایت دارند خواهند توانست این احساس درونی شده را به مددجویان منتقل کنند و به آنان در دستیابی به توانمندی درونی شده و تثبیت شده کمک کنند. در نهایت نه تنها خود از کارکردشان رضایت دارند بلکه می توانند افرادی  را پرورش دهند که این افراد بعنوان تسهیلگر به کمک و یاری سایرین بپردازند و در نهایت چرخه توانمندسازی هر چه پایدارتر دنبال گردد.

امید است که اصل ۴۴ قانون اساسی که به خصوصی سازی تاکید فراوان دارد هر چه کاربردی تر دنبال گردد، سازمان های دولتی هر چه بیشتر کوچک و کاربردی گردند و به جای نقش های اجرایی نقش تامین کنندگی منابع مالی را بر عهده گیرند و این منابع را در اختیار سازمان های غیر دولتی قرار داده تا آنان با تکیه بر مفاهیم شایسته سالاری، تعهد و همدلی اهداف توسعه پایدار را هر چه کاربردی تر دنبال نمایند.

نویسنده: پونه امام شوشتری؛ کارشناس ارشد توسعه اقتصادی و برنامه ریزی
انتشاریافته در مجموعه تخصصی مددکاری اجتماعی ایرانیان

[۱]Government Organization

[۲]Executive Organization

[۳]Business Organization

[۴] Non Governmental Organization

[۵] Charity

[۶] Service Organization

[۷] Cooperative Organization

[۸] Empowerment Organization

[۹] State Welfare Organization

 
/ 0 نظر / 54 بازدید